vrijdag 20 november 2020

ساندی تایمز: بمب رژیم ایران برای کشتار دشمنانش در پاریس

 انه  كليپ ها

ساندی تایمز: بمب رژیم ایران برای کشتار دشمنانش در پاریس

ساندی تایمز: بمب رژیم ایران برای کشتار دشمنانش در پاریس

چهار ایرانی از جمله یک دیپلمات رژیم ایران بر سر توطئه بمب گذاری علیه تجمع اپوزیسیون محاکمه می‌شوند

هفته‌نامه ساندی تایمز روز ۱۴ نوامبر ۲۰۲۰ در مقاله‌‌ای با عنوان، « ارسال مرگبار پیتزا توسط رژیم ایران – بمبی برای کشتار دشمنان در پاریس » نوشت، چهار نفر به اتهام توطئه هدف قرار دادن یک گردهمایی علیه رژیم تهران با یک وسیله انفجاری که گفته می‌شود در یک پیتزافروشی تحویل داده‌شده محاکمه می‌شوند

گردهمایی پاریس در حمایت از اپوزیسیون ایران، هدف این سوءقصد بود

وقتی یک زوج ایرانی وارد یک پیتزافروشی در لوکزامبورگ شدند پلیس نظاره‌گر بود. این لحظه مهم در یک توطئه تروریستی بود که به رژیم ایران نسبت داده می‌شود و علیرغم خشم رژیم تهران، در آستانه محاکمه قرار دارد، رژیمی که تهدید به تلافی می‌کند.

داخل پیتزافروشی، امیر سعدونی ۴۰ساله و همسرش نسیمه نعامی ۳۶ساله – با یک دیپلمات رژیم ایران نشستند که یک بسته به آنها تحویل داد. نعامی آن را داخل کیف‌دستی خود گذاشت و آنها به مرسدس خاکستری خود که در همان نزدیکی پارک شده بود بازگشتند.

دادستان‌ها می‌گویند اسدالله اسدی، دیپلمات رژیم ایران یک بمب را تحویل داده است

این برخورد تصادفی نبود و افسران لباس شخصی که آنها را نظاره می‌کردند این را می‌دانستند. تصور می‌شود اسدالله اسدی، دیپلمات، ۴۸ ساله، عضو سرویس اطلاعاتی رژیم ایران باشد. گفته می‌شود این بسته حاوی بمبی قدرتمند بود.

دادستان‌ها گفتند اسدی می‌خواست این زوج دو روز بعد بمب را در یک گردهمایی گسترده در نزدیکی پاریس با حضور مخالفان رژیم مذهبی ایران و سیاستمداران برجسته انگلستان و آمریکا کار بگذارند.

هفته آینده، پس از تحقیقات دوساله، سه مظنون به همراه یک مرد چهارم قرار است در آنتورپ، محل زندگی این زوج، به اتهام جرائم تروریستی به دادگاه بروند.

محققان بلژیکی متقاعد شده‌اند که اقدامات آنها در بالاترین سطح در تهران تصویب‌شده است، امری که محکومیت آنها را برای رژیم ایران تبدیل به یک شرمساری جدی خواهد کرد.

ژاک رائس، رئیس سرویس امنیت دولتی بلژیک در نامه‌ای، خطاب به دادستان فدرال نوشت: «نقشه حمله به نام رژیم ایران و تحت رهبری آن شکل گرفت. این مسئله به ابتکار شخصی اسدی نبود».

اسدی، دبیر سوم سفارت رژیم ایران در وین، همچنین افسر وزارت اطلاعات و امنیت است و در بخش امنیت داخلی مشغول به کار است که اتحادیه اروپا آن را یک سازمان تروریستی می‌داند – و به‌این‌ترتیب به تأکید رائس، “فرمانده عملیاتی ” مأموریت بود.

به نظر می‌رسد هدف اصلی این عملیات مریم رجوی، پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران ائتلافی از گروه‌های مخالف بوده است که قرار بود تجمع سالانه خود را در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸– ۹ تیر ۱۳۹۷برگزار کند.

ازجمله مهمانان مهم خارجی در تجمع ویلپینت، در حومه شمال شرقی پاریس، رودی جولیانی بود.

چندین منتقد برجسته رژیم ایران از انگلستان در این نشست شرکت کردند، ازجمله ترزا ویلیرز، وزیر پیشین محیط‌زیست. وی گفت: “اگر متهمان در این پرونده محکوم شوند، این باید زنگ خطری برای جامعه جهانی باشد که فشار بیشتری بر رژیم ظالم ایران وارد کند تا به حمایت بی‌ثبات کننده خود از گروه‌های تروریستی در سراسر جهان پایان دهد “.

ساندی تایمز می‌نویسد: شورای ملی مقاومت پشتیبانان قدرتمندی در خارج دارد، مدت‌هاست که خاری در چشم حاکمان ایران است. در سال ۲۰۰۲، شورای ملی مقاومت مراکز هسته‌ای را که منجر به اعلام رژیم تهران به‌عنوان ناقض پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای شد فاش کرد

ترزا ویلیرز خواهان فشار گذاشتن روی رژیم ایران برای پایان دادن به حمایتش از تروریست‌ها شد

به نظر می‌رسد طرح هدف قرار دادن شورای ملی مقاومت پس از اعتراضات مردمی که در دسامبر ۲۰۱۷ ـ دی‌ماه ۱۳۹۶ در بیش از ۱۰۰ شهر ایران فوران کرد و توسط خامنه‌ای، “دشمنان نظام ” مقصر شناخته شدند، در دستور قرارگرفته است. خامنه‌ای در سخنرانی ماه بعد اعتراف کرد که خیابان‌ها تحت کنترل سازمان مجاهدین خلق ایران عنصر اصلی قرار دارد و تهدید به تلافی کرد.

به گفته محققان، اسدی که پیش‌ازاین در عراق خدمت می‌کرد و با مواد منفجره آشنایی داشت، دستور یافت که عملیات پاریس را کمی بعد انجام دهد. سوابق سفر نشان می‌دهد که وی طی ماه‌های اول سال ۲۰۱۸ چندین سفر از اتریش به ایران انجام داده که ظاهراً در ارتباط با برنامه‌ریزی این توطئه است. گفته می‌شود وی بعداً سعدونی و نعامی را برای کارگذاری بمب به خدمت گرفت.

سعدونی به بازرسان گفت در مارس ۲۰۱۸، هنگام ملاقات با اسدی در قطار بین وین و سالزبورگ که ظاهراً برای احتراز از شناخته شدن سوار آن شده بودند- اسدی در مورد تجمع در نزدیکی پاریس صحبت کرد و “گفت که می‌خواهد با دستگاه کاری انجام دهد “.

اسدی گفت که ابتدا باید این موضوع را با تهران در میان بگذارد، زیرا دستگاه باید آزمایش شود.

تصور می‌شود که وی بمب را در چمدان خود حمل کرده است، چمدانی که ازآنجاکه او یک دیپلمات بود، از جستجو معاف می‌شد.

شش روز بعد در پیتزاهات لوکزامبورگ، اسدی بمب حاوی بیش از ۱ پوند TATP یا تری اکسید تری استون، ماده منفجره قدرتمند محبوب تروریست‌ها –چراکه کشف آن دشوار است – را تحویل داد. او همچنین به زوج مزبور ۱۱۷۱۰ یورو به‌عنوان پرداخت – یا پیش‌پرداخت – برای این عمل داد.

اسدی درحالی‌که به سمت اتریش، جایی که از مصونیت دیپلماتیک برخوردار بود، درحرکت بود در تاریخ ۱ ژوئیه – ۱۰ تیر در آلمان دستگیر شد. علیرغم اعتراضات رژیم ایران، وی به بلژیک تحویل داده شد.

یک دفترچه قرمز حاوی دستورالعمل بمب در اتومبیل اسدی پیدا شد. این موارد شامل نحوه فعال‌سازی و انفجار بمب و نحوه رفتار زوجین پس از حمله بود. به آنها گفته‌شده بود که برای چندین ماه با هواپیما سفر نکنند و دیگر از استفاده از آدرس‌های ایمیل قدیمی دست‌بردارند و آدرس‌های جدید درست کنند.

اسدی طی بازجویی در ماه مارس، بر اساس اسناد به‌دست‌آمده توسط رویترز به پلیس بلژیک گفت که گروه‌های مسلح در عراق، لبنان، یمن، سوریه و همچنین ایران به نتیجه پرونده وی علاقه‌مند هستند و “از حاشیه تماشا می‌کنند تا ببینند آیا بلژیک از آنها حمایت می‌کند یا نه.

سخنگوی دادستان فدرال بلژیک در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات اسدی گفت: “چنین تهدیدهایی ممکن است رخ دهد، اما ما همیشه اقدامات امنیتی لازم را انجام می‌دهیم.”

