zondag 15 mei 2022

 


ارتزاق تمساح ولایت فقیه از گروگانگیری و تروریسم

گروگانگیری سیاست باجگیری رژیم
گروگانگیری سیاست باجگیری رژیم

خبرگزاری نیروی تروریستی قدس در تاریخ ۲۱اردیبهشت ۱۴۰۱ در خبری به‌نقل از وزارت بدنام اطلاع داد که دو اروپایی بازداشت شده‌اند. وزارت بدنام مدعی شده بود که آنان به‌دنبال سامان‌دهی آشوب، بی‌نظمی اجتماعی و بی‌ثبات سازی در کشور بودند. یک روز پس از انتشار این خبر مشخص شد که این دو اروپایی، از شهروندان فرانسه هستند که برای تعطیلات به ایران رفته بودند و قرار بوده اوایل هفتهٔ جاری به کشورشان برگردند.

این گروگانگیری آشکار در حالی رخ داد که انریکه مورا، از مقامات سیاست خارجی اتحادیهٔ اروپا برای مذاکره حول برجام در ایران به سر می‌برد.

نگاهی اجمالی به این رخداد و ربط آن به رسانه‌یی کردن اعدام احمدرضا جلالی، درست در روز پایان دادگاه دژخیم حمید نوری، نیاز شدید تمساح ولایت فقیه به خوراک‌خواهی از گروگانگیری و تروریسم را نشان می‌دهد؛ فراتر از آن اثبات می‌کند که تحلیل‌های مقاومت ایران در مورد گروگانگیری و ترویسم، به‌عنوان اهرمهای باجگیری این رژیم تا چه اندازه درست و واقعی است.

 

«اگر گروگانگیری نبود. ». . !‌

گروگانگیری در این رژیم پدیده‌یی مسبوق به سابقه، سیستماتیک، زنجیره‌وار و طولانی‌مدت است. پاسدار محمدعلی جعفری، سرکردهٔ سابق سپاه پاسداران در سخنرانی خود در ۱۳آبان ۱۳۹۸ به‌وضوح به گروگانگیری اعتراف کرد.

چند موضوع در اعتراف او برجسته بود:

یکم ـ گروگانگیری برنامه‌ریزش شده بوده است.

دوم ـ خامنه‌ای در رأس مقاماتی بوده که با آن به‌طور کامل موافقت داشته است.

سوم ـ اگر این گروگانگیری نبود، رژیم در همان ده سال اول سقوط می‌کرد.

«با رعایت طبقه‌بندی بسیار بالا قرار بر این شد که تظاهراتی بر ضد آمریکا از سمت دانشگاه به سمت لانهٔ جاسوسی... انجام بگیره که تعداد محدودی از دانشجویان و مسئولان این دانشگاهها و سازماندهی که شده بود فقط آنها می‌دانستند که قرار است به سفارت آمریکا حمله بشه وقتی جمعیت به مقابل دانشگاه رسید با برنامه‌ریزی قبلی که انجام گرفته بود به همان تعداد محدودی که فقط می‌دانستند با فضایی که ایجاد شد فضاسازی که ایجاد شد و شعاری که داده شد و جوی که در جمعیت ایجاد شد به‌صورت خودجوش به‌صورت طبیعی جلوه داده شد که این حرکت از دل جمعیت و همان لحظه چنین تصمیمی گرفته شده. ». .

به ادامهٔ حرفهای او دقت کنید:

«تنها اندکی از مسئولان و محدود از مسئولان انقلابی ما از جمله در ر‌أس اونها مقام معظم رهبری (خامنه‌ای) بودند که با این حرکت انقلابی به‌شدت موافق بودند» و اگر گروگانگیری نبود «بدون تردید انقلاب ما عمر چهل ساله نمی‌کرد و در همان دهه اول انقلاب کار انقلاب تمام بود»... .

 

درآمد‌زایی با گروگانگیری

اظهارات پاسدار محمدعلی جعفری، تک مورد نیست. پاسدار محسن رضایی نیز در سال۱۳۹۴ به یکی از شیوه‌های درآمدزایی رژیم از طریق گروگانگیری اعتراف کرد:

«اگر جنگی بین ایران و آمریکا در بگیرد هفته اول هزار اسیر از آمریکا می‌گیریم و آن موقع برای آزاد کردن هر یک از آنها باید چند میلیارد دلار بدهند. آن موقع مشکل اقتصادی ما نیز ممکن است حل شود».

در این مورد پاسدار حسن عباسی نیز گفته بود:

«شیوه بودجه درآوردن سپاه چگونه است؟ سپاه یک جاسوس می‌گیرد، جیسون رضاییان... دولت یک میلیارد و ۷۰۰میلیون دلار می‌گیرد و جاسوس را تحویل می‌دهد. لذا سپاه با جاسوس گرفتن، آن یک میلیارد دو میلیاردی که دولت می‌خواهد به سپاه بدهد را درمی‌آورد».

 

گروگانگیری اهرم مبادله و باجگیری

انگیزه‌های مالی و تأمین بودجهٔ کلان سرکوب و تروریسم، تنها محرک نظام ولایت فقیه برای گروگانگیری اتباع کشورهای خارجی نیست. استفاده از این اهرم برای باج‌خواهی از این کشورها و تحت فشار گذاشتن آنها و نیز مبادلهٔ اتباع گروگان‌گرفته شده با برخی از خطرناک‌ترین مهره‌های تروریستی رژیم، بخشی دیگر از اهداف گروگانگیری است.

 

قطع خوراک تمساح، تنها سیاست درست

مقاومت ایران طی سالیان نسبت به این نوع باج‌خواهی هشدار داده است. آنچه مسلم است، تن‌دادن به خواست‌های این رژیم و کوتاه‌آمدن در برابر باج‌خواهی‌های آن، باعث ازدیاد این نوع گروگانگیریها می‌شود. خوراک دادن به تمساح ولایت فقیه، آن را حریص‌تر می‌کند.

رئیس جمهور برگزیدهٔ مقاومت، مریم رجوی در سخنرانی خود در کنفرانس آنلاین ضرورت سیاست قاطع علیه تروریسم آخوندی، در مورد دلایل اقدام رژیم به اعمال تروریستی گفت:

«اولاً: آخوندها خود را در موقعیت سرنگونی می‌بینند. بنابراین به هر کار جنون‌آسایی دست می‌زنند. خامنه‌ای بهتر از هر کس از پوسیدگی رژیم‌اش مطلع است و بیش از همیشه از جایگزین دمکراتیک رژیم یعنی از شورای ملی مقاومت و مجاهدین می‌ترسد.

ثانیا: آخوندها به سیاست مماشات دولتهای غرب پشتگرم‌اند. بیش از سه دهه است که سیاست مماشات، پناهگاه سیاسی تروریسم این رژیم است.

بنابراین نباید از استبداد خونخوار حاکم بر ایران پرسید که اعمال تروریستی‌اش در خارج ایران چه مرز سرخی دارد، بلکه باید از آن‌هایی که در برابر این رژیم سکوت و انفعال پیشه کرده‌اند، پرسید که راستی مرز سرخ‌شان کجاست؟»

***

بدیهی است که گروگانگیری و تروریسم با معامله و زد و بند یا سرازیر کردن دلار و یورو به جیب آخوندها متوقف نخواهد شد. تنها راه‌برون رفت، اعمال قاطعیت در برابر این رژیم و به‌رسمیت شناختن حق مقاومت برای سرنگونی آن است.

 


طلایه‌های قیامی دیگر در خشم ارتش گرسنگان

قیام مردمی برای سرنگونی خامنه‌ای جنایتکار
قیام مردمی برای سرنگونی خامنه‌ای جنایتکار

با ورود نظام ولایت فقیه به فاز سرنگونی، سلسلهٔ از قیامهای آتشین در تقدیر است و بی‌تردید رخ خواهد داد. این یک پیش‌بینی یا فرضیه نیست. نیاز به تخصص آکادمیک یا تحلیل‌های پیچیدهٔ جامعه‌شناسی ندارد. هر کسی که اندک آشنایی با آمادگی انفجاری شهرهای ایران داشته باشد، می‌تواند وقوع آن را از هم‌اکنون در ناصیهٔ تحولات سیاسی ـ اجتماعی به چشم ببیند.

نگاهی به فراپشت و تجربه‌های پیشین به ما می‌نمایاند که تولد قیام آبان۹۸ از مقطع اعلام گرانی بنزین تا بالغ شدن اعتراضات جوانان شورشی به درگیری با نهادهای دولتی، سرعتی معادل نور پیمود. شعارها از همان دقیقه‌های نخست راه به نفی تمامیت نظام دستاربندان برد و مرگ بر خامنه‌ای ورد عمومی قیام‌کنندگان گردید.

 

مردم آزمودند که برای مقابله با حکومتی که جز با زبان گلوله و قهر با مردمش سخن نمی‌گوید باید از قهر استفاده کرد. باید برای قیام سازماندهی داشت. نباید در شرایط حاکمیت اختناق، چشم به «تظاهرات مسالمت‌آمیز میلیونی»! دوخت و به این سراب دل‌خوش کرد. برای افروختن قیام در یک شهر یا استان، عنصر تعیین‌کننده روحیهٔ شورشگری، ریسک‌پذیری، توان فداکاری و ظرفیت بالا برای کار جمعی، تیمی و گروهی است.

این تجربه‌ها و دست‌آوردهای گرانقدر ـ در پرتو فعالیت‌های اختناق‌شکن کانون‌های شورشی ـ اکنون در مواجهه با این حکومت به فرمول‌های راهگشا و فراگیر تبدیل شده‌اند.

 

اقدامات حکومت برای مهار قیام

خامنه‌ای و رئیسی با سونامی گرانی و به‌طور خاص با دریغ کردن نان از سفره‌های مردم و مشغول کردن آنها به این ابتدایی‌ترین نیاز زنده‌ماندن، خیز قتل‌عام جدیدی را برداشتند تا به این ترتیب صورت مسألهٔ قیام از روی میز نظام برداشته شود؛ اما معلوم شد «قیام نان» بسا آتشین‌تر از «قیام بنزین» به سراغ آنان خواهد آمد. آنان گمان می‌کردند با طرح‌های فریبکارانه مانند «دادن یارانه به مردم» یا «کالابرگ» می‌توانند آب بر آتش اعتراضات بپاشند و از وقوع قیامی مانند آبان۹۸ پیشگیری کنند.

خامنه‌ای و رئیسی به‌موازات طرح‌های فریبکارانه و وعده‌های دروغین، با قطع و کند کردن یا ایجاد اختلال در اینترنت می‌خواستند به‌زعم خود مانع از به‌هم پیوستن شعله‌های قیام و گسترش جرقه‌های آن به دیگر نقاط ایران بشوند ولی شعله‌های قیام فراتر از محاسبات آنها در فروزش بود.

در این رابطه حسین سلامی به بهانهٔ شرکت در یک «جشنوارهٔ بسیج» در مشهد، به طرح و تمهیدات ناکام استبداد دینی در مقابله با فضای مجازی در شرایط انفجاری امروز ایران اعتراف کرد.

 

«دشمن می‌خواهد در خانه‌هایمان، پای گیرنده ماهواره، اینترنت و با شایعه، فراخوان تجمع و تحریک ما را شکست دهد ولی چون بسیج هست نمی‌تواند و مدام سرش به سنگ می‌خورد... بسیج، یارانه الهی برای مردم است که به کمک مردم می‌شتابد و بار سختی را از دوش آنها بر می‌دارد و باید آستانه مقاومت را بالا ببرد و راه گذار از سختی‌ها را نشان دهد» (عصر ایران. ۲۲اردیبهشت ۱۴۰۱).

این اعتراف نشان می‌دهد که حاکمیت برای مقابله با قیام به نیروهای سرکوبگر خود آماده‌باش داده یا دست‌کم آنها را برای شرایط قیام توجیه کرده بود.

 

طلایه‌های قیامی دیگر

به‌رغم تمهیدات دجالگرانهٔ خامنه‌ای و رئیسی، خوزستان از شورش باز نماند و به‌دنبال آن دامنهٔ قیام به شهرهای دیگر کشیده شد. طنین این قیام در سراسر ایران، استبداد دینی را وادار کرد از طریق خبرگزاریهای خود به آن اذعان کند. بستن جاده با آتش‌زدن لاستیک و تصرف پایگاه بسیج ضدمردمی در جونقان تردیدی باقی نگذاشت که جامعهٔ ایران مترصد قیام و شورش است. جنگ و گریز جوانان با مأموران سرکوبگر حکومتی در اهواز، اندیمشک، دزفول، اصفهان، دورود، فشافویه تهران، ایذه و شهرکرد و یاسوج شراره‌های سوزان و قدرتمند قیامی آتشین را به خامنه‌ای و دولت سوگلی او چشاند.

هنوز شعله‌های آتش جوانان در پایگاه بسیج ضدمردمی جونقان خاموش نشده بود که روز جمعه ۲۳اردیبهشت پردنجان از توابع جونقان با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» آتش دوباره به جان شیخ انداخت و جوانان شورشی در فارسان با تهاجم به حوزه جهل و جنایت، نماد شیطان را سنگ‌باران کردند و شورشگران در بهارستان فریاد برآوردند: «جمهوری اسلامی نمی‌خوایم نمی‌خوایم».

این پاسخ آتشین مردم اصفهان و چهارمحال و بختیاری به فریبکاری رئیسی جلاد است که در همین روز در لرستان و تهران هم طنین افکند.

این قیامی است خاموشی ناپذیر که تا برکندن ریش و ریشهٔ عمامه‌داران ریایی، این بدترین دشمنان ایران و ایرانی ادامه خواهد یافت.

آنچه دیدیم فقط طلایه‌هایی از خشم ارتش گرسنگان بود.

 

کارزار بزرگ افشای اطلاعات قضاییهٔ جلادان توسط مقاومت ایران (شمارهٔ ۳) - وضعیت فاجعه‌بار و ضدانسانی زندانها در رژیم ولایت فقیه

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران
کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران

کمیسیون کار شورای ملی مقاومت

کارزار بزرگ افشای اطلاعات قضاییه جلادان توسط مقاومت ایران

(شماره ۳)

وضعیت فاجعه‌بار و ضدانسانی زندانها در رژیم ولایت فقیه

و ۱۰۰ قطعه عکس از قضاییهٔ جلادان در ۲۳استان

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت منتشر می‌کند

وضعیت فاجعه‌بار و ضدانسانی زندانهای رژیم ولایت فقیه چیز پوشیده‌ای نیست. ساخت بسیاری از این زندانها بیش از ۵۰سال قبل بوده و ساختما‌ن‌ها به‌غایت فرسوده است. مهم‌تر از این، خط‌کار تلنبار کردن و انباشت زندانیان به میزان فوق نامتعارف برای شکنجهٔ مضاعف جسمی و روانی و ارعاب جامعه است. در این خصوص ۱۰۰قطعه عکس از قضاییه جلادان در ۲۳استان ضمیمه است.

آمار و ارقام زیر که مستخرج از یک سند قضاییهٔ رژیم که شامل ۲۷۷زندان است نشان می‌دهد یک «ظرفیت اسمی» برای هر زندان در نظر گرفته‌اند اما در ستون بعد «تعداد تخت» در همان زندان خیلی بیشتر از «ظرفیت اسمی» است. سپس در ستون آخر «تعداد زندانیان» ثبت شده است که از تعداد تختها خیلی بیشتر است.

به‌عنوان مثال چنان که در سند دیده می‌شود «ظرفیت اسمی» زندان تبریز ۱۵۰۰نفر اما «تعداد تخت» ۲۶۶۰عدد ولی «تعداد زندانیان» ۳۷۸۸نفر نوشته شده که ۲، ۵برابر «ظرفیت اسمی» است. در یکی از زندانهای سنندج «ظرفیت اسمی» ۲۹۰نفر، «تعداد تخت» ۶۵۱نفر و «تعداد زندانیان» ۹۷۸نفر یعنی ۳، ۳۷برابر «ظرفیت اسمی» است.

در سند قضاییهٔ رژیم در موارد متعددی «ظرفیت اسمی» یا «تعداد تخت» یا «تعداد زندانیان» عمداً نوشته نشده است. به‌عنوان مثال «تعداد زندانیان» در اوین و قزل‌حصار سفید است. «ظرفیت اسمی» زندان کرج نوشته نشده در حالی که برای آن ۲۱۵۰ تخت منظور کرده‌اند ولی «تعداد زندانیان» ۷۸۰۰نفر یعنی ۳، ۶برابر بیشتر از تعداد تخت‌ها، ثبت شده است. در نتیجه زندانیان با پدیدهٔ پر رنجی به نام کف‌خوابی دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

اسامی ۱

اسامی ۲

اسامی ۳

شورای ملی مقاومت

کمیسیون امنیت و ضد تروریسم

۲۴ اردیبهشت۱۴۰۱

 

صاحبه با محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت در رابطه با حکم دادگاه استکهلم