zondag 28 november 2021

چالش برنامه ای از حسن حبیبی


 

دادگاه حمید نوری


 

 


«بسیجی‌های رضاشاهی»! و استمداد شیخ از شاه

تظاهرات مردم اصفهان ۵آذرماه
تظاهرات مردم اصفهان ۵آذرماه

خیزش قهرمانانهٔ مردم اصفهان و در ادامهٔ آن چهار محال و بختیاری در روزهای پایانی سالگرد قیام آبان، بار دیگر حال و هوای آبان خونین را به جامعهٔ شورشی ایران بازآورد. آبان «نه مرده و نه خاکستر شده»، مانند بهمن و خرداد در نهاد بی‌قرار و عصیانی ایران‌زمین آشیانه کرده است، در سر بزنگاه برمی‌شورد و بر جان ناپاک حرامیان، اشغالگران و انیرانیان عمامه‌دار لرزهٔ سرنگونی می‌افکند.

رودی از جانهای شیفته و خروشان

شکل‌گیری و تداوم خیزش اصفهان در بستر خشک زاینده‌رود، چه زیبا، چه انگیزاننده و چه با مسما! نشان داد که اگر نفس مسموم دیو ارتجاع و استبداد، رودها و دریاچه‌های ایران را خشکانده است ولی مردم خود رود می‌شوند و زاینده‌رود و دیگر رودها و دریاچه‌های خشکیدهٔ میهن‌شان را را دوباره به جریان و تپش می‌اندازند. رودی از زنان، مردان، جوانان و حتی خردسالان؛ رودی از جانهای شیفته و خروشان. این حقیقت ایران و ایرانی است.

در زاینده‌رود خونین چه گذشت؟

خامنه‌ای که مزورانه به‌دنبال تنزل این قیام مردم اصفهان به یک تجمع مسالمت‌آمیز صنفی بود، ناگهان افسار پاره کرد و «اراذل و اوباش» دست‌آموز خود را در ساعت سه‌ونیم بامداد پنجشنبه ۴آذر گردآورد و چادرهای کشاورزان را آتش زد و سپس به بهانهٔ برقراری نظم، وحوش انتظامی را به محل روانه کرد. روز جمعه با ارسال پیامک‌های گسترده بر روی تلفنهای مردم آنان را تهدید کرد و از تجمع در زاینده‌رود برحذر داشت. همزمان با این اقدام گله‌های بسیجی، لباس‌شخصی و نیروی انتظامی خود را در محل تجمع مستقر کرد تا با این حکومت نظامی اعلام نشده استمرار خیزش را مانع شود. حضور کشاورزان و جوانان شورشی اصفهان در بستر زاینده‌رود، این توطئهٔ را ناکام گذاشت. مردم با شعارهای حماسی و مقاومت قهرمانانهٔ خود در برابر وحوش مسلح به تفنگ‌های ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور و باتون آنها را فراری دادند.

در یکی از پلاکاردهایی که یک جوان اصفهانی به دست گرفته بود، چنین جمله‌یی به‌چشم می‌خورد:

«بسیجی! تیر به سرم نزن، مادرم اذیت می‌شود، بزن! وسط سینه‌ام»

وقتی ملتی در دفاع از آزادی و حیثیت و شرافت ملی خود به نقطهٔ بذل جان برسد و برای آن رجز بخواند، شکست‌ناپذیر می‌شود.

کم آوردن و گریختن مزدبگیران

صحنه‌های شورانگیز مقابلهٔ جوانان اصفهانی با «اراذل و اوباش» خامنه‌ای امام نمایش جمعهٔ خامنه‌ای در شهر کرد را وادار کرد تا از این تریبون به سرکوبگران روحیه‌باخته و وارفته چنین دلداری بدهد:

«وقتی در کوران حوادث قرار گرفتید کم نیاورید قوی باشید. در برابر دشمن تو میدان نبرد قرار می‌گیرید دشمن به شما هجوم میاره شما پشت به دشمن نکنید فرار نکنید! وقتی مواجه می‌شوید با دشمن مواظب باشید کم نیاورید و پشت نکنید بر نگردید»... .

ولی واقعیت این است که این سگان دست‌آموز در برابر صلابت قیام و ارادهٔ جوانان شورشی کم آورده و از مصاف با دست‌های خالی گریختند.

«اگر کم آوردید بدانید اگر کوتاهی کردید بدانید اگر سست شدید...

امروز خیلی دارند تلاش می‌کنند که سست کنند پایه‌ها را نظام را انقلاب را»

این آخوند دین‌فروش به‌جای این‌که به گریختگان نظام روحیه بدهد، از آنجا که خود نیز حسابی ترسیده بود، ترس بیشتری را به آنان تزریق کرد و آنها را از «تبعات بد» این وضعیت ترساند. این «تبعات بد»، همان چیزی است که امام جمعهٔ اصفهان، آخوند یوسف طباطبایی‌نژاد آن را فراهم‌آوردن فرصت برای (مجاهدین) [بخوانید رادیکالیزه‌شدن قیام] می‌خواند. همان چیزی که در سالگرد قیام آبان از ورود جامعهٔ ایران به آن می‌هراسید.

«عزیزان ما در جمعه قبل تجمع کردند و همه متوجه کمبود آب شدند، اما طبیعی است ادامه دادن کار برای منافقان و ضد انقلاب فرصت فراهم می‌کند و نباید ادامه پیدا می‌کرد، مشخص است که اتفاقات امروز کار کشاورز نیست». !

نقاب افکندن از چهرهٔ بسیجیان رضاشاهی

تا همین‌جا خیزش مردم اصفهان چند دست‌آورد جدی داشته است؛ دست‌آوردهایی که ادامه و گسترش قیام به دیگر شهرها و استانهای میهنمان را تسهیل می‌کند:

۱ـ بار دیگر استراتژی کانون‌های شورشی و آتش جواب آتش، صحت و حقانیت خود را نشان داد. بیش‌از‌پیش اثبات شد باید حق خود را با توسل به قهر از حلقوم این رژیم بیرون کشید.

۲ـ جنبش مسالمت‌آمیز مدنی، سرابی بیش نیست. این رژیم حتی یک تجمع سادهٔ صنفی را تحمل نمی‌کند؛ زیرا هیچ معضل و بحرانی نیست که پا در سیاست نداشته باشد و راه به منشأ تیره‌روزیها یعنی نظام ولایت فقیه و شخص خامنه‌ای نبرد. باید اصل نظام را نشانه گرفت.

۳ـ در خیزش مردم اصفهان بار دیگر اثبات شد که وقتی در برابر هجوم وحوش خامنه‌ای سینه سپر کنیم و با اتکا به اراده‌های شورشی دست به مقابله بزنیم، عناصر به‌شدت وارفته و مزدور این حکومت جا می‌زنند و عقب می‌نشینند.

۴ـ یکی دیگر از مهمترین دست‌آورد‌های خیزش مردم اصفهان نقاب برافکندن از چهرهٔ شعار وزارت اطلاعات ساختهٔ «رضا شاه روحت شاد»! بود. معلوم شد وقتی خامنه‌ای در سرکوب کم می‌آورد برای انحراف خیزش مردم از اهداف اصلی خود، به روح مومیایی و تاج سرنگون‌شدهٔ پدر شاه متوسل می‌شود و بسیجیان خود را وادار می‌کند تا به نفع شاه و پدر تاجدارش شعار بدهند. مردم هوشیار اصفهان با فراست تمام از اتحاد عملی شاه و شیخ در حراست از بنای استبداد پرده برانداختند. «بسیجی» این واژهٔ چرکین به اندازه کافی در فرهنگ مردم ایران منفور و مطرود است وقتی به رضا شاه نیز می‌چسبد می‌شود «بسیجیان رضاشاهی»! آنها برای خامنه‌ای نقش‌های مختلفی بازی می‌کنند. یکی از نقش‌هایشان در کسوت «اراذل و اوباش»! آتش‌زدن چادر کشاورزان و شرکت در مصاحبهٔ فرمایشی از تلویزیون حکومتی است، نقش دیگر ظاهر شدن با لباس ورزشی یک‌دست برای سرکوب مردم و نقش سوم و اصلی، سردادن شعار «رضا شاه روحت شاد» برای نجات حکومت از تنگنا و فشار براندازان است. در خیزش مردم اصفهان، این هر سه نقش، یک‌جا و با هم لو رفت و سوخت.

دخیل بستن شیخ به شاه، تکیه بر ستون پوسیده است. اگر شاه یا پدر و پدرجد او می‌توانست دردی از شیخ در وانفسای سرنگونی درمان کند، باید قبل از آن این نسخه را برای خود می‌پیچید تا سرنگون نشود! تاریخ هرگز به عقب برنمی‌گردد.

 

قطعنامه پارلمان هلند: فراخوان به تحریم رژیم ایران به‌خاطر سیاست مخرب استفاده از پهپادها برای عملیات تروریستی در منطقه خاورمیانه

پارلمان هلند
پارلمان هلند

پارلمان هلند قطعنامه‌یی را برای تحریم رژیم آخوندی به‌خاطر تهدید پهپادی با ۱۳۱رأی مثبت به تصویب رساند. این قطعنامه از حمایت ۱۴ حزب هلند در پارلمان این کشور برخوردار شد.

در قطعنامه پارلمان هلند آمده است:

-نظر به این‌که سپاه پاسداران پهپاد ها را برای گروه‌های تروریستی مانند حزب‌الله، حماس و حوثیها تأمین می‌کند؛

-نظر به این‌که پهپادهای رژیم ایران و تکثیر آنها تهدیدی فزاینده برای پرسنل نظامی هلندی و کشتیرانی بین‌المللی در خاورمیانه است؛

-نظر به این‌که ایالات متحده قبلاً تحریم‌های هدفمندی را علیه افراد و شرکتهای رژیم ایران به‌دلیل این تهدید اعمال کرده است؛

از دولت هلند می‌خواهیم با دیگر کشورهای اروپایی تحریم‌های مشابه علیه رژیم ایران به‌خاطر سیاست مخرب استفاده از پهپاد اتخاذ کند.

 

اصفهان- خیزش مردم و جوانان اصفهان - گوشمالی پاسداران سرکوب و شعار مرگ برخامنه‌ای - پیام خانم مریم رجوی

 

 

 

درگیری جوانان اصفهان با نیروهای سرکوبگر خامنه‌ای

به آتش کشیدن موتور نیروهای سرکوبگر توسط جوانان اصفهان

 

پیام خانم مریم رجوی به مردم دلاور اصفهان

دورد مریم رجوی به جوانان اصفهان 

 

شعار مرگ بردیکتاتور جوانان و درگیری با نیروهای سرکوب رژیم

 

شعار جوانان اصفهان: این همه لشگر آمده به جنگ رهبر آمده - مرگ بر شاه و شیخ - مرگ بر خامنه‌ای

 

شعار جوانان اصفهان:‌ما آمدیم بجنگیم بجنگ تا بجنگیم

به آتش کشیدن موتور نیروهای یگان ویژه سرکوب توسط جوانان

 

حمیدرضا طاهرزاده:این نام سرخ سرفراز و کلمه ممنوعه «مجاهدین» و وحشت دژخیم گویای چیست!؟

دورفلکی یکسره برمنهج عدل است

خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

«حافظ»

بدنبال برگزاری جلسات تکان‌دهنده و افشاگرانه محاکمه دژخیم حمید نوری که بدلیل اهمیت و اعتبار شهود مجاهدین در اشرف و بدرخواست رئیس دادگاه استکهلم در آلبانی بمدت دو هفته جریان داشت، این هفته دژخیم نوری در استکهلم به دفاع و توجیه ابلهانه جنایات و شقاوتهای وصف ناپذیرش که در زندان‌ها بویژه در جریان قتل عام مرتکب شده بود، پرداخت. استماع فقط چند دقیقه از سخنان این جانی خونریز، بخوبی افشاگر ماهیت پلید و شیطانی و سبعیت و وقاحت او میباشد. او با بیانی پرخاشگرانه و متجاوزانه، با ادا و اطوارهای سخیف و با تنالیته صدای یک هنرپیشه البته ناشی و بیسواد، بقول خودش«فونداسیون دفاعیاتش»! را بر نفی کلیت این قتل عام موحش تاریخی قرار داده است. او مطلقا با همان شناعت و وقاحت آخوندی، لاجوردی گونه وقایع خونین و فراموشی ناپذیر قتل عام ۱۳۶۷ را داستان سرایی و جعلی توصیف میکند! همان جنایتی که آقای منتظری در آن نشست تاریخیش با «هیئت مرگ» از آن بعنوان بزرگترین جنایت در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کرده و بهمین دلیل عطای جانشینی ولایت فقیه و رهبری نظام را هم به خمینی و لقایش بخشید و تسلیم حقیقت شد و در نتیجه کین و غضب خمینی و نظام جهنمی او را بجان خرید و پذیرای عواقب آن گشت. البته بقیه جنایتکاران هم در آن هیأت مرگ منجمله رئیسی و پورمحمدی در مناسبتهای متعدد، بر کرده خویش با افتخار پای فشرده و مؤکدأ گفته اند که همان رویه کشتار و نسل کشی را پیش می برند.

اما این جنایتکار با وقاحتی وصف‌ناپذیر در اساس فتوای کشتار مجاهدین را هم انکار کرده و آنرا ساخته آقای منتظری مینامد! فتوای جنایتکارانه ای که هیچکش حتی مقامات رژیم قادر به انکار آن نیستند

این تبهکار خونریز در دفاعیاتش به تمجید از نوری مالکی نخست وزیر جنایتکار و دست نشانده حکومت آخوندی در عراق بخاطر قتل و کشتار مجاهدین در اشرف و لیبرتی، پرداخت و گفت در سالهای آخر از مجاهدین در عراق خوب پذیرایی شد و بطرز شگفت‌انگیزی خواهان چنین رویه و برخورد ضدبشری با مجاهدین در آلبانی هم شده است! این قاتل در دادگاه و در صندلی متهم و بعد از دو سال در سلول انفرادی باز هم خواهان نابودی مجاهدین است و از این تریبون برای کشتار مجاهدین فراخوان صادر کند!؟

حال این دژخیم خواب‌نما شده و در دفاعیات مضحک و چندش آورش بکلی از بیخ و بن منکر کل نسل‌کشی و قتل‌عام در سال ۶۷ و این واقعه جنایتکارانه استثنایی در میهنمان شده است! به این میگویند وقاحت دجالگرانه تخم و ترکه خمینی ملعون! 

اما نکته جالب اینکه او روز اول یعنی سه شنبه گفت «سازمانی هست بنام سازمان باصطلاح مجاهدین خلق ایران ولی در تمام ایران هیچکس این سازمان را با این نام نمیشناسه و همه ایرانیان باین سازمان میگن گروهگ منافقین پس من اگر در طول صحبتهام و یا در طول دفاعیه ام هر جا گفتم این گروهک منظورم همین سازمانه و یا اگر یه دفعه اشتباه کردم گفتم سازمان مجاهدین من عذر میخوام از ملت ایران و اگر در طول صحبتام یه دفعه از دهنم پرید گفتم سازمان مجاهدین ببخشن».

اما روز پنجشنبه در مقابل اعتراض دادستان و وکلا در مورد به کار بردن کلمه منافقین و در پاسخ به قاضی که گفت این پرونده حول سازمان مجاهدین میگردد گفت «‌خواهش میکنم شرایط منرا درک کنید اینجا،‌من اگر اسم سازمان مجاهدین را ببرم بمحض اینکه وارد ایران بشوم منرا دستگیر می‌کنند،‌ هرکس در ایران اسم مجاهدین را ببرد دستگیر میشود، دستگاه قضایی ایران فوق‌العاده جدیه،‌ فوق‌العاده قانونمنده، من حتی توی بازجویی‌هایم چند بار گفتم سازمان مجاهدین الآن میترسم. من یقین دارم از همین الآن ترس سرتاسر وجود منرا گرفته، من یقین دارم بمحض اینکه داخل ایران برسم بجای استقبال از من اول من را دستگیر میکنند، من همین جا یکبار اسم این سازمان را اسم اوردم از اون روز ناراحتم رئیس دستگاه قضایی ایران حضرت آیت‌الله محسنی اژه‌ایه ایشون با هیچکس شوخی نداره». او از این هم فراتر می‌رود و در قسمت دیگری خطاب به دادستان میگوید وقتی تو هم میگویی مجاهدین برای من مشکل درست میکنی

بیان این نکات از سوی این مهره جنایتکار رژیم خود گویای بسیاری حقایق است که باید به آنها با تأمل و تعمق بیشتر اندیشید. 

نام سرخ و ممنوعه «مجاهد» همان کلمه‌ای است که خمینی از آن بشدت هراس داشت و برای نابودیش آن فتوای جنایتکارانه را به قیمت پذیرش یک ننگ بزرگ و‌ بیسابقه تاریخی برای خود و کلیت نظامش بجان خرید. این همان نام غرورآفرینی است که دژخیم نوری در دادگاه از بیانش وحشت مرگ دارد، اما در مقابل آن، بیش از ۳۰ هزار تن از برجسته ترین فرزندان رشید و قهرمان مجاهد و مبارز اسیر در سیاهچالهای قرون وسطایی خمینی، سرفرازانه آنرا با غریو شعارها و خروش خود بانگ برآورده و بر طنابهای دار بوسه زده و با پرتاب خود از روی چوبه دار، حتی حسرت کشیدن چار‌پایه های اعدام را هم بر دل جانیان و قاتلانشان گذاشتند. 

اگر به دوران مبارزات خونین مجاهدین در زمان رژیم گذشته برگردیم و شکنجه‌های هولناک آنان توسط ساواک آریامهری و اعدام‌های جنایتکارانه رهبری سازمان و بسیاری از کادرهای برجسته مجاهدین و فدائیان را در ذهن مرور کنیم بخوبی درمیابیم که بسیاری از این آخوندها منجمله رفسنجانی و خامنه ای و دیگران از برکت نوعی ارتباط و یا حمایت مستقیم و یا غیرمستقیم از سازمان مجاهدین همواره در تلاش بودند تا در جامعه آن روزگاران برای خود کسب حیثیت، آبرو و اعتبار و مشروعیت کنند!

یک نگاه گذرا به دعاوی دژخیم نوری علیه مجاهدین در دادگاه سوئد این حقیقت را برملا میکند که کلمه به کلمه اراجیف عوامل خارج کشوری رژیم توسط دژخیمان و شکنجه‌گران سرویسهای اطلاعاتی آخوندها در تهران ساخته شده است، دژخیم حمید نوری در صحبتهایش روز اول در دادگاه گفت «اسم داعشو همه شنیدن داعش فرزندان نامشروع همین سازمانه هرچی کار داعش تو این چند سال اخیر کرد تمام اینا رو سازمان درکشور عزیزمون ایران انجام داد داعش دست پرورده همین سازمانه، هرجنایتی که داعش در این چند سال در تلویزیون دیدید عین همین‌ها در کشور من انجام شد... یعنی سازمان مجاهدین؛ سازمان مجاهدین یعنی داعش جنایتکارتر از داعش»

وی همچنین گفت «هر چی سازمان بگه اعضا و طرفدارهاش و هواداراش چشم بسته قبول میکنند. یک سری عوامل هم دارند قشنگ اجرا میکنند میگم سمعا و طاعتا چشم هر چی شما بگین یعنی رو چشمم رو تخم چشمم هرچی سازمان شما بگی چشم ما عمل میکنیم» و افزود «انهایی که این سازمان را می شناسند حرفهای منو متوجه میشوند هر چی که این سازمان میگه نیروهاش چشم بسته قبول میکنندهر چی سازمان بگه اعضا و طرفدارهاش و هواداراش چشم بسته قبول میکنند. یک سری عوامل هم دارند قشنگ اجرا میکنند میگم سمعا و طاعتا چشم هر چی شما بگین یعنی رو چشمم رو تخم چشمم هرچی سازمان شما بگی چشم ما عمل میکنیم....انهایی که این سازمان را می شناسند حرفهای منو متوجه میشوند هر چی که این سازمان میگه نیروهاش چشم بسته قبول میکنند»

و روز دوم گفت مجاهدین و گروههای سیاسی را فرقه میخواند و میگوید اگر من اینها را زندانی سیاسی بگویم برای خودم مشکل درست میشود.

ملاحظه میکنید هیچ ابهامی وجود ندارد، منشا همه اتهامات و کلماتی که پاسداران خارج کشوری و مزدوران نفوذی علیه مجاهدین به کار می‌برند، طابق‌النعل بالنعل دژخیمانی همچون نوری هستند.

بگذار دژخیمانی همچون نوری از ترس استفاده از کلمه «مجاهد» بر خود بلرزند. او بخوبی واقف است که این نام در جامعه ایران از چه حرمت، اعتبار و ارزشی والا برخوردار است و کانونهای شورشی چه بلاهایی بر سر رژیم و رهبر مفلوک در آورده اند. همانها که خامنه‌ای و سران نظام تبهکار و چپاولگرش برنقش محوری و عظیم آنان در قیامهای اخیر تأکید کرده و بر آن صحه گذارده اند.

بهمین دلیل باید انرا به روش معمول تخطئه و شیطان سازی کند. اما غافل از اینکه این حرفها دیگر هیچ طفل دبستانی را هم نمی‌فریبد. او بدستور وزارت بدنام اطلاعات موظف است به همان روش دیرین سرکوب و کشتار حکومت متبوعش، بر مجاهدین بتازد و لجن خواری کند. 

بالمال مهملات،خزعبلات، توهین‌ها و تحریف واقعیتها و دروغ‌های شاخداری که حمید نوری با همان روش و منش رذیلانه آخوندی تحت عنوان دفاعیات در دادگاه مطرح میکرد، رئیس دادگاه را برانگیخت که به این جانی تذکر بدهد که به این گونه اهانت‌ها پایان دهد.

راستی او که در دادگاه سوئد و در یک کشور آزاد و دموکراتیک اینچنین سخفیانه دروغ می‌گوید و وقایع مستند تاریخی را مجعول و افسانه قلمداد میکند و نعره نابودی مجاهدین را سرمیکشد، با زندانیان اسیر و سر موضع مجاهد در آن روزگاران تلخ و سرخ فام چه میکرده است!؟

نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم

 

 

گزارش خبرنگاران سیمای آزادی و کانون‌های شورشی از صحنه

 

 

  • گزارش خبرنگاران سیمای آزادی و کانون‌های شورشی از صحنه: عوامل بسیج و اطلاعات آخوندی به فرموده نقاب از چهره برداشته و برای تخریب و لجن‌مال کردن شعار مرگ برخامنه‌ای و مرگ بر دیکتاتور، شعار رضاشاه می‌دهند تا نیروهای انقلابی و آگاه دلسرد و مردد و متفرق شوند

پیام سخنگوی مجاهدین اصفهان 

  • سخنگوی مجاهدین به جوانان انقلابی و شورشگر: شیخ کم آورده و برای سرکوب از شاه کمک می‌خواهد، گول نخورید. اراده‌ها نباید سست شود. باید با شعار مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر دیکتاتور صد بار بیشتر بجنگیم
  • کانون شورشی از صحنه: بسیجی ها و عناصر خودفروخته قاطی مردم آمدند. چفیه داشتند، چفیه شان را برداشتند و شعار رضا شاه روحت شاد دادند. اینها جزء معترضان نیستند.
  • گزارشگر سیمای آزادی: چند خانم بسیجی‌ها را افشا کردند و فریاد زدند و به مردم گفتند فریب اینها را نخورید، اینها بسیجی‌ها هستند، آمده اند شعارها را منحرف کنند. دشمن همین را می‌خواهد
  • رژیم از طرف دیگر راه‌های منتهی به پل خواجو را بسته و نمی‌گذارند کسی به سمت پل خواجو برود.اینترنت اصفهان را هم فوق العاده تضعیف کردند و مزدوران با تفنگ ساچمه‌ای به جان مردم افتادند
  • درگیری درپل فلزی، پارک مجاور خیابان مشتاق،کف رودخانه زاینده رود و حاشیه رودخانه و پل شهرستان تا غروب ادامه یافت
  • یک هلیکوپتر در بالای خیابان مشتاق به سمت پل فلزی که مرکز یک درگیری گسترده بود، پرواز می‌کرد
  •  جوانان انقلابی و شورشگر در حال جنگ و گریز با شعار مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر دیکتاتور به پاسداران و بسیجی‌هایی که روح رضاخان قلدر را از قبر بیرون کشیده به کمک خامنه‌ای آورده‌اند، می‌گویند: ننگت باد، شرمت باد

 

 

 

محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ ـ سومین جلسه بعد از بازگشت از دورس به استکهلم



 

ادبیات دژخیم، ادبیات مزدور – به قلم مسعود راتبی