zondag 13 december 2015

مهرداد هرسینی:‌ «فتنه چهارم» ترجمان مهندسی انتخابات

  

مهرداد هرسینی:‌ «فتنه چهارم» ترجمان مهندسی انتخابات

 
با نزدیک شدن نمایش انتخابات حکومت برسر صندلی های دو مجلس رژیم آخوندی، بحران «هژمونی» در راس دیکتاتوری خامنه ای هرروز ابعاد تازه تری بخود گرفته است. در حالیکه توپخانه دو طرف درگیر روزانه در حال شلیک است، این انتخابات که به گفته رفسنجانی یکی از «مهم ترین» آنها است، قرار است تا نه تنها سرنوشت سمت و سوی سیاست های کلی نظام آخوندی در دوران پسا زهرخوران را تعیین نماید، بلکه به بحرانی به نام «رهبری» و تعیین و تکلیف خودکامگی «مقام معظم» نیز بپردازد.
از شواهد و علائم چنین می توان استنتاج کرد که دو طیف درگیر در این نمایش انتخاباتی با دو اهرم متفاوت در میدان نبرد حاضر شده اند. نخست خامنه ای و باند نظامی – امنیتی نظام که با شعار مقابله با «فتنه چهارم» از هم اکنون دست به مهندسی گسترده انتخابات زده است و سپس جناح مقابل در هیبت رفسنجانی یا همان «ملیجک خمینی» است که با اهرم «برجام» به جنگ ولی فقیه و باند وی آمده است.
برای رفسنجانی بدست گرفتن مجلس خبرگان از الویت برخوردار است. طرح اصلی رفسنجانی در وهله نخست بر کنترل «خبرگان» رهبری متمرکز شده است. با ورود وی به این صحنه به یقین بحران در راس رهبری نظام آخوندی به شدت ضریب و تعادل در درون رژیم میان باندهای متخاصم برسر قدرت برهم خواهد خورد. به ویژه آنکه رفسنجانی اکنون از تمامی اهرم های ممکن مانند «حسن خمینی» نیز استفاده ابزاری می کند.
در حالیکه صورت مسئله برای آخوند روحانی که ادعای «رهبری نظام» را ندارد در اساس چیز دیگری است. این سخن بدان معنا است که آخوند روحانی محوراصلی وظائف خود را بر بدست گرفتن مجلس ارتجاع برای پیش برد سیاست های اقتصادی استوار کرده است. در این رابطه سایت حکومتی جهان نیوز (2 شهریور 1394) به صراحت نوشته است: «دولت در ادامه سیاست خارجه خود با خروجی اقتصادی بازهم به گردنه مجلس خواهد رسید. روحانی مجلس آینده را مجلسی می خواهد که تخفیف های جدی در راه تعامل با گروه های اقتصادی غربی از خود نشان بدهد».

همچنین باند رفسنجانی – روحانی که تسلیم نامه اتمی را یکی از دستاوردهای مهم و به تبع آن تنها برگ های مهم انتخاباتی خود می دانند، بر این باور هستند که اگر ولی فقیه انتخابات پیش رو را دستکاری نکند و آن را در یک روند طبیعی به جریان بیاندازد، به یقین وی و کاندیداهای مورد علاقه باند او از صندوق های «شیشه ای» و نه «استتار» شده، بیرون خواهند آمد. تلاش وی نیز تا به امروز براین بوده تا عطف به قانون اساسی رژیم نقش تیغ برنده ی خامنه ای یعنی شورای نگهبان را صرفا در چارچوب «نظارت» تبیین نماید.
وی در این رابطه آمال و امیال خود را از زبان یک فرمانده سابق سپاه اینگونه به تصویر کشیده است: «حرف آخر آقای هاشمی به بچه‌های جنگ، حرف اطمینان قلبی است. برای این‌که خیالشان راحت باشد، هم از انتخابات هم از برجام، مصداق حرف های آقای هاشمی هم روشن است. برجام با تمام کارشکنی ها راه افتاد و جلوداری هم نخواهد یافت. وضعیت انتخابات هم برای آقای هاشمی همین طور روشن است. دروغ نگویم برخی اوقات از این همه اطمینان، احساس می‌کنم آقای‌هاشمی حتی نتیجه انتخابات اسفند را هم می‌داند!». سایت حکومتی اعتدال (17 آذر 1394)