گزاارش سیمای آزادی از مقاله ساندی تایمز در رابطه با محاکمه اسدالله اسدی دیپلمات تروریست رژیم ایران با عنوان:‌ بمب ایرانی برای کشتار مخالفانش در پاریس

گفتن زِ تو ممنوع و شنیدن زِ تو ممنوع جمشید پیمان:

 

گفتن زِ تو ممنوع و شنیدن زِ تو ممنوع جمشید پیمان:،

جمشید پیمان

این باغ چرا یک‌شبه اینگونه خزان شد؟
آن جنگل سرسبز چرا ارّه کشان شد؟

ویرانه چرا گشت خراباتِ پُر از عشق
پیمانه چرا زخمیِ پیمان شکنان شد

چوپان چو در آورد زِ تن رختِ شبانی
در آغل جا مانده از او گرگ شبان شد

ما اینهمه ایّام چه کردیم که خورشید
بُگریخت از این خطّه و از دیده نهان شد

عیسا به صلیبی شد و حلّاج به داری
در زیر تبر پیکرِ هر سروِ چمان شد

بر هر که سلامی زِ سر مهر سرودیم
نشنید و به عمدا سخنش با دگران شد

در هر قدمی بود حسابیّ وُ کتابی
جز در قدمِ عشق که بی سود و زیان شد

من دانم و تو زانچه میان تو وُ من رفت
هر قصّه در این‌باره پُر از حدس و گمان شد

گفتن زِ تو ممنوع وُ شنیدن زِ تو ممنوع
حرفِ تو به گیتی زِ چه رو وِردِ زبان شد

تا زخم زدم بر رگ خود، غُلغُلِ نامَت
فوّاره زد و حرفِ دلم پاک عیان شد!

کانونهای شورشی تصاویر خامنه‌ای را به آتش کشیدند.


 

ترانه طنز تحریم ـ خنده به لبها و شادی به دلها با پیک شادی


 

2:53 / 5:58 طنز جنجالی قمپز در کردن پاسدار حاجی نژاد در برابر ترامپ و ارتش آمریکا


 

فعالیتهای کانونهای شورشی در ایران اشغال شده توسط آخوندهای حاکم


 

 

نکیسا بامداد: چهره بی نقاب حکومت شکنجه و اعدام

نکیسا بامداد: چهره بی نقاب حکومت شکنجه و اعدام


شکنجه و قتل مهرداد سپهری جوان ۲۷ساله مشهدی- توسط نیروهای سرکوبگر که تحت امر و آموزش خامنه ای قرار دارند- با دستان زنجیر شده به میله ای آهنی در پیاده رو خیابان که راه هیچگونه دفاع یا فراری را برایش متصور نمی ساخت آن هم در انظار عمومی و جلوی لنز دوربین ها، بیانگر چهره بی نقاب حکومت شکنجه و اعدام در ایران است که طی روزهای گذشته با صحنه های دلخراشی از دختر آبادانی، کژوان عباسی، کولبر اسفراینی و گرداندن جوانان بازداشت شده در خیابان ها و ... خشم جامعه را برانگیخته است.

