vrijdag 15 april 2016

آشتی گرگ و میش


عارف شیرازی
آقای محمد نوری‌زاد از همکاران و همدستان سابق آخوندهای جنایتکار و از ریزشی‌های لاحق که با نامه‌نویسی به خلیفۀ ارتجاع سعی می‌نمود با نصیحت کردن، ولی‌فقیه خون‌آشام را براه آورده و او را نرم کند در سالهای اخیر ضمن همراهی نمودن با اعتراضات و تحصن‌های خانواده زندانیان و مادران شهدا همواره در جمع آنها حاضر می‌شد. اینکه انگیزۀ حضور و شرکت وی در این اجتماعات چه بوده و می‌باشد موضوع بحث این نوشته نیست. وی به شهادت تمامی نوشته‌ها و گفته‌هایش از کسانی است که راه حل مشکلات ایران آخوند زده را در درون این رژیم ضد بشری جستجو کرده و سعی در تغییر رفتار آنهم در سطح خلیفه سفیانی دارد، از اینرو مستمرا با نامه نگاری خطاب به ولی‌فقیه ارتجاع و با "نصایح مشفقانه" می‌خواهد افعی جّرار ولایت را به راه راست هدایت کند، غافل از اینکه نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش اینست. مشکل در اصل نظام آخوندی و حکومت دینی با قانون اساسی ضد مردمی و ضد اسلامی و با سلطه تمام عیار ولی‌فقیه سفاک بر همه چیز مردم می‌باشد و بدون واژگونی و سرنگونی تمامیت این رژیم با کلیۀ دسته‌بندیها و باندهای آن هیچ چیز قابل حل نیست.
نوری‌زاد اخیرا در نامه‌ای پرچم آشتی ملی را باهتزاز درآورده و همگان را "به سوی یک آشتی بزرگ و ملی" ترغیب نموده است. وی مدعی است: "تنها راهی که به رهایی و نیکبختی مردم این سرزمین می‌انجامد بخشایش همگانی است". او می‌نویسد: "ما باید بخاطر نیکبختی‌ای که مرتب از ما می‌گریزد همه همدیگر را ببخشائیم، در این بخشایش بزرگ همه باید حضور داشته باشیم از بسیجی و پاسدار و رهبر تا سلطنت‌طلب و مجاهد تا شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی و زرتشتی و کمونیست تا آسیب دیده و آسیب زده ...".
ابتدا باید از نوری‌زاد پرسید شما از مردم انتظار دارید که چه چیزی را مورد بخشایش قرار دهند؟ مردم تحت ستم که همه چیز خود را در حاکمیت آخوندی از دست داده‌اند، باید تمامی سفاکیت، خونریزی و قتل و جنایات این رژیم را همراه با 120 هزار سربدار و اعدامی و صدها هزار زندانی سیاسی در این سالیان را فراموش کرده و مورد بخشش قرار دهند؟ یا اینکه غارت و چپاول هزاران میلیاردی، به روز سیاه نشاندن 80 درصد جمعیت کشور، نابودی زیرساختهای اقتصادی، لشکر میلیونی بیکاران، مضافاً بر سایر ارمغانهای این رژیم – چون رواج وحشتناک فحشاء، اعتیاد، کارتن‌خوابی، کودکان کار و به فروش گذاردن کلیه و چشم و سایر اعضای بدن به علت فقر و فلاکت ناشی از این رژیم ضدبشری – را باید نادیده بگیرند؟ یا باید خانه نشین کردن نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان و بیرون راندن آنها از بازار کار توسط آخوندها را مورد اغماض قرار دهند. راستی سرکوب اقلیتهای ملی و مذهبی و به صُلّابه کشیدن دگراندیشان و خفه کردن هر صدای مخالف و هر فریاد آزادیخواهانه‌ای را نیز باید مورد بخشش قرار دهند؟
آنچه مردم باید ببخشند مشخص شد. در یک کلام منظور و نتیجه عملی این پیشنهاد مشعشع(!) اینست که مردم بایستی گوسپندان رامی بوده که هرآنچه گرگان درنده حاکم انجام دادند را پذیرفته و به آن تن دهند و با دست شستن از مقاومت و مبارزه برای سرنگونی آخوندهای ضدبشر و یا فراموشی جنایات انجام گرفته توسط آنها و بخشیدن آن، بیمه‌نامه‌ای برای استمرار سفاکیت و خونخواری بدست آخوندها بدهند.
اما آخوندها چه چیزی را باید ببخشند؟ حتما منظور اینست که چون مردم بردگان سرکشی بوده‌اند که خواستار آزادی، حقوق انسانی، رفع شکنجه و سرکوب و تبعیض جنسی و ملی و دینی، توقف قتل و جنایت و غارت و چپاول و برقراری حاکمیت ملی و عدم دخالت دین در حکومت (جدایی دین از دولت) شده‌اند، آخوندها باید این همه "جسارت و طغیان(!)" بردگان خود را بخشیده و آنها را مورد "ملاطفت آخوندی-پاسداری(!)" قرار داده و عفو نمایند.
نوری‌زاد که "به گزافه‌گویی" خویش به خوبی واقف بوده در ابتدا با یک ویراژ "لاپوشانه" آنرا به مطرح نمودن این پیشنهاد مصاده کرده و نوشته است: "می‌دانم در این نوشته سخن به گزاف رانده‌ام و آرزوی حقیرانه خود را بر طبق نهاده‌ام اما چه باک از درمیان گذاردنش با شما".
آقای نوری‌زاد، گزافه‌گویی شما دراین نیست که پیشنهاد خود را با دیگران درمیان گذاشته‌اید، بلکه گزافه‌گویی مضافاً بر یاوه‌گویی شما در اینست که ظالم و مظلوم و جلاد و قربانی را همسنگ و هم‌وزن قرار داده وهر دو را مقصر و خطاکار دانسته و خواستار آشتی گرگ و میش شده‌اید. شما نوشته‌اید: "در این سی‌و‌هشت سال همه یکجور مقصر بوده‌ایم".
راستی مردمی که برای گرفتن حق خود در سال 88 به خیابانها آمده و در خون خود درغلتیدند چه تقصیری داشتند. ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی چه جرمی جز آزادیخواهی مرتکب شدند، دختر و پسر جوانی که بخاطر فروش نشریه مجاهد دستگیر شدند از نظر شما چه تقصیری داشتند که بایستی اعدام می‌شدند، کارگران و معلمان و پرستارانی که برای حقوق معوقه خود تجمع اعتراضی می‌کنند چه تقصیری دارند که باید زندانی شوند. ریحانه جباری که در مقابل یک مقام امنیتی و پاسدار وحشی و متجاوز از شرف خود دفاع کرد چه تقصیری داشت، حتما باید اجازه می‌داد مورد سوءاستفاده رذیلانه قرار گرفته و سپس او را سربه نیست و جسدش را کنار جاده‌ها رها کنند. در نوشتۀ شما ندا و نداها به همان اندازه محکومند که قاتلین آنها، رزمندگان آزادی و مجاهدین به همان اندازه مقصرند که "پاسدار و بسیجی و رهبر"، یعنی قاتلین آنها، "آسیب‌دیده و آسیب‌زده" در این شامورتی بازی شما به یک اندازه مقصر و خطاکار می‌باشند.
آقای نوری‌زاد شرم یک احساس انسانی است. آیا بهتر نیست به جای خاک پاشیدن در چشم توده‌ها با کندن تمام عیار از این حکومت ضدبشری و با مطرح کردن هرآنچه تا کنون ناگفته گذاشته‌اید به طور کامل به مردم پیوسته و به این توصیه علی‌ابن‌ابیطالب که در بستر شهادت به فرزندانش گفت: "كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً (خصم ستمگران و یاور مظلومان باشید)" عمل نمائید. آیا این پیشنهاد شما مصداق خصم ستمگر بودن است یا کمک رسانی به آن و در خدمت تداوم جنایت و سفاکیت آن می‌باشد. در یک کلام آیا کسی که ذره‌ای از انسانیت بویی برده باشد جلاد و قربانی را یکسان محکوم می‌کند؟
شما نوشته‌اید: "ما داریم کم‌کم محو و تهی می‌شویم از هویت، از خِرد، از ادب، از مهربانی، از انسانیت". آیا این از خِرد و ادب و یا از مهربانی و انسانیت شماست که قربانیان ستم و جنایات آخوندها را به همان اندازه جلادان و قاتلین آنها مقصر می‌دانید. شما جلّاد و قربانی را به یک اندازه سوار بر "اسب سرکش غرور" دانسته و خواستار پائین آمدن هر دو از "برج بلند نفرت و قلعۀ فلک‌الافلاک منفعت" شده‌اید.
آقای نوری‌زاد، شما از بار سنگین و سختی که بر زمین مانده صحبت کرده‌اید که به "تک تک ما التماس می‌کند مرا از سر راهتان بردارید" و "به آینده نیک دست یابید". اما آیندۀ نیک برای مردم ایران جز در پرتو سرنگونی رژیم ضدبشری و پایان دادن به این همه جنایت و سفاکی و به دست عدالت سپردن همه جنایتکاران و عاملین کشتار و نابود کنندگان حرث و نسل ایران نیست.
شایان یادآوری است که نگارنده نیز چون سایر اعضاء و یاران مقاومت نه به دنبال کینه‌کشی کور و فردی و نه خواستار اعدام کردن عاملین این همه سبعیت و ددمنشی است و نه پراکندن تخم نفرت بیشتر، مقاومت ایران بارها از زبان سخنگوی رسمی آن، خانم رجوی، اعلام کرده است که در ایران آزاد شدۀ فردا از حکم اعدام خبری نیست.
آری، همچنانکه مادر ریحانه قهرمان اعلام کرد، ما نیز نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. این بخشیدن و فراموش کردن جنایت بدون به عدالت سپردن جانیان و عاملان آن چیزی جز دسته گل دادن به جنایتکاران برای تداوم هرچه بیشتر جنایت نیست.
فراموش نکنیم که شما اولین کسی نیستید که خواستار چنین بخشایشی هستید، قبل از شما برخی دیگر از جداشدگان از سیستم امنیتی رژیم، همچون شما چنین پرچمی را در خارج از کشور علم کرده و شعار "می‌بخشم و فراموش می‌کنم" را سر می‌دادند. اما آنان در تمامی این سالیان هیچگاه از لابی‌گری برای رژیم و خریدن فرجه برای تداوم جنایات او فروگذار نکرده و از هر فرصتی برای لگد زدن به مقاومت خونبار مردم ایران استفاده نمودند. نکند خدای ناکرده شما با تأخیر چندین و چند ساله، حالا همین نقش را می‌خواهید در داخل کشور ایفا کنید. مطمئن باشید همچنانکه آنها موفق به جا انداختن این شعار انحرافی که عمیقا در خدمت تداوم جنایت و سفاکیت رژیم آخوندی است نشدند، شما نیز طَرفی برنخواهید بست.
آقای نوری‌زاد، شما در پایان نوشته‌تان مادران شهدا، یعنی همان مظاهر بغض فروخوردۀ خلق و فریاد رسای شهدا و سمبلهای شرف و ایستادگی و مقاومت و در یک کلام انسانیت را مورد خطاب قرار داده و از آنها خواسته‌اید "در دل یک آشتی بزرگ فرو شده" و از کینه‌ها دست شویند.
بنظر می‌رسد این تلاشهای شما در راستای خنثی کردن این خشم فروخورده خلق و از کار انداختن این بمبهای ساعتی که برای تمامیت دستگاه ولایت سفیانی بسیار خطرناک است می‌باشد و این البته بالاترین خدمت به نظام ضدبشری آخوندی می‌باشد.
آقای نوری‌زاد، "آیندۀ نیک"ی که از آن صحبت می‌کنید تنها در پرتو تلاش همگانی برای سرنگونی این رژیم ضدبشری با همه دستجات و باندهای درونی آن از سخت‌سر و نرم‌تن، از دلواپس و دلآرام و به دست عدالت سپردن آمران و عاملان جنایات صورت گرفته و غارتگران اموال مردم میسر می‌باشد و آنروز البته دور نیست مطمئن باشید.
عارف شیرازی
14 آوریل 2016 (26 فروردین 1395)

Geen opmerkingen:

Een reactie posten