همچنین دولت آخوند روحانی نیز که خود را متولی برگزاری انتخبات می داند، در این راستا به جد به دنبال آن است تا با عقیم کردن شورای نگهبان که یکی از ابزارهای مهم رد صلاحیت از سوی ولی فقیه می باشد، «تائید صلاحیت کاندیداها و برگزاری انتخابت» را به وزارت کشور بسپارد. در حالیکه خامنه ای از هم اکنون با به میدان آوردن نیروهای بسیج ضد مردمی طرح «صلاحیت کاندیداها» را پیشاپیش در دستور کار این ارگان سرکوبگرو تحت بیت رهبری نظام قرارداده است.

اما در مقابل ولی فقیه طلسم شکسته بخوبی واقف است که ابعاد بحران در دوران پسا زهرخوران بسیار فراتر از آنی است که وی تصورش را می کرد. نخست سقف خواسته های باند مقابل که خود را در سخنرانی ها و افشاگری های عامدانه رفسنجانی و یا آخوند روحانی به نمایش می گذارند، دیگر سقف گذشته نیست. زیرا آنان خود را دیگر نه «متحد» خامنه ای، بلکه فراتر از آن تنها «ناجی» رژیم از مجموعه معظلاتی می دانند که ولی فقیه با سیاست های «نابخردانه» خود تحمیل نظام کرده است. براین منطق خامنه ای بخوبی دریافته است که اگر «کمربند ها» را محکم نبندد، عنقریب همه چیز را از دست خواهد داد.
«مقام معظم» اساسا امکان هیچگونه ریسک در این بازی خطرناک را ندارد. زیرا وی دیگر آن مقام معظم در سال 88 نیست، بلکه طی شش سال گذشته نه تنها در میان مردم کوچه و بازار «سکه یک پول» شده و بقول عوام صحنه دیگر آن صحنه «قدر قدرتی» گذشته نیست، بلکه حتی درتمامی سیاست های استراتژیک مانند قمار اتمی و یا منطقه ای بویژه در عراق، یمن و سوریه و به موزات تمامی آنها، در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و مالی صاحب شکست های سنگینی شده است.
ورشکستگی شدید حکومت، افت بهای نفت، لشکر عظیم بیکاران، بحران مالی و محیط زیست، افت شدید ارزش پول ملی، تعطیلی واحد های تولیدی و صنعتی به موازات ادامه سیاست های عریان سرکوبگرانه در داخل و صدور بحران به خارج از مرزها تماما بخشی از کارنامه شکست های ولی فقیه را شامل می شوند.
لذا براین منطق قبله عالم بخوبی پی برده است که کلیت نظام ولی فقیه با بحرانی بنام «شکست عمود خیمه نظام» روبرو شده که در جوهر خود به بحرانی بنام «شقه و شکاف» در راس رهبری حکومت راه برده است. براین سیاق نخستین هراس خامنه ای از به راه افتادن عنصر اجتماعی و یا همان «خط سرخ » نظام است که در یک بلبشوی قابل پیش بینی، در انتظار فرصتی دیگر برای خیزش و برهم زدن تعادل و سرنگونی رژیم می باشند.
در این راستا است که می توان به نیاز شدید خامنه ای به اهرمی زنگ زده و پوسیده بنام «کشف فتنه» و یا «عوامل نفوذی» دشمن پی برد تا به تبع آن نه تنها جامعه پویا و فعال ایران را منکوب نمابد، بلکه فراتر از آن «مهندسی» انتخابت پیش رو را تا سرانجام و قبضه نهایی این دو ارگان مهم حکومتی به پیش ببرد.

پاسدار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در سخنانی به گوشه هایی از «مهندسی انتخابات» اینگونه اعتراف می کند: «بحث هسته ای و سخت برجام در این 2 سال تمام شد و بالاخره با همه اشکالاتی که داشت، به یک جمع بندی رسیدند و رهبری هم با تاکیدات خودشان آن را تایید کردند... اگر این باور در فکر مردم ایجاد شود که در مساله هسته ای توافق شد پس در مسایل دیگر هم می‌شود توافق کرد، این یک خطر و فتنه است». سایت حکومتی تابناک (11 ابان 1394)

اما به رغم همه این تمهیدات و تدارکات برای از سرگذراندن کابوس «انتخابات» و دست یابی به ساحل امنیت و ثبات، رژیم مرگ زده و غرقه در بحران ولی فقیه، حتی با این سیاست انقباضی نیز چشم اندازی برای نجات ندارد. خامنه ای اکنون بر سر یک دوراهی دیگر قرار گرفته است. یا باید تن به خواسته های جناح مقابل داده و به مانند نوشیدن جام زهر اتمی، جام زهر های بعدی و به ویژه شقه رژیم را به جان بخرد و یا همچنان بر سیاست بی دنده و ترمز کنونی پا فشاری کند. به یقین در هر دو حالت وی بازنده نهایی در تقابل نهایی با مردم و مقاومت ایران خواهد بود. آنچه که به مردم ایران بر میگردد، رای آنها در قیام سال 88 با فریادهای «مرگ براصل ولایت فقیه» به کرات در خیابانها برای تمامی انتخبات فرمایشی نظام به نمایش گذاشته شده است و همچنان از اعتبار داخلی و بین المللی برخوردار می باشد.

تظاهرات ایرانیان در روز جهانی حقوق بشر در سوئد - محکومیت نقض حقوق بشر و اعدام در ایران

 

 
 

zaterdag 12 december 2015

محمد اقبال:‌ دکتر ملکی و پیروان امام رذالت پیشگان

محمد اقبال:‌ دکتر ملکی و پیروان امام رذالت پیشگان

 

به دنبال حمله جنایتکارانه رژیم پلید ولایت فقیه از طریق مزدورانش در عراق به کمپ لیبرتی با هشتاد موشک در شبانگاه 7 آبان 1394 که 24 شهید و دهها مجروح برجای گذاشت و بخشهای زیادی از کمپ مجاهدین خلق در عراق را منهدم کرد، موضعگیریهای متعددی در محکومیت این حمله و عاملان آن صورت گرفت. این موضع‌گیری‌ها طیف گسترده یی را دربرمی گرفت. از پارلمانترها، مقامات و شخصیتها و احزاب خارجی تا جریانات و شخصیتهای ایرانی و اعضا و هواداران دور و نزدیک مقاومت.
در این میان آنچه این بار بیش از دفعات قبل بسیار جلب توجه می کرد موضعگیریهایی بود که از داخل کشور به ویژه از داخل زندان و به‌طور خاص از سوی افرادی که خود زیر اعدام بودند، در محکومیت این حمله و در حمایت از اشرفیان در لیبرتی صورت می گرفت. موضعگیریهای شخصیتهای ملی و اقلیت های مذهبی و جوامع صنفی و دانشجویی و هواداران مقاومت و مجاهدین در سراسر ایران و همچنین موضعگیریهای مادران قیام و مقاومت در حمایت از فرزندان جان برکفشان در لیبرتی این بار سقفی نو از تبلور پایگاه مردمی مجاهدین در داخل کشور درانداخته بود.
این موضع‌گیری‌ها با این‌که قلب حاکمان و خونخواران ارتجاع در ام القرای تروریسم را نشانه رفته بود اما گویی بیش از آن به مزدوران اطلاعات آخوندی در خارج کشور خورده بود. شاید در نگاه اول کمی عجیب جلوه کند اما وقتی به کنه مطلب پی ببریم امری خواهد شد بسیار قابل فهم: آخر برای این فضولات خواران ارتجاع از جمله شاعرک پلید فضولات خوار و ماماچه پلیدک و توابک تشنه به خون و آن «دو عضو سابق شورا» خیلی سوختن داشت که در حالی که این مزدوران اطلاعات آخوندی با پز اپوزیسیون نمایی در کمال آزادی در خارجه بدون پرداخت هیچ قیمتی و البته با دریافت بهای خدمات خود از وزارت بدنام مشغول فحش دادن به مقاومت و مجاهدین هستند و همچون امام رذالت پیشه و دجالشان مدعی هستند که مجاهدین در لیبرتی خودشان خودشان را می کشند و خودشان وسایل شلیک موشک به خودشان را فراهم می کنند، آری در چنین وضعیتی، مثلا مادران قیام، یا زندانیان دربند با ذکر اسم و رسم با پرداخت بیشترین بها و پذیرش بالاترین ریسکها حمله به لیبرتی را محکوم کنند و بیشترین حمایت خود را از مجاهدان راه آزادی مردم ایران به صورت علنی و با صدای بلند اعلام دارند. حمایتها در سایتهای مقاومت موجود است و ذکر حتی خلاصه یی از آنها در این مختصر نمی گنجد.
اما در اینجا لازم می بینم دو نمونه از دریدگی پلیدکان اطلاعات آخوندی در برابر موضعگیریهای آن عزیزان در زیر حاکمیت آخوندی را که نشان از سوزش بسیارشان دارد، ذکر کنم. بقیه موضع‌گیری‌ها در سایتهای همان مزدوران و به‌طور خاص سایت ایران اینترلینک اطلاعات آخوندی موجود و قابل‌دسترسی و مراجعه است.
مقدمتا لازم است اشاره کنم که در حالی که موشک باران مجاهدان بی سلاح در زندان لیبرتی به عنوان جنایت علیه بشریت، با موج محکومیت داخلی و بین المللی روبرو شده بود، در تجمع هفتگی روز شنبه 16 آبان 1394-7 نوامبر 2015 خانواده‌های زندانیان سیاسی و مادران شهدای قیام و مقاومت در برابر زندان اوین، با حضور دکتر محمد ملکی اولین رییس دانشگاه تهران بعد از قیام سال 1357 و نیز خانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی، ضمن این‌که خواهان آزادی فرزندان زندانی و نیز زندانیان سیاسی شدند، دکتر ملکی و سایر شرکت کنندگان در تظاهرات و تجمع پلاکاردی در محکومیت حمله به لیبرتی و کشتار ساکنان بیدفاع آن را حمل می کردند.
به دنبال انتشار گسترده این خبر و عکسها و فیلمهای آن، گرا دهنده به اطلاعات آخوندی عاطفه اقبال (حیوان لیبرتی، ماماچه پلیدک) که بسیار به درج و پخش هرگونه اطلاعاتی از نقل و انتقال ساکنان لیبرتی علاقه دارد و همزمان با سایتهای همین وزارتخانه بدنام اسامی افراد انتقالی از لیبرتی به آلبانی را حتی قبل از انتقال آنها درج می کند و دقیقا همسو با ارگانهای اطلاعاتی رژیم پلید خمینی به شدت در تلاش است تا اسامی مجروحین هر حمله یی را بلافاصله دربیاورد تا بشود در حمله بعدی با درآوردن مکانهای مورد اصابت قبلی محل استقرار آنان، نشانه گیریهای دقیقتری صورت گرفته و تلفات بیشتری از ساکنان گرفته شود، بله، این ماماچه پلیدک که معلوم بود به شدت از موضعگیریهای زندانیان دربند و مادران قیام و مقاومت و به ویژه موضع‌گیری دکتر ملکی گزیده شده است، طی مطلبی با عنوان «نمایشنامه چند پرده ای!» که در سایتهای اطلاعات آخوندی بازنشر شد خطاب به دکتر ملکی از جمله نوشت:
«...کشتار و قتل انسانهای بی دفاع در هر کجا و توسط هر کس که باشد محکوم است. جا به جا نکردن انسانها از محلی که قتلگاهشان شده، محکوم است... عده ای در کمپ لیبرتی بدون سلاح و بدون دفاع بعنوان گوشت دم توپ نگهداری می‌شود. منفعت هیچ کدام از طرفها ایجاب نمیکند که آنها جا به جا شوند! رژیم جمهوری اسلامی اساسا میخواهد تا نفر آخر نابود شوند... مجاهدین که اتفاقا این انسانها، اعضای خودشان هستند و باید بیش از هر کس دیگر تمام امکاناتشان را بسیج نجاتشان کنند، نه‌تنها هیچ آکسیونی برای تسریع خروج آنها از عراق تشکیل نمی دهند! بلکه بجای آن یقه هر کس که در رابطه با این انتقال حرفی می زند و یا قدمی برمیدارد را گرفته اند و فقط همه را مزدور وزارت اطلاعات میخوانند!...».
مغلطه آشکار ناشی از سوزش را ملاحظه می کنید؟: با این استدلال همه کشتارها در طول تاریخ یک «نمایشنامه چند پرده یی!» بوده است؛ مثلا جنگ ویتنام چند پرده داشته، یک پرده امپریالیستها و مهاجمین که ویتنام را مورد حمله قرار می دادند و هر روز با ناپالم بر سرشان بمب می ریختند و طرف دیگر کسانی که باید بیشتر از همه دلشان به حال ویتنامی ها می سوخت یعنی ویت کنگها و دولت ویتنام شمالی، هیچ کاری برای نجات جان آنها نمی کردند!!!
قتل عام 67 هم چند پرده داشته است، کسانی که در درون زندان بوده اند و با ایستادگی بر سر مواضع خود باعث شده اند که رژیم آنها را اعدام کند و البته رژیم هم که آنها را اعدام کرده»!!!... و مثال تاریخی در این زمینه بسیار است.
مزدور دیگر اطلاعات آخوندی با نام م.ت. اخلاقی که معلوم بود از موضع‌گیری دکتر ملکی سوخته و گزیده شده است، در مطلبی با عنوان «دزدی به سبک امام رذالت پیشگان» در سایت تواب تشنه به خون ایرج مصداقی موسوم به ”پژواک ایران”، از جمله نوشت:
«... تلویزیون"جماعت رجوی" بخش کوتاهی از فیلم طولانی تجمعات خانواده های زندانیان سیاسی را که از ماه های گذشته ... در برابر زندان اوین یا در دیگر نقاط تهران برگزار می شود را با آب وتابی خاصّ وبا انتخاب برخی از تصاویر این تجمع"همیشگی"... نشر داد... [این] تلویزیون... طی ماه‌ها از برگزاری این تجمّع در اخبار خویش هیچ اشاره ای به آن نکرده است... ».
مزدور نامبرده که به‌دروغ می‌گوید سیمای آزادی هیچ اشاره‌ای به اخبار تجمعات خانواده‌های زندانیان سیاسی نکرده [که بارها اشاره‌کرده و آرشیو اخبار سیمای آزادی موجود و قابل‌دسترسی است] به‌طور خلاصه رطب و یابس را به هم می‌بافد تا به خواننده تفهیم کند که در داخل ایران هیچ‌کس مجاهدین و کمپ لیبرتی را نمی‌شناسد و تمامیت موضع‌گیری‌ها در محکومیت حمله موشکی به لیبرتی و حمایت از مجاهدین خلق را لوث کند.
و اکنون این خود دکتر محمد ملکی است که با پذیرش بالاترین ریسک در مراسم خاک‌سپاری مادر مجاهد مهری جنت پور (مادر داعی) فریاد می‌زند:
[چه بگویم] در وصف این بزرگ و این زنی که در طول زندگی‌اش واقعاً زینبی زیست و فرزندانی تربیت کرد و تحویل جامعه داد... نه‌تنها فرزندان [خودش]، بلکه خیلی از این بچه‌هایی که امروز آن‌طرف مرز هستند زیر موشک هستند. زیر هزاران گرفتاری هستند و مشکلات... ولی مثل کوه ایستاده‌اند این‌ها فرزندان این مادر هستند... ۵۰ سال شاه و شیخ سعی کردند که این شجره را بخشکانند... مگه می‌شود؟
یاد یک‌جمله‌ای افتادم از [...] منتظری ...در نامه‌ای به خمینی که نوشته بود مطمئن باشید که با کشتار فکر از بین نمیره. این‌همه کشتید این‌همه زدید این‌همه بریدید.
تیر زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی، دیگه وقتی دیدی این‌ها کافی نیست با موشک، ۸۰ موشک، فکر کردی همه‌چیز رو از بین می‌بری اما مطمئن باش، مطمئن باش تا یکی دو ماه دیگر لیبرتی از اولش هم زیباتر و بهتر و قشنگ‌تر خواهد شد».
بفرمایند مزدوران پلید وزارت بدنام، ببینیم حالا دیگر چه نصیحتی دارند و چه خواهند گفت. البته برای این‌که مواجب قطع نشود همیشه باید حرفی برای گفتن وجود داشته باشد... چه‌بسا بگویند دکتر ملکی هم مغزشویی شده است ... و «اعدام باید گردد»!! و باعث این کار هم مجاهدین هستند که با به کشتن دادن اعضای خود در کمپ لیبرتی باعث شدند که او این موضع‌گیری را بکند... بفرمایید منتظریم

سخنرانی دکتر محمد ملکی در مراسم خاکسپاری مادر مجاهد (مادر داعی)‌ در تهران

سخنرانی دکتر محمد ملکی در مراسم خاکسپاری مادر مجاهد (مادر داعی)‌ در تهران

 

دکتر محمد ملکی در مراسم مادر مجاهد مادر داعی
مراسم تشییع و تدفین مادر مجاهد، مهری جنت پور(مادر داعی) دربهشت زهرا در تهران برگزارشد. در این مراسم دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعداز انقلاب، بر مزار مادر سخنانی ایراد کرد و یاد این مادر بزرگوار را گرامی داشت.
دکتر محمد ملکی گفت:‌ «در وصف این زنی که، انسانی که در طول زندگیش واقعا زینبی زیست چی بگویم. واقعا زینبی زیست و فرزندانی تربیت کرده تحویل جامعه داده نه تنها فرزندان خودش بلکه خیلی از بچه هایی که آنطرف مرز هستند زیر موشک هستند. زیر هزاران گرفتاری هستند و مشکلات. ولی مثل کوه ایستاده اند اینها فرزندان این مادر هستند. چه سعادتی خیلی ها میان به این دنیا زندگی می کنند و لذت می برند و میروند اما لذتی که اینگونه مادران می برند نوع دیگری است.
مادر...
من چی بگم از محبت های تو از حرفهای تو وقتی که میتونستی حرف بزنی از شناخت تو، استعداد تو، از مغز تو که تا آخرین لحظه کار می کرد و فعال بود.
فقط میگم که بعد از تو خیلی ها یتیم شدند. میگن انسان بعد از مرگ مادرش یتیم میشه ما واقعا یتیم شدیم.
تو زینب گونه زیستی. تو زینب گونه زیستی و جزء زینب های زمان بودی. حرفهای من را گوش کنند و ضبط کنند آنهایی که مامور این کار هستند. بله من با صدای بلند میگویم تو زینب گونه زیستی و زینب زمان خودت بودی. مثل هزاران مثل تو. مثل مادر دشتی که دو سه روز قبل از تو رفت. رفت آنجا را برای تو آماده کند.
من اجازه می خواهم از طرف خانواده از همه تون تشکر کنم از همه که با مشکلات آمدند و در تشییع این زینب زمان شرکت کردند و من دیشب هم در مجلس خانم دشتی گفتم نگران نباشید. جامعه ما با تمام مشکلات و فسادش و حاکمیتی که به فسادپروری کاری ندارد اما مرتب زینب و حسین تولید می کند.
مرتب زینب ها و حسین ها به وجود می آیند. ۵۰ سال شاه و شیخ سعی کردند که این شجره را بخشکانند ولی مگر میشود؟
یاد جمله ای افتادم از منتظری که در نامه ای که به خمینی نوشته بود نوشته بود مطمئن باشید که با کشتن؛ فکر از بین نمیرود.
این همه کشتید این هم زدید این همه بریدید.
تیر زدی، تبر زدی، تبر زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی، دیگه وقتی دیدی اینها کافی نیست با موشک ۸۰ موشک فکر کردی همه چیز را از بین می بری اما مطمئن باش، مطمئن باش تا یکی دو ماه دیگر لیبرتی از اولش هم زیباتر و بهتر و قشنگ ترخواهد شد.
تا هستند کسانی که دلشان به حال این ملت می سوزد و تا هستند کسانی که فریاد می زنند زگهواره تا گور دانش بجوی و دانش را بر می دارند و میگویند ز گهواره تا گور آزادی بجوی
آن دانشی که در کنارش آزادی نباشد دانش نیست
در دانشگاهی که به اصطلاح خیلی استاد و دانشمند وجود داره اما کوچکترین توجهی به وضع فلاکت بار و غم انگیز جامعه ندارد و دزدیها و چپاول گریها را می بینند و سکوت می کنند. بله در این جامعه باز هم باید گفت:ز گهواره تا گور آزادی بجوی
چون اگر آزادی نباشد در جامعه ای که آزادی نباشد همین است که می بینید، دزدی و فساد و فحشا
و امام حسین و زینب همه چیز خودشان را فدا کردند بخاطر آزادی و فریاد زدند
هیهات من الذله
و می بینیم که در طول تاریخ حسین ها و زینب ها سربلند هستند