البته اجرای این نمایش های غیرانسانی از قتل و شکنجه با هدف نشان دادن زهرچشم و بوجود آوردن فضای سرکوب و وحشت برای جامعه ای است که در آستانه انفجار و انقلاب قرار دارد. از این رو بدون بحث و تحلیلی می توان به سادگی نتیجه گرفت که نیاز رژیم به کشتار و هراس افکنی تنها حربه ای است برای ادامه بقا و در حال حاضر این مکانیسم رذیلانه دیگر فقط شامل مخالفان سیاسی نمی شود بلکه بر حسب نیاز، رژیم از بین مردم عادی نیز قربانی می گیرد، چنانچه اگر لازم باشد هواپیمای مسافربری را هم در آسمان ایران هدف موشک خود قرار می دهد. از این رو در این دوران ترفندهایی همچون من سیاسی نیستم دیگر کاربردی ندارد و مردم ایران بعد از ۴۲ سال تحمل فاشیسم آخوندی به آن میزان از بلوغ سیاسی رسیده اند که سناریوهای تکراری و نخ نما شده مشکل سرنگونی که مثل شمشیر داموکلس بالای سر نظام است را درمان نمی کند.
‎حالا هرچقدر هم ابراهیم رییسی، رییس جنایت پیشه قضایی درباره قتل مهراد سپهری روضه بخواند که:«نباید پلیس تضعیف شود» و وقیحانه قتل مهرداد سپهری را حادثه جلوه دهد و تازه طلبکار باشد که:«باید مراقب تحرکات دشمن باشیم که می‌خواهد با سواستفاده از یک حادثه که در گوشه‌ای رخ داده، جایگاه و هویت یک نهاد را به طور کامل مخدوش نماید» بیانگر این است که گویا آخوند رییسی هنوز نمی خواهد فهم این واقعیت را بکند که مردم ایران تنها یک دشمن دارند و آن هم همین حکومت آخوندی است. همانطور که مردم ایران خوب می دانند که آخوند رییسی با داشتن کارنامه ای از جنایت، اکنون رییس همان قوه قضاییه ایست که بیدادگاه هایش طناب دار را بر گردن بی گناهان می اندازند و نویدها را به شهادت می رسانند، پس روشن است که نه آبرویی در نزد مردم ایران دارند و نه هرگز یک ایرانی هویتی برای کلیت این نظام قایل است. اما همین جلاد در حالیکه حکم بازداشت فیلمبردار صحنه را صادر کرده پوشش این خبر در رسانه‌ها را «جنگ روانی دشمن» توصیف می کند و می گوید:«امروز دشمن در اتاق فکر خود سناریویی را طراحی می‌کند که با راه‌اندازی جنگ روانی و بزرگ‌نمایی نارسایی‌ها، مجموعه یک نیروی خدمتگزار و در میدان که مقتدرانه وظایف خود را انجام می‌دهد، تضعیف کند که باید با این حرکت هوشمندانه برخورد کرد». درواقع آخوند رییسی بر این واقعیت که نیروهای سرکوبگر با هدف ایجاد هراس و وحشت اطاعت دستور می کنند و دست به جنایت می زنند مهر تایید می گذارد و پرواضح است وقتی در بیرون و جلوی چشم مردم با چنین قساوتی دست به شکنجه و قتل جوانان می زنند پس در سیاهچال ها و شکنجه گاه های تاریک و مرگبار در زندان ها در طی این ۴۲سال با فرزندان میهن چه کرده اند؟ در سال ۶۷ با زندانیان سیاسی و خانوده های آنان چه کرده اند؟ با ستار بهشتی، زهرا کاظمی و سعید زینالی و با خودکشی شده ها چه کرده اند؟
‎آری، مردمی که۴۲سال وارونه شنیده و خیانت و دزدی و جنایت ها دیده اند و ستم حکومتی را تا بن استخوان با سرکوب و شکنجه و اعدام تجربه کرده اند پرواضح است که دیگر فریب دروغ های آخوندساخته و دشمن سازیی های موهوم و تلاش رژیم برای تخریب چهره مقاومت ایران را نمی خورند. دیگر نمی شود به بهانه دروغین تحریم دارو و غذا به مردم محرومیت و سختی تحمیل کرد و نتیجه بی کفایتی خود و فقر و بدبختی را به آدرس کاخ سفید ارجاع داد.
‎مردم تحت ستم آخوندی می خواهند ثروت ملی کشور و ذخایر فراوان آن در سفره های خالی آنها رنگ و بویی داشته باشد و خرج حزب الله و حوثی ها و حشد شعبی نشود. مردم و مقاومت ایران به دنبال دشمنی و جنگ افروزی با کشورهای دیگر نیستند بلکه مدافع صلح و آزادی و برابری اند، بنابراین حق مردم ایران شوکر و اسپری فلفل و دار و درفش نیست.
‎اما سهمی که حکومت آخوندی برای هر ایرانی طی ۴۲سال گذشته کنار گذاشته است، تحمیل رنج و درد بی شمار ناشی از ظلم و بیرحمی های فراوان در همه عرصه های زندگی است. بطوریکه شاهد شتاب ناباورانه اخبار دانش آموزانی هستیم که بخاطر فقر خودکشی می کنند، زنانی که بخاطر فقر در خرابه ها زندگی می کنند و هموطنانی که بخاطر فقر سر در زباله های شهر فرو می برند. جوانانی که بخاطر فقر ارگان هایشان را می فروشند و به شغل هایی چون کولبری با پذیرفتن همه مصاعب آن تن می دهند و خانواده هایی که در نهایت مهاجرت را با ریسک کردن بر سر همه خطرات آن می پذیرند و چه بسیارند جوانانی که طعمه برف و سرما و تیر پاسداران شده و یا مثل آرتین ایران نژاد همراه همه اعضای خانواده طعمه امواج دریای خروشانی می شود که هرگز او را به هیچ ساحل امنی نرساند.
‎در چنین وضعیتی خشم و تنفر عمیق اجتماعی و نارضایتی اقشار مختلف مردم ایران نسبت به حکومت و نبود مدیریت صحیح و فشار طاقت فرسای اقتصادی، خامنه ای و سران آخوندی را نشانه گرفته و مردم ایران را مترصد فرصتی ساخته تا با هر بهانه ای جرقه زده و دست به شورش و قیام بزنند و دور نیست تا این جرقه ها تبدیل به خرمنی از شعله های فروزانی شود که ریشه ظلم و ستم ملاسالاری را برای همیشه از خاک ایران زمین بسوزاند و خاکستر کند. همان چیزی که شعله های سرکش آن در آبان ۹۸ سران رژیم را به وحشت انداخت و اکنون در سالگرد این قیام خونین با متوسل شدن به نیروهای سرکوبگر از هر سو می خواهد به مردم چنگ و دندان نشان دهد چون درواقع از قدرت انفجاری مردم بیشتر از همیشه می ترسد. از این رو در واپسین ماه های عمر ننگینش سرنوشت ضحاک گونه اش را با انتخابات امریکا گره زده تا با سیاست بلکه از پس امروز رسد فردایی کمی از زیر فشار کمرشکن اقتصادی و انزوای بین المللی خارج شود. اما در طرف دیگر انتخاب مردم ایران است که خواهان سرنگونی تمام عیار حکومت آخوندی هستند و این به دست شورشگرانی محقق می شود که قلبهایشان در دل ایران برای پیروزی می تپد. بنابراین برای نیل به صلح و آزادی است که مقاومت ایران در خیز آخر با برخورداری از عزم جزم نیروهای جوان کانون های شورشی و با حمایت خالصانه مردمی، می رود تا در مصاف آخر رژیم جنایتکار آخوندی را سرنگون کرده و پرچم آزادی را در بلندای شرف و افتخار این میهن به اهتزاز درآورد.


vrijdag 13 november 2020

پیک شادی


 

پیک شادی هفته


 

فرزند من شهید.تقدیم به مادران شهید


 

بزرگداشت شهیدان ابان در اشرف ۳


 

 

درگذشت صائب عریقات دبیر کل سازمان آزادیبخش فلسطین-تسلیت خانم مریم رجوی

درگذشت صائب عریقات

درگذشت صائب عریقات


مبارز بزرگ، صائب عریقات، دبیرکل سازمان آزادیبخش فلسطین از رهبران ملی فلسطین، عضو کمیته مرکزی الفتح و آکادمسین برجسته، یار دیرین مجاهدین و مقاومت ایران در سن ۶۵ سالگی بر اثر کرونا در بیت المقدس درگذشت.

درگذشت صائب عریقات دبیر کل سازمان آزادیبخش فلسطین-تسلیت خانم مریم رجوی

محمود عباس رئیس دولت فلسطین سه روز عزای عمومی اعلام کرد و پرچمهای فلسطین به‌حالت نیمه افراشته درآمد.


خبرگزاری رسمی فلسطین – وفا از رام‌الله گزارش داد:سه‌شنبه محمود عباس رئیس حکومت فلسطین از جانب خود و رهبری و حکومت فلسطین، به مردم فلسطین و امت عربی و اسلامی و دوستانشان در جهان، درگذشت رهبر ملی بزرگ و شهید فلسطین، دبیر کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین، عضو کمیته مرکزی جنبش فتح و آکادمیسین برجسته، صائب عریقات را تسلیت گفت و تأکید کرد که او زندگی خود را به‌عنوان یک مبارز و مذاکره‌کننده استوار در دفاع از فلسطین و آرمان و مردم و تصمیمات ملی مستقلش طی کرد.

محمود عباس افزود، درگذشت برادر و دوست، مبارز بزرگ دکتر صائب عریقات، ضایعه‌ای بزرگ برای فلسطین و فرزندان مردم‌مان است و ما به‌خاطر فقدانش خصوصاً با توجه به شرایط سختی که آرمان فلسطین با آن مواجه است احساس اندوه عمیقی داریم.

محمود عباس رئیس حکومت فلسطین گفت: امروز فلسطین، این رهبر ملی و مبارز بزرگ که نقشی جدی در بالابردن پرچم فلسطین و دفاع از حقوق مردم‌مان و اصول ملی‌اش در تمام محافل بین‌المللی داشت را از دست داد. او وقتی در کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱ عضو هیأت فلسطین بود و هم‌چنین وقتی وزیر حکومت محلی بود و در طول کار خستگی‌ناپذیرش به‌عنوان رئیس اداره مذاکرات مربوط به سازمان آزادیبخش و در پروسه عضویتش در شورای قانونگذاری فلسطین در دو دوره متوالی، نقشی برجسته ایفا کرد. این مسئولیتها پس از عهده‌دار شدن منصب دبیر کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش و عضویت در آن به اوج رسید.

محمود عباس گفت: مردم ما، فقید بزرگ دکتر صائب عریقات را به‌عنوان فرزند نیکوکار فلسطین که قبل از هر چیز مدافع آرمانهای ملی آن و مردمش در میدانهای کار و مبارزه ملی و در میادین بین‌المللی بود را در خاطر خود ثبت خواهند کرد.

رئیس حکومت فلسطین اعلام کرد به‌مدت سه روز عزای عمومی است و پرچمها نیمه افراشته است.

خانم رجوی درگذشت صائب عریقات را به‌عنوان یار بزرگ و دیرین عرفات و محمود عباس به مردم و رئیس دولت فلسطین و به سازمان آزادیبخش فلسطین و به یاران و بستگان عریقات تسلیت گفت.

خانم رجوی در پیام تسلیت خود افزوده است: سازمان آزادیبخش فلسطین یکی از رهبران ملی و کارآمد خود را از دست داد اما بی‌تردید یاد و راه و آرمان صائب عریقات همیشه در خاطره خلق فلسطین زنده و الهام‌بخش باقی می‌ماند.

مجاهدین و مقاومت ایران با تسلیت به سازمان آزادیبخش و الفتح و عموم فدائیان دیرین فلسطین، به عرفات و عریقات سلام و درود می‌فرستند و سلامت رئیس محمود عباس و بهروزی مردم و یارانش را مسئلت می‌کنند.

یادآوری می‌کنیم که در سال ۹۵ در پی دیدار خانم رجوی با محمود عباس در پاریس، رژیم آخوندی یکبار دیگر زنجیر پاره کرد و به یاوه‌گویی و لجن‌پراکنی علیه محمود عباس روی آورد. در آن زمان صائب عریقات به‌عنوان دبیرکل کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین با محکم‌ترین بیان به رژیم آخوندها پاسخ داد و خواهان عذرخواهی این رژیم شد.

موضع‌گیری دبیرکل کمیتهٴ اجرایی سازمان آزادیبخش ملی فلسطین

در پاسخ به یاوه‌های هیستریک و ترس‌آلود رژیم آخوندی

پس از دیدار رئیس کشور فلسطین پرزیدنت محمود عباس

با رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت ایران خانم مریم رجوی

صائب عریقات:

رژیم ایران بایستی از دولت فلسطین عذرخواهی کند

نمی‌توان اهانت رژیم ایران را به رهبری فلسطین پذیرفت

و رهبری فلسطین در قبال چنین اظهاراتی ساکت نخواهند ماند


پایگاه خبری ۲۴ (امارات) ۲ اوت ۲۰۱۶:
(صائب) عریقات به ۲۴ گفت: (رژیم) ایران بایستی از دولت فلسطین عذرخواهی کند
صائب عریقات دبیرکل کمیتهٴ اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین خاطرنشان ساخت که رهبری فلسطین با نگرانی حملهٔ شدید مسئولان (رژیم) ایران به پرزیدنت محمود عباس را دنبال می‌کند و ریاست فلسطین و سازمان آزادیبخش چنین توهینی را به رهبری خلق فلسطین رد می‌کنند.
صائب عریقات گفت: «نمی‌توان اهانت (رژیم) ایران را به رهبری فلسطین پذیرفت و رهبری فلسطین در قبال چنین اظهاراتی مدت طولانی ساکت نخواهند ماند»؛ او از حکومت ایران خواستار عذرخواهی از پرزیدنت عباس به‌خاطر اظهارات مسئولان (رژیم) ایران شد.
وی افزود که این اولین باری نیست که مسئولان (رژیم) ایران به شخصیتهایی از دولت فلسطین اهانت می‌کنند؛ سازمان آزادیبخش و ریاست (فلسطین) در مقابل چنین اظهاراتی تماشاچی نخواهند بود.
او توجه داد که رهبری فلسطین همواره برای ایجاد روابط خوب با همهٔ نیروهای منطقه‌یی و جهانی و جنبش‌های آزادیبخش در سراسر جهان تلاش می‌کند.
صائب عریقات اشاره کرد که در صورتی‌که رهبری فلسطین عذرخواهی دیپلماتیکی از حکومت ایران دریافت نکند، درصدد اتخاذ موضعی است که فضای بین طرفین را مخدوش خواهد کرد (سایت ۲۴ امارات ۱۲مرداد۹۵).

 

نکیسا بامداد: چهره بی نقاب حکومت شکنجه و اعدام

نکیسا بامداد: چهره بی نقاب حکومت شکنجه و اعدام


شکنجه و قتل مهرداد سپهری جوان ۲۷ساله مشهدی- توسط نیروهای سرکوبگر که تحت امر و آموزش خامنه ای قرار دارند- با دستان زنجیر شده به میله ای آهنی در پیاده رو خیابان که راه هیچگونه دفاع یا فراری را برایش متصور نمی ساخت آن هم در انظار عمومی و جلوی لنز دوربین ها، بیانگر چهره بی نقاب حکومت شکنجه و اعدام در ایران است که طی روزهای گذشته با صحنه های دلخراشی از دختر آبادانی، کژوان عباسی، کولبر اسفراینی و گرداندن جوانان بازداشت شده در خیابان ها و ... خشم جامعه را برانگیخته است.

البته اجرای این نمایش های غیرانسانی از قتل و شکنجه با هدف نشان دادن زهرچشم و بوجود آوردن فضای سرکوب و وحشت برای جامعه ای است که در آستانه انفجار و انقلاب قرار دارد. از این رو بدون بحث و تحلیلی می توان به سادگی نتیجه گرفت که نیاز رژیم به کشتار و هراس افکنی تنها حربه ای است برای ادامه بقا و در حال حاضر این مکانیسم رذیلانه دیگر فقط شامل مخالفان سیاسی نمی شود بلکه بر حسب نیاز، رژیم از بین مردم عادی نیز قربانی می گیرد، چنانچه اگر لازم باشد هواپیمای مسافربری را هم در آسمان ایران هدف موشک خود قرار می دهد. از این رو در این دوران ترفندهایی همچون من سیاسی نیستم دیگر کاربردی ندارد و مردم ایران بعد از ۴۲ سال تحمل فاشیسم آخوندی به آن میزان از بلوغ سیاسی رسیده اند که سناریوهای تکراری و نخ نما شده مشکل سرنگونی که مثل شمشیر داموکلس بالای سر نظام است را درمان نمی کند.
‎حالا هرچقدر هم ابراهیم رییسی، رییس جنایت پیشه قضایی درباره قتل مهراد سپهری روضه بخواند که:«نباید پلیس تضعیف شود» و وقیحانه قتل مهرداد سپهری را حادثه جلوه دهد و تازه طلبکار باشد که:«باید مراقب تحرکات دشمن باشیم که می‌خواهد با سواستفاده از یک حادثه که در گوشه‌ای رخ داده، جایگاه و هویت یک نهاد را به طور کامل مخدوش نماید» بیانگر این است که گویا آخوند رییسی هنوز نمی خواهد فهم این واقعیت را بکند که مردم ایران تنها یک دشمن دارند و آن هم همین حکومت آخوندی است. همانطور که مردم ایران خوب می دانند که آخوند رییسی با داشتن کارنامه ای از جنایت، اکنون رییس همان قوه قضاییه ایست که بیدادگاه هایش طناب دار را بر گردن بی گناهان می اندازند و نویدها را به شهادت می رسانند، پس روشن است که نه آبرویی در نزد مردم ایران دارند و نه هرگز یک ایرانی هویتی برای کلیت این نظام قایل است. اما همین جلاد در حالیکه حکم بازداشت فیلمبردار صحنه را صادر کرده پوشش این خبر در رسانه‌ها را «جنگ روانی دشمن» توصیف می کند و می گوید:«امروز دشمن در اتاق فکر خود سناریویی را طراحی می‌کند که با راه‌اندازی جنگ روانی و بزرگ‌نمایی نارسایی‌ها، مجموعه یک نیروی خدمتگزار و در میدان که مقتدرانه وظایف خود را انجام می‌دهد، تضعیف کند که باید با این حرکت هوشمندانه برخورد کرد». درواقع آخوند رییسی بر این واقعیت که نیروهای سرکوبگر با هدف ایجاد هراس و وحشت اطاعت دستور می کنند و دست به جنایت می زنند مهر تایید می گذارد و پرواضح است وقتی در بیرون و جلوی چشم مردم با چنین قساوتی دست به شکنجه و قتل جوانان می زنند پس در سیاهچال ها و شکنجه گاه های تاریک و مرگبار در زندان ها در طی این ۴۲سال با فرزندان میهن چه کرده اند؟ در سال ۶۷ با زندانیان سیاسی و خانوده های آنان چه کرده اند؟ با ستار بهشتی، زهرا کاظمی و سعید زینالی و با خودکشی شده ها چه کرده اند؟
‎آری، مردمی که۴۲سال وارونه شنیده و خیانت و دزدی و جنایت ها دیده اند و ستم حکومتی را تا بن استخوان با سرکوب و شکنجه و اعدام تجربه کرده اند پرواضح است که دیگر فریب دروغ های آخوندساخته و دشمن سازیی های موهوم و تلاش رژیم برای تخریب چهره مقاومت ایران را نمی خورند. دیگر نمی شود به بهانه دروغین تحریم دارو و غذا به مردم محرومیت و سختی تحمیل کرد و نتیجه بی کفایتی خود و فقر و بدبختی را به آدرس کاخ سفید ارجاع داد.
‎مردم تحت ستم آخوندی می خواهند ثروت ملی کشور و ذخایر فراوان آن در سفره های خالی آنها رنگ و بویی داشته باشد و خرج حزب الله و حوثی ها و حشد شعبی نشود. مردم و مقاومت ایران به دنبال دشمنی و جنگ افروزی با کشورهای دیگر نیستند بلکه مدافع صلح و آزادی و برابری اند، بنابراین حق مردم ایران شوکر و اسپری فلفل و دار و درفش نیست.
‎اما سهمی که حکومت آخوندی برای هر ایرانی طی ۴۲سال گذشته کنار گذاشته است، تحمیل رنج و درد بی شمار ناشی از ظلم و بیرحمی های فراوان در همه عرصه های زندگی است. بطوریکه شاهد شتاب ناباورانه اخبار دانش آموزانی هستیم که بخاطر فقر خودکشی می کنند، زنانی که بخاطر فقر در خرابه ها زندگی می کنند و هموطنانی که بخاطر فقر سر در زباله های شهر فرو می برند. جوانانی که بخاطر فقر ارگان هایشان را می فروشند و به شغل هایی چون کولبری با پذیرفتن همه مصاعب آن تن می دهند و خانواده هایی که در نهایت مهاجرت را با ریسک کردن بر سر همه خطرات آن می پذیرند و چه بسیارند جوانانی که طعمه برف و سرما و تیر پاسداران شده و یا مثل آرتین ایران نژاد همراه همه اعضای خانواده طعمه امواج دریای خروشانی می شود که هرگز او را به هیچ ساحل امنی نرساند.
‎در چنین وضعیتی خشم و تنفر عمیق اجتماعی و نارضایتی اقشار مختلف مردم ایران نسبت به حکومت و نبود مدیریت صحیح و فشار طاقت فرسای اقتصادی، خامنه ای و سران آخوندی را نشانه گرفته و مردم ایران را مترصد فرصتی ساخته تا با هر بهانه ای جرقه زده و دست به شورش و قیام بزنند و دور نیست تا این جرقه ها تبدیل به خرمنی از شعله های فروزانی شود که ریشه ظلم و ستم ملاسالاری را برای همیشه از خاک ایران زمین بسوزاند و خاکستر کند. همان چیزی که شعله های سرکش آن در آبان ۹۸ سران رژیم را به وحشت انداخت و اکنون در سالگرد این قیام خونین با متوسل شدن به نیروهای سرکوبگر از هر سو می خواهد به مردم چنگ و دندان نشان دهد چون درواقع از قدرت انفجاری مردم بیشتر از همیشه می ترسد. از این رو در واپسین ماه های عمر ننگینش سرنوشت ضحاک گونه اش را با انتخابات امریکا گره زده تا با سیاست بلکه از پس امروز رسد فردایی کمی از زیر فشار کمرشکن اقتصادی و انزوای بین المللی خارج شود. اما در طرف دیگر انتخاب مردم ایران است که خواهان سرنگونی تمام عیار حکومت آخوندی هستند و این به دست شورشگرانی محقق می شود که قلبهایشان در دل ایران برای پیروزی می تپد. بنابراین برای نیل به صلح و آزادی است که مقاومت ایران در خیز آخر با برخورداری از عزم جزم نیروهای جوان کانون های شورشی و با حمایت خالصانه مردمی، می رود تا در مصاف آخر رژیم جنایتکار آخوندی را سرنگون کرده و پرچم آزادی را در بلندای شرف و افتخار این میهن به اهتزاز درآورد.