zaterdag 27 maart 2021
رضا پچراک: محاکمه

پس از بیش از چهل سال مشاهده رفتارهای نظام سلطه در ایران، نتیجهگیری محتاطانه این حقیر، احتمالا بمانند بسیاری دیگر، اینستکه هستی نظام برخاسته از پروژه خمینی را نمیشود با عدسیهای رایج علوم انسانی، اجتماعی و اقتصادی زیر تعریف شرایط طبیعی مورد مشاهده قرار داد و به نتیجهای عقلائی با استانداردهای امروز رفتارهای هوشمند در راستای بهبود شرایط انسانها رسید.
بعبارتی توسل بعدسیهای پاتولوژی اجتماعی، جرمشناسی و شاخههای متنوع روانشناسی و روانشناسی اجتماعی برای مشاهده، تشریح، فهمیدن، توضیح، پیشبینی و کنترل از جمله برای کاهش خسارتهای این پروژه کارائی بیشتری دارد. جامعه شناسی در این میان تنها به حاشیهنشینی رانده شده و بمظلومیتی شبیه علم حفاظت و بازیابی محیط زیست گرفتار آمده است. بعنوان مثال ازصحبتهای سران و مدیران این پروژه ضد میهنی و ضد بشری نمیتوان بدون کاربرد تکنیکهای مصاحبه با آسیبدیدگان سیستم مغزی و عصبی و نابسامانی روانی که توسط جامعه روانپزشکی ابداع شده است و نیز روشهای سخنکاوی بزهکاران و باصطلاح جنایتکاران خرد و کلان عبور کرد. منجمله مطالعات روی رفتارها و ساختارهای دستجات جنایتکار و آدمکشان زنجیره ای و نیز نژادکشان برای مطالعه رفتارهای خرد و کلان در قالب این نظام کاربرد قابل توجهی نشان میدهند. این مقوله از انسانهای بیولوژیک را در روزگار کهن از جمله بطور کلان اهریمن و بصورت خرد دیو میگفتند که بسیار قابل تامل است. این مقدمه مرا باین فرضیه میرساند که نظام جمهوری (ضد) اسلامی میوه یک درخت سمی یعنی همان پروژه خمینی است که هدف آن کاهش سطح تمدن منجمله از طریق کاهش ظرفیت و توان دریافت، شناخت و عمل روی اطلاعات توسط انسانها (Lowering the perceptual and cognitive abilities of citizens)
در بخش وسیعی از جهان منجمله میهن پارسی ماست.
کاهش سطح تمدن در سطح کلان کاهش مطالبات اجتماعی و در سطح باصطلاح مولکولی محدود کردن انتظارات فرد را از خویش و جامعه بدنبال میاورد که ورودی سیستم اقتصادی و اجتماعی را نسبت بمطالبات محیط برونی سیستم حساستر و پاسخگوتر نموده و خروجی آنرا، حتی در تضاد آشکار با دینامیسم تداوم حیات یک سیستم اجتماعی وحفظ اگرچه نسبی چرخه منافع ملی و مردمی، به بیگانه گرائی سمت میدهد. در ضمن بگویش اهل ترمودینامیک، این سنخ رفتار آنتروپی جامعه قربانی را هرج و مرجگونه افزایش و آنرا در نتیجه ببحران فروپاشی میکشد. با یک نگاه سیستمگرا باید گفت که خودکامگان قزاق و دین مرتزق در طول صدسال گذشته دست بانهدام بیبازگشت ظرفیتهای بقای آینده میهن ما زده اند و میزنند. اما ربط اصلی این بحث با براه انداختن نمایش اخیر محاکمه ستاد مجاهدین چیست.
پروژه خمینی با یک سیاست مصادره و استحاله یا تغییر کاربری نهادهای اجتماعی دست بیک کودتای اجتماعی بنام مذهب زد که تبدیل (Exaptation)
گارد شاهنشاهی بسپاه پاسداران، تبدیل دادگاههای قزاقی به دادگاههای انقلاب، استحاله قوه قضائیه و نهادهای آموزشی گوشهای از این مقوله کلانند. سیستم حقوقی کشور که در گذشته آسیب دیده از فساد و سرکوب سیاسی بود مختنقتر گردید و نهاد قضائیه در این میان بیک ابزار استراتژیک برای این کودتای تمام عیار تبدیل شد که در دوران حیات خود عامل انجام، توجیه و سرپوش جنایتها و خیانتهای ضد میهنی و غیر انسانی بیشماری بوده است. از همان ابتدا نهاد تفکیک قوا که فقط پوسته ای شکلی از آن باقی بود موتاسیون کلی کرد ودر این میان نهاد خمینی زده قضائیه در راس سرکوب و محاصره شهروندان برای کوچ روانی-فرهنگی و عادیباوری جبر حاکم و تحمیل مختصات جدید سیستم اجتماعی قرار گرفت. در خارج از کشور نیز در نتیجه این سیاست مصادره و تخریب، نهادهای انساندوستانه و مدنیتمدار از عفونت این پروژه مصون نمانده اند. در اینمورد باید اشاره کرد که سیاست تخمریزی در نهاد پناهندگی سیاسی و سوء استفاده سیستماتیک رژیمها و سازمانهای بینالمللی از ایندست رفتارهای دولتی برخاسته از پروژه خمینی است که اثر تخریبی روی دستاوردهای تمدن بشری بهمراه آورده و میاورد. البته این پروژه صاحبدلان برونمرزی خود را داشته و بدون امدادهای غیبی نه قابل ظهور و نه قابل اجرا و دوام بوده است. بقولی لوطیهای این شامپانزه او را خیلی دوست دارند که اجازه میدهند پشت ماشینهای آخرین مدلشان بنشیند. بهرحال آنچه که چفت و بست و حدود و ثغور ندارد، حماقت است که اغلب میوه عقبماندگی و یا آسیبدیدگی دستگاه شناخت است. شنیدم که ملاهای حاکم دادگاهی مادون بلخی برای محاکمه رهبری و ستاد یک جنبش تمدنگرا، معتبر و مورد احترام بینالمللی تشکیل دادند در حالیکه شکل و ذات قضائیه خود آنها، بخصوص کلیت سازمان و دکترین دادستانی و دادرسی برخاسته از پروژه خمینی، از همان روز اول موضوع محکومیت توسط جهان متمدن بوده است و نیز اعضا و طرفداران همین جنبش مورد باصطلاح محاکمه قربانیان توحشمداری پنداری و ابزاری همین دادگاهها بوده و میباشند. جمعی قربانی روانکوفته و توانسوخته را نیز بعنوان شاکی وسیله اهداف خود کردند و بار دیگر بقربانگاه روانی کشیدند. درخت سمی باز میوه میدهد. و طبق روال نهادینه نه وکیلی، نه فراخوان قبلی و نه ناظری! البته این دو سه کلمه آخر را برای لبخند خواننده نوشتم.
اما شاید بفکر این مجانین رسیده باشد که سنگی بچاه بیندازند که عقلا بزحمت بیفتند. مدتیست که خمینی چیها یاد گرفته اند که از نهادهای حقوقی جهانی مانند دادگاههای لاهه و سازمانهای اجرائی مثل پلیس بینالملل سوء استفاده ابزاری کنند و اسباب زحمت دیگران بشوند و خرج هم روی دستشان بگذارند. شارلاتان هم کم ندارند که به آنها مشورت بدهد و از کیسه مردم ایران نانی کف برود. یک نمونه یا خبر بدون شرح را برای شما نقل میکنم که توضیح آنرا بعهده خود شما میگذارم.
مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که این کشور از پیمان مودت ایران و ایالات متحده که بیش از ۶۰ سال پیش امضا شده بود، خارج میشود. آقای پومپئو گفت این تصمیمی است که ۳۹ سال به تعویق افتاده بود. پیمان مودت ایران و آمریکا مبنای شکایت ایران به دیوان بینالمللی دادگستری علیه تحریمهای تازه آمریکا بود.
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در واکنش به تصمیم آمریکا برای خروج از پیمان مودت، حکومت آمریکا را "رژیم قانونشکن" خواند. وزیر خارجه آمریکا پس از رای دادگاه لاهه گفت که ایران به دنبال آن است که تصمیم آمریکا را برای خروج از توافق هستهای (برجام) و همین طور بازگرداندن تحریمهایی که بعد از اجرای برجام رفع شده بود، به چالش بکشد. او گفت که ایران در این پرونده "با مقاصد تبلیغاتی و سیاسی" از دیوان بینالمللی دادگستری سوء استفاده میکند.
عجبا عجبا! بهرحال شاید بهتر باشد که در فرصتی مناسب دست دجالیت را از نهادهایی چون پلیس بینامللی کوتاه کرد، چرا که این ارگان شاید بتواند که ظرفیت سوء استفاده ملاهای حاکم را بدلیل عدم رعایت مقوله ای موازین رایج در سیستمهای دادرسی جهان متمدن و منجمله با استناد بحقوق بشر کاهش دهد و یا بصفر برساند.
در پایان شادمانه باید گفت که عدو سبب خیری کلان شد و دلتنگی آزادیخواهان را کمی کاست، چرا که با شنیدن صدای آقای مسعود رجوی شعفی تاریخی در صفوف وطنپرستان و آزادیستانان دمید که آنسویش نا پیدا. روزگارتان فرخ باد!
جمشید پیمان: در رویارویی با رژیم جمهوری اسلامی: کی در کدامصف است؟ بخشش یا انتقام؟
مقدمه کوتاه: آقای مسعود رجوی سرمشق زیبایی به من داده! مضمون و جوهرهی سخنش این است: هرکس را که از جبههی رژیم جمهوری اسلامی یکسره ببُرد و به جبههی آزادیخواهان سرنگونی طلب بپیوندد، پذیرا باش!
الف ــ دربابِ معنی و گستره ی " انتقام و بخشش:
انتقام واژه ای است که به عمل در آوردن آن گستره ای دارد که از ملامت و سرزنش زبانی شروع می شود و حتا جریمه نقدی را هم شامل می گردد و به اذیت آزار و مقابله به مثل و حتا کیفر فراتر از جرم مجرم نیز کشیده می شود.
انگیزه های انتقام هم متفاوت است. انتقام ممکن است فردی باشد یا اجتماعی. اگر اجتماعی باشد ممکن است بیرون از محدوده قانون اجرا شود مثل آتش زدن فرخنده افغانی به دست مردم به جرم سوزاندن قرآن یا کشته شدن موسولینی به دست مبارازن ضد فاشیسم! ممکن است وجه قانونی بگیرد مثل مجازات اعدام و حبس برای جنایتکاران نازی و فاشیست بعد از جنگ جهانی دوم از طریق احکام دادگاه های صلح بین المللی!
قوانین مجازات مجرم ممکن است مغایر با منشور حقوق بشر باشد، مانند قانون جزای جمهوری اسلامی. یا برپایه ی اصول منشور و اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد مثل قوانین جزا در کشورهای آلمان، سوئد، اتریش ....!
اما بخشش یا عفو نیز دو گونه است فردی و اجتماعی. بخشش اجتماعی بیشتر پوشش قانونی دارد. مثل بخشیده شدن در یک دادگاه: بنا براین توضیح، آن کسی که می خواهد انتقام بگیرد باید نوع و شدت انتقام را مشخص کند.
اما وقتی می گوییم " نه می بخشیم، نه فراموش می کنیم، باید معین کنیم و بگوییم؛ اگر مجرم را نمی بخشیم، می خواهیم با او چه کنیم؟ با توجه به توصیحی که درباره معنی گسترده انتقام و شمول آن دادم، وقتی مجرمی را نمی بخشیم لابد نوعی مجازات برایش متصور می شویم. همان مجازات از توببخ شفاهی یا محرومیت محدود اجتماعی تا حبس کوتاه مدت و تا اعدام به هر شکل و شیوه ای، اسمش انتقام است!
ممکن است به من بگویید که "انتقام" در چارچوب رایجش امری است که بدرفتاری توام با خشونت نسبت به یک مجرم را متبادر می کند.
سخن را می پذیرم اما تاکید می کنم من یک بحث لغوی و منطقی را درباره انتقام و بخشش مطرح کردم. و از این منظر با توجه به گستردگی معنا و شمول انتقام، هر مجارات قانونی یا غیر قانونی(چه منطبق با موازین حقوق انسانی، چه مغایر با آن) که بر او اعمال شود، زیر مجموعه انتقام است!
ب ــ در بابِ چگونگی و شکل بریدن از رژیم جمهوری اسلامی:
هر فرد و جریانی که ادعا می کند این رژیم را قبول ندارد و حتا در اسناد رسمی اش اعلام می کند که خواستار یک رژیم سکولار است، اما به درست یا غلط، به عمد یا سهو در کادر قبول قانون اساسی این رژیم حرف می زند و عمل می کند( مثل نهضت آزادی یا سازمان معروف به "اکثریت")، برای من کارش بی ارزش است و هیچگونه تاییدش نمی کنم. حال چه این فرد داخل زندان جمهوری اسلامی باشد، چه بیرون از آن. چه اجازه فعالیت آزاد در ایران داشته باشد چه نداشته باشد! من فاطمه سپهری را که بدون هیچ چپ و راست زدنی(*) و با کلمات بازی کردنی، روسریش که هیچ، چادرش را هم بر نمی دارد، امّا در تلویزیون های فارسی زبان، خامنه ای و خمینی را با اسم و رسم نفرین و لعنت می کند، خواهان نابودی «جمهوری اسلامی» می شود، خواهان نابودی و مرگ خامنه ای می شود، برابر که هیچ، معادل نسرین ستوده و نرگس محمدی فریبرز رئیس دانا ی ۱۳ ماه پیش، نمی گذارم. همانطور که دکتر ملکی و سعید ماسوری و هاشم خواستار را برابر و معادل اینها نمی دانم!
من بهانه ها و سفسطه و مغلطه هایی از قبیل فلانی در ایران زندگی می کند، دستش زیر ساطور است، معذوریت دارد واز این قبیل مغلطه ها را نمی پدیرم و آنها را نادرست می دانم!
ممکن است یکی بگوید؛ اگر یکی از این کسانی که اسم بردی، بطور مثال نسرین ستوده یا نرگس محمدی، فردا روزی صریح و علنی مثل خانم فاطمه سپهری موضع گرفت، از سخن امروزت شرمنده نمی شوی؟
در پاسخش می گویم: مدعیانی باید شرمنده شوند که چنین موضعی را در مقابل اینهمه جنایت گسترده و درازمدت رژیم جمهوری اسلامی، خیلی پیشتر از این باید می گرفتند. با اینهمه من برای چنین موضع گیری شان(اگر بگیرند) به آنها تبریک می گویم و از آنها استقبال می کنم!
من روش آقای مسعود رجوی را در این موردها می پسندم و قبول دارم.
پانویس ----------------------------------------------
(*)صرفنظر از بی اطلاعی ایشان از بازی وزارت اطلاعات با بچه شاه که معلم آزاده هاشم خواستار آن را فاش کرد.
مسعود رجوی: تودهنی خامنهای به روحانی و سرخکردن صورت خود با سیلی برای آببندی نظام در برابر قیام در آستانهٔ شعبدهٔ انتخابات ریاستجمهوری
مسعود رجوی: تودهنی خامنهای به روحانی و سرخکردن صورت خود با سیلی برای آببندی نظام در برابر قیام در آستانهٔ شعبدهٔ انتخابات ریاستجمهوری

مسعود رجویShare
تودهنی خامنهای به روحانی و سرخ کردن صورت خود با سیلی برای آببندی نظام در برابر قیام
در آستانهٔ شعبدهٔ انتخابات ریاست جمهوری

- مسعود رجوی: تبریک سال ۱۴۰۰ به ملت ایران در چهلمین بهار خونین مقاومت، با ایستادگی بر سر مواضع با بهای سنگین با درد جانکاه ۲۵۰ هزار قربانیان کرونا که بخش اعظم آنها کشتگان جور ولایت خامنهای هستند
- مجاهدین و اعضای پایدار مقاومت،کانونهای شورشی و زندانیان سرموضع، یاران شورشگر و اشرفنشان در ایران و سراسر جهان برای این زندهاند و نفس میکشند تا فلک دیکتاتوری دینی را سقف بشکافند و با جنگ صدبرابر طرحی نو در اندازند
- خامنه ای در موضوع برجام مجبور شد قبول کند که تعادل قوا در امسال به کلی با ۱۳۹۴ متفاوت است اما روی دست سنگ پا بلند شد و با لودگی ادعا کرد تغییر و تفاوت به نفع او و رژیمش بوده و برجام باید به نفع او تغییر کند!
- رژیم فکر میکرد دولت آمریکا در شب ورود رئیس جمهور جدید به کاخ سفید به برجام ۲۰۱۵ برمیگردد و تحریمها را لغو میکند اما ۲ ماه گذشته و هنوز آبی برای رژیم گرم نشده است
- خامنه ای با بلوف ادعا کرد که سیاست یک دست و مورد اتفاق تمام رژیم این است که آمریکا باید تمام تحریمها را لغو کند و افزود ما هیچ عجله ای در این کار نداریم در حالی که ۴ روز پیش روحانی صریحاً تأکید کرد هر کس یک ساعت باعث و خواهان تأخیر در لغو تحریم باشد، خیانت بزرگ است و ننگ ابدی برای آن فرد و آن جناح باقی میماند و علت این تأخیر عمدی انتخابات ۱۴۰۰ است
- خامنه ای که برای مردم یمن و سوریه و فلسطین اشک تمساح میریزد به گفته رهبران ملی فلسطین نخستین خائن به آرمان فلسطین است
- مسعود رجوی: ۷ شرط خامنه ای برای رئیس جمهور یک قطبی رژیم همه دانشآموزان اکابر سیاست را به جانب «پرتقال فروش» مورد نظر ولیفقیه ارتجاع در یک انتخابات بی رقیب و سراپا تقلب راهنمایی میکند
- مقاومت ایران ۴۰ سال است با مباهات و افتخار به جای حرفهای بی بو و خاصیت، به این رژیم «نه آتشین» برای قیام و سرنگونی گفته و تمام انتخابات نامشروع آن را تحریم کرده است
- خامنهای پیشاپیش تحریم و کساد و بیرونقی نمایش انتخابات را به حساب آمریکا و اسراییل گذاشت اما مردم ایران میگویند «دشمن ما همین جاست»!
- خامنهای با افتخار از کشتار قیام آبان و دیگر قیامها خواهان سانسور و مدیریت فضای مجازی شد . گزارش تحقیقی شرکت امنیت سایبری تردستون در آذر ۹۹ یک نمونه مفتضح این قبیل مدیریتها را علیه رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران خانم مریم رجوی، با جزئیات کامل، با آمار و ارقام و اسامی و آدرسها و رد پای اطلاعات و سپاه آخوندی، فاش و برملا کرد
- مسعود رجوی: پشتگرمی خامنهای با این همه دروغ و دغل بهفرصت و نعمت کرونا برای زمینگیر کردن مردم و کلان تلفات انسانی برای دور کردن خطر قیام از سر نظام است و الا زحمتکشان را به صورت گلهای به میدانهای مین کرونا نمیفرستاد و با خرید واکسن از اروپا و آمریکا مخالفت نمیکرد
- اگر رژیم در سال ۹۹ پشتوانه کرونا را نداشت، وضعیت به کلی متفاوت بود. اما در سال ۱۴۰۰ چنین فرصت و میدان و پشتوانهای برای خامنهای و رژیمش متصور نیست. شورشگران و قیامآفرینان باید پیشی بگیرند
- اگر خامنهای در روز اول سال این چنین سفت و سخت میخ یک قطبی و یک پایگی رژیم را نکوبد زهوار رژیم در میرود و مهار رژیم از دست میرود. همه باندها و جناحها و نفرات رژیم و حوزه و سپاه و اطلاعات و بسیج و حتی نفرات بیت خامنه ای باید به جای خود بنشینند. فضولی موقوف!
- اعدام در داخل ایران و اقدامات تروریستی در خارج از ایران همراه با شیطانسازی از مجاهدین و مقاومت ایران لازمه مهار کردن و کنترل وضعیت است
- نتیجه همان است که قبل از انتخابات آمریکا هم گفتهایم و تکرار میکنیم: قیام و سرنگونی محتوم استبداد دینی به شرط جنگ صدبرابر در سالی که پیش روی ماست
تبریک سال۱۴۰۰ به ملت ایران در چهلمین بهار خونین مقاومت، با ایستادگی نکته به نکته و مو به مو بر سر مواضعی که برای آزادی خلق و میهن در این ۴ دهه، با بهایی بس سنگین جریان داشته است، بسی جای افتخار و مباهات دارد. اما آه از درد جانکاه و جگرسوز ۲۵۰هزار قربانیان کرونا که بخش اعظم آنها کشتگان جور ولایتاند.
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمـــع
آتشی در دلش افکنــدم و آبــش کردم
غرق خون بود و نمیخفت زحسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
اما برای نسل انقلاب ضدسلطنتی و نسل انقلاب بر ضددیکتاتوری دینی هر چند غرق در خون، اما فرصتی برای خواب و آسایش نیست. چه باید کرد؟ خواندم افسانهٔ نوروز و دل دردمند را با آتش جگرهای سوخته دوباره و صدباره برپایش کردم.
مثل بقیه مجاهدین و اعضاء پایدار مقاومت، مثل کانونهای شورشی و زندانیان سرموضع و مثل یاران شورشگر و اشرفنشان در ایران و سراسر جهان برای این زندهام و نفس میکشم که در میهن اشغالشده و اسیر، فلک دیکتاتوری دینی را سقف بشکافیم و با جنگ صد برابر طرحی نو در اندازیم.
تو هم شراب خودی هم شراب خوارهٔ خود
سوای خون دلت در سبو چه میبینی
در آن گلولهٔ آتش گرفتهای که دل است
و باد میبردش سو به سو چه میبینی
×××××
و اکنون ولیفقیه ارتجاع را بنگرید که در نخستین روز سال، در مقولهٔ برجام و تحریمها صورت خود را با سیلیهای مکرر و متعدد سرخ کرد و بیدنده و ترمز به اعلام سیاستهایش در این باب و همچنین انتخابات ریاستجمهوری رژیم پرداخت.
خامنهای با اطمینان از اینکه دولت جدید آمریکا اهل جنگ نیست و دیپلماسی را نصبالعین خود قرار داده است، افسار پاره کرد و بیدریغ به مضحکه و بلوفهای مسخرهٔ آخوندی روی آورد. او با نادیده گرفتن عمدی اعتراضها و قیامهای ۴سال اخیر و با نادیده گرفتن شرایط عینی و وضعیت انفجاری جامعه ایران گفت قبول دارد که شرایط و تعادلقوا نسبت به سال۱۳۹۴ فرق کرده اما به نفع رژیم فرق کرده و بنابراین اگر قرار است برجام تغییر کند بایستی به نفع رژیم تغییر کند!
- «شنیدم بعضیها میگویند که از آمریکاییها که شرایط امروز از سال۹۴ و ۹۵ که برجام امضا شد امروز شرایط فرق کرده تغییر کرده شرایط پس باید برجام هم تغییر پیدا کند بنده قبول دارم بله شرایط امروز با سال۹۴ و ۹۵ تغییر کرده منتهی تغییر به نفع آمریکا نکرده به نفع ما کرده تغییر کرده شرایط به نفع ایران نه به نفع شما. ایران از ۹۴ تا امروز خیلی قویتر شده توانسته به خودش متکی باشد و اعتماد بهنفس پیدا کرده شما از ۹۴ تا حالا بیآبرو شدید یک دولتی سر کار آمد در آمریکا که با حرفش با عملش با رفتارش و بعد هم با کنارهگیریاش کشور شما را مفتضح کرد مشکلات اقتصادی تمام مجموعه کشور شما را فرا گرفت یعنی این جور نیستش که، بله شرایط عوض شده به ضرر شما اگر چنانچه بناست برجام تغییر پیدا کند باید تغییر به نفع ایران پیدا کند نه اینها» (خامنهای-اول فروردین ۱۴۰۰).
×××××
خامنهای که میبیند هنوز از دولت جدید آمریکا که قرار بود همان روز اول ورود بایدن به کاخسفید به برجام ۲۰۱۵ بازگردد و تحریمها را لغو کند آبی گرم نشده، در یک بلوف سخیف ادعا کرد که سیاست یک دست و مورد اتفاق تمام رژیم در این است که آمریکا باید تمام تحریمها را لغو کند، بعد رژیم راستیآزمایی میکند و اگر تحریمها بهمعنی واقعی کلمه لغو شده بود آن وقت به تعهدات برجام برمیگردد.
- «سیاست کشور در باب تعامل با طرفهای برجامی و در باب خود برجام صریحاً اعلام شده. از این سیاست هیچ تخطی نباید کرد. این سیاستی است سیاستی است که اعلام شده مورد اتفاق هم بوده. یعنی اینجور نیستش که این سیاست، سیاست استثنایی باشه در بین سیاستها. نه این سیاستی است که مورد اتفاقه. همه پیرو این سیاستن و عبارت از اینه که آمریکاییها باید تحریمها را لغو کنند تمام تحریمها را باید لغو کنند. بعد ما راستیآزمایی خواهیم کرد. اگر چنانکه بهمعنای واقعی کلمه لغو شده بود آنوقت ما به تعهدات برجامیمان برمیگردیم» (خامنهای-اول فروردین ۱۴۰۰).
×××××
و این هم یک طعنه به بایدن رئیسجمهور آمریکا و یک تودهنی محکم به آخوند روحانی برای آببندی تمام نظام در رابطه با برجام و تحریم و انتخابات ریاستجمهوری رژیم. گوش کنید:
- «امروز هم معلوم نیست سرنوشت این رئیسجمهور چه جوری خواهد شد. خب ما ضمنا این را هم بگوییم ما در این مطلبی که بهعنوان راهحل پیشنهاد کردیم عجله هم اصلاً نداریم. حالا بعضیها میگویند آقا فرصت هست فرصت سوزی نباید کرد. بله ما معتقدیم که از فرصتها باید به موقع استفاده کرد و فرصت سوزی نباید کرد منتهی عجله هم نباید کرد عجله در مواردی خطرش و ضررش از فرصت سوزی بیشتر است کمااینکه در قضیه برجام ما عجله کردیم ما نباید عجله میکردیم. آن کارهای آنها همهاش روی کاغذ بود کارهای ما روی زمین بود. ما عجله کردیم کارهای خودمان را انجام دادیم، آنها کارشان را انجام ندادند تعهداتشان را انجام ندادند. البته این مسأله بسیار مهمی است که ما توجه داشته باشیم که ما صبرمان حوصله مان زیاد است داریم کار خودمان را میکنیم» (خامنهای-اول فروردین ۱۴۰۰).
×××××
خامنهای میگوید عجلهای در کار نیست و میخواهد موضوع را تا تعیینتکلیف ریاستجمهوری رژیم به عقب بیندازد. اما ۴روز قبل آخوند روحانی در ۲۷اسفند گفت هر کس اگر یک ساعت پایان تحریم را به تأخیر بیندازد مرتکب خیانت بزرگی شده. گوش کنید:
«این نکته را من تأکید کنم تأخیر در برداشتن تحریم خیانت است هر جناح هر فرد هر گروه اگر یک ساعت پایان تحریم را تأخیر بیاندازد به هر دلیلی حالا البته دلیلش امروز فقط انتخابات ۱۴۰۰ است به هر دلیلی بخواهد پایان تحریم را کسی بخواهد تأخیر بیندازد این خیانت بزرگ به تاریخ ملت ایران است و این ننگ ابدی برای آن جناح و آن فرد باقی خواهد ماند!» (روحانی-۲۷ اسفند ۱۳۹۹).
×××××
زباندرازیهای خامنهای درباره مسایل منطقه بهویژه سوریه و شرق فرات و یمن و سعودی هم جای خاص خود را دارد. از قدیم گفتهاند که اگر به بدهکار رو بدهی طلبکار میشود. خلیفهٔ خونریز و خونآشام ارتجاع اکنون مدافع مردم مظلوم یمن و سوریهٔ سرکوب شده و همچنین مدافع فلسطین شده در حالیکه به گفتهٔ رهبران ملی فلسطین، خامنهای خود، نخستین خائن است.
×××××
پیداست که خامنهای در جمیع جهات قصد بستهبندی و آببندی رژیم فرتوت ولایت را برای ورود به انتخابات ریاستجمهوری رژیم و مهار کردن جنگ گرگها را در این بحران دارد. بهخصوصیات رئیسجمهور مطلوبش که مجبور شده بیپرده بگوید، دقت کنید:
۱-باید با کفایت باشد
۲-باید با ایمان (به دین ولایت فقیه) باشد
۳-باید عدالتخواه و ضدفساد و بهدنبال اجرای عدالت و مبارزه با فساد باشد (نمونهٔ احمدینژاد قبل از این که هوا برش دارد)
۴-باید دارای عملکرد انقلابی و جهادی باشد. با عملکرد اتوکشیده نمیشود کار کرد
۵-باید به توانمندیهای داخل معتقد باشد (نه اینکه مانند روحانی حل مسأله آب را هم در کشور منوط به برجام و رابطه با آمریکا کند).
۶-باید به جوانان حزباللهی و اطلاعاتی و بسیجی مورد نظر خامنهای معتقد باشد
۷-باید آدمی امیدوار باشد. مایوس و بدبین و با نگاه تلخ به آینده و تاریک به آینده نباشد.
حالا همهٔ دانشآموزان اکابر سیاست باید «پرتقالفروش» مورد نظر خلیفهٔ ارتجاع را پیدا کنند!
مهمتر اینکه به گفتهٔ خامنهای انتخابات نباید نماد دوقطبیگری باشد. یعنی که یک قطب کفایت است و شورای نگهبان ارتجاع از قبل موظف به تک قطبی کردن یعنی بیرقیب کردن نمایش است و به گفتهٔ خامنهای «باید این تقسیمهای غلط چپ و راست و امثال اینها را کنار گذاشت».
- «باید رئیسجمهور مطلوب دارای این خصوصیات باشه. اینها را من میگم شما نگاه کنید ببینید همینجور هست؟ یا نه؟ یعنی این نظر شخص من نیست. بهنظر میرسه هر کسی که بهدنبال سعادت کشور هست یک چنین رئیسجمهوری میخواهد.
اولاً باکفایت باشه. دارای مدیریت و کفایت مدیریت باشه. ثانیا با ایمان باشه. اگر بیایمان بود نمیشه بهش اعتماد کرد. آدم بیایمان کشور را، منافع کشور را، مردم را یک وقتی میفروشه. پس با ایمان باشه. بعد عدالت خواه باشه، ضدفساد باشه، این یکی از مهمترین خصوصیاتی است که باید در رئیسجمهور وجود داشته باشه که بهمعنای واقعی کلمه بهدنبال اجرای عدالت باشه و با فساد بخواهد مبارزه کنه بهمعنای حقیقی کلمه. دارای عملکرد انقلابی و جهادی باشه. یعنی با عملکرد اتوکشیده و اینها نمیشه کار کرد برای یک کشوری با این همه مسائل اساسی که در کشور وجود داره، یک حرکت جهادی و انقلابی لازمه بایستی عملکردش اینجوری باشه. به توانمندیهای داخل معتقد باشه. بعضیها هستند داخل را اصلاً قبول ندارند میگن در داخل فقط همون مثال قدیمی لولهنگ، فقط لولهنگ را میتونند. نمیدونند که در داخل چه خبر است؟
... توانمندیهای کشور را واقعاً مطمئن باشند معتقد باشند به توانمندیها. و به جوانان معتقد باشند جوانها را قبول داشته باشند...
خود این رئیسجمهور به جوانها معتقد باشه مردمی باشه. امیدوار باشه. آدم مایوس و بدبین و با نگاه تلخ به آینده و تاریک به آینده نباشه. این اگر چنانکه یک چنین کسی باشه که بتوانه مشکلات را مدیریت کنه و بیاید سر کار، مطمئناً این کشور را به نقطه مطلوب خواهد رساند. رئیسجمهوری با این خصوصیات را پیدا کنید. البته پیدا کردنش برای همه آحاد مردم آسان نیست. خوب میتوانند به کسانی مراجعه کنند و سؤال کنند. بههرحال سعی کنند یک چنین خصوصیاتی را در نامزد ریاستجمهوری پیدا کنند... در باب انتخابات آخرین مطلب این است که ملت عزیزمون انتخابات را نماد وحدت ملی قرار دهند. نماد دودستگی نماد تفرقه، قرار ندهند. نماد دوقطبی گری قرار ندهند. این تقسیم های غلط چپ و راست و امثال اینها را بگذارند کنار» (خامنهای-اول فروردین ۱۴۰۰).
×××××
هنوز صبر کنید، نقطهٔ اوج شعبده اعتراف پیشاپیش به بیرونقی و کسادی نمایش انتخابات است که «ملت عزیز» از الآن باید بداند که زیر سر دستگاههای جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا و اسراییل است! کسانی که هنوز هیچی نشده برگزار کنندگان انتخابات و «شورای محترم نگهبان» را به مهندسی متهم میکنند، مردم را دلسرد میکنند و میگویند رأی شما اثر ندارد.
پس بهقول خامنهای باید با افتخار ولایی به سانسور فضای مجازی روی آورد و آن را مدیریت کرد!
- «ملت عزیز هم بدانند دستگاههای جاسوسی و اطلاعاتی کشورهایی از همه بدتر کشور آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی دستگاههای اطلاعاتیشان و سرویسهای اطلاعاتی آنها از چندی پیش نه حالا از امروز دارند تلاش میکنند که انتخابات آخر خرداد را بیرونق کنند دارند تلاش میکنند یا برگزار کنندگان را متهم میکنند انتخاب مهندسی شده چه شده این در واقع برگزار کنندگان انتخابات را دارند متهم میکنند یا شورای محترم نگهبان را متهم میکنند یا مردم را دلسرد میکنند، رأی شما اثری ندارد در بهبود اوضاع تاثیری نمیگذارد چرا بیخودی خودتان را خسته میکنید از این کارها دارند میکنند با شدت تمام و از فضای مجازی هم حداکثر استفاده را دارند میکنند خب متأسفانه فضای مجازی کشور ما هم که آن رعایتهای لازم با وجود این همه تأکیدی که من کردم در آن صورت نمیگیرد و در یک جهاتی ول هست واقعاً که بایستی اون کسانی که مسئول هستند حواسشان باشد همه دنیا همه کشورهای دنیا روی فضای مجازی خودشان دارند اعمال مدیریت میکنند. ما افتخار میکنیم به اینکه فضای مجازی را ول کردیم این افتخار ندارد این به هیچوجه افتخار ندارد. فضای مجازی را بایستی مدیریت کرد!...
نباید این وسیله را در اختیار دشمن گذاشت که بتوانند علیه کشور و علیه ملت توطئه کند دارند استفاده میکنند از این فضا برای اینکه همین هدفشان هم همین است که با شیوههای روانی مشارکت مردم را در انتخابات کاهش بدهند» (خامنهای-اول فروردین ۱۴۰۰).
×××××
قطع اینترنت در قیامهای دی و آبان و سراوان را همه میدانند. یک نمونه دیگر از مدیریت فضای مجازی در گزارش تحقیقی شرکت امنیت سایبری تردستون۷۱ در آذر ماه گذشته درباره بسیج سایبری رژیم علیه رئیسجمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی جهانی ایران آزاد در ارتباط زنده از اشرف۳ با ۳۰هزار نقطه در ۱۰۲کشور برملا شد.
و اینهم سند رئیسجمهور برگزیدهٔ مقاومت، سر دستهٔ همان جریان «نه به فاشیسم دینی» و تحریمکنندهٔ انتخابات رژیم در ۴۰سال گذشته که رژیم و «شورای محترم نگهبان» را متهم به مهندسی و وزارت کشور رژیم را متهم به مهندسی و تقلب در تجمیع آراء کرده و میکند. البته اتهامی در کار نیست، اینها جرایم ثابت شدهایست با شاهدان بسیار در درون رژیم.
مریم رجوی:
«امروز رژیم ولایت فقیه در چنان وضعیت وخیمی است که در ۴۰سال گذشته نظیر ندارد؛ دولت آخوند روحانی فلج شده و از پا افتاده است. نمایش انتخابات مجلس ارتجاع با وجود همه آمارسازیها به پایینترین درجه مشارکت در ۴۰سال اخیر سقوط کرد.
خامنهای با گماردن پاسدار چماقدار قالیباف در رأس مجلس ارتجاع، گام اول را برای انقباض حداکثر و تکپایه کردن رژیم برداشت. او به یک دست کردن حکومت برای بقای آن و هژمونی ولایت فقیه نیازمند است. و در این مسیر ناگزیر جناح اصلاحطلب قلابی را که عایقی برای حفظ رژیمش بوده، از میان میبرد. پس آنچه که اثبات و درخشان میشود همانا راه و راهحل همین مقاومت است که از قیام و سرنگونی میگذرد.
مقاومتی که ۴۰سال است شعبدههای انتخاباتی رژیم ولایت فقیه را به پشیزی نخریده و آن را تحریم کرده و هر بار اقشار و دستجات و گروهها و احزاب جدیدی به حقانیت آن پیبرده و به تحریم پیوستهاند.
تناقض خامنهای در این است که از یکطرف در نمایش انتخابات تنور گرم و داغ میخواهد اما از طرف دیگر در پی آن است که گماشته و کاندیدای خودش را به تنور بچسباند. اما شعبدهبازی انتخابات ریاستجمهوری از نظر مردم ایران ذرهیی مشروعیت ندارد. تحریم سراسری این انتخابات توسط مردم ایران آن روی سکه قیامهای مردمی و پاسخ دیگری است به قاتلان ۱۵۰۰شهید بهخون خفته آبان.
مردم ایران گفتهاند و قاطعانه میگویند نه به حاکمیت آخوندها، نه به استبداد مذهبی و نه به آزادیکشی و اختناق و غارت و آری به آزادی و رأی جمهور مردم و آری به جمهوری دموکراتیک...
حقیقت این است که جامعه ایران در یک موقعیت انقلابی است. و آمادگی اجتماعی برای سرنگونی رژیم تردید برنمیدارد و در برابر این ظرفیت سهمگین انفجاری آخوندها اختناق و دستگیری و اعدام را تشدید کردند، به بسیج شیطانسازی و گسترش توطئههای تروریستی بهخصوص علیه مجاهدین و مقاومت ایران رو آوردند، و به انتخابات آمریکا دخیل بستند و نذر و نیازها کردند اما بعد از گذشت ۲ماه از شروع کار رئیسجمهور جدید آمریکا روشن شد که بازگشت به تعادل و وضعیت پیشین غیرممکن است و دیگر آب خوش از گلوی رژیم پایین نخواهد رفت. موشکاندازی در عراق و عربستان هم دردی دوا نمیکند. و اوضاع از هر طرف که بچرخد، آنچه در کمین آخوندهاست، قیام است و سرنگونی است» (مریم رجوی-۳۰ اسفند ۱۳۹۹).
×××××
گفته بودیم که:
بعد از قیامهای آبان ۹۸ و دی ۹۶ دیگر پیمانهٔ خامنهای پر شده و سبوی ولایت در هم شکسته است. بازگشت به دوران استمالت و تعادل پیشین سراب و خواب و خیال است. نقطهٔ آغاز هر بینش و تحلیل و تفکر منطقی درباره وضعیت رژیم، به شرط اینکه ریگی از ملا به کفش نداشته باشد بازگشتناپذیری به تعادل ۴سال پیش است. این همان خط قرمزی است که مقاومت ایران و ارتش آزادی را از تمام مدعیان جدا و متمایز میکند.
خلیفهٔ ارتجاع آب در هاون میکوبد... علاوه بر این خامنهای میپندارد که چون دولت جدید آمریکا با او سر جنگ و ناسازگاری ندارد، پس میتواند با باد و بلوف آخوندی قاطر ولایت بتازاند و نرخ را گران کرده امتیازات بیشتر بگیرد. ولیفقیه فرتوت و نظام پا به گور ولایت کور خوانده و مثل همیشه و هر بار آتشفشان قیام خلق و ارتش گرسنگان را نادیده گرفته است (پیام ۱۹بهمن ۱۳۹۹).
×××××
راستی پشتگرمی خامنهای با این همه دروغ و دغل و حرفهای پوشال و میانتهی به چیست؟ در یککلام به فرصت و نعمت کرونا برای زمینگیر کردن مردم، به کلان تلفات و سپر انسانی برای دور کردن خطر قیام. پس نباید در برابر کرونا تسلیم بشویم. باید روزی نو و فصلی نو در جنگ با هر دو ویروس منحوس کرونا و ولایت آغاز کنیم. نباید تسلیم شد. باید بپا خاست و به هر قیمت شورش و قیام کرد. نباید اجازه داد طلسم کرونا آنچنانکه ولایت منحوس میخواهد راهبند قیام بشود و مردم را زمینگیر کند. برای همین خامنهای با خرید واکسن از آمریکا و اروپا مخالفت کرد و زحمتکشان را به گفتهٔ خودشان بهصورت گلهای به میدانهای مین کرونا فرستاد. اگر رژیم در سال۹۹ پشتوانهٔ کرونا را نداشت، وضعیت به کلی متفاوت بود. اما در سال۱۴۰۰ چنین فرصت و میدان و پشتوانهای برای خامنهای و رژیمش متصور نیست. شورشگران و قیامآفرینان باید پیشی بگیرند.
×××××
اما سرجمع حرفهای امروز خامنهای:
۱-از اینکه خامنهای با این شدت و حدت در نخستین روز سال وارد شده است، تعجب نکنید. اگر میخ را هر چه سفت و سختتر نکوبد، زهوار رژیم در میرود و مهار رژیم از دست میرود.
۲-همهٔ باندها و جناحها و نفرات رژیم و حوزه و سپاه و اطلاعات و بسیج باید به جای خود بنشینند.
۳-اعدام در داخل ایران و اقدامات تروریستی در خارج از ایران همراه با شیطانسازی از مجاهدین و مقاومت ایران لازمهٔ مهار کردن و کنترل وضعیت است.
نتیجه همان است که قبل از انتخابات آمریکا در مهرماه گذشته گفتهایم و تکرار میکنیم. قیام و سرنگونی محتوم استبداد دینی به شرط جنگ صد برابر در سالی که پیش روی ماست.

مسعود رجوی - ۲۷مهر۹۹
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
اول فروردین
سخنرانی خامنه ای، استراتژی بازی سخت و حفظ بن بست تا قبل از انتخابات
مؤسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک: سخنرانی خامنه ای، استراتژی بازی سخت و حفظ بن بست تا قبل از انتخابات
موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک طی مقالهای که در سایت خود درج کرده نوشت: ولیفقیه رژیم ایران بدون کوتاه آمدن از مواضع هستهای خود، کماکان ادعا کرد ایران میتواند تحریمها را خنثی کند و چالشهای اقتصادی خود را بهتنهایی با استفاده از تواناییهای داخلی و نشان دادن حمایت انتخاباتی مردم از رژیم حل کند. سخنرانی سالانه خامنهای در نوروز معمولاً شاخصی از تفکر وی در امور داخلی و خارجی است. سخنرانی امسال خامنهای سیگنالهای زیادی را به مخاطبان خارجی و داخلی داد.
وی تغییر ملت به سمت خوداتکایی را در پاسخ به فشارهای بینالمللی دانست و توصیه کرد که دولت فعلی و بعدی برنامهریزی خود را ادامه دهند، بهگونهای که تحریمها برای مدت نامعلومی باقی بمانند.
خامنهای با گفتن اینکه رژیم عجلهای برای بازگشت به توافق اتمی ندارد… شاید اینطور فکر میکند که عجله بیشازحد به سمت سازش بر سر برنامه اتمی را علاوه بر بازی در یک تله بالقوه آمریکایی، موجب پیامدهای دیگری نیز میداند که ممکن است رأیدهندگان را به سمت حمایت از یک نامزد ریاست جمهوری “میانهرو ” دیگر تشویق کند.
سخنرانی نوروزی خامنهای که شامل فهرستی از ویژگیهای مطلوب او برای رئیسجمهور بعدی ازجمله – “شایسته “، “مؤمن “، “عدالتخواه “، “جهادی و انقلابی ” – که همه آنها با سوابق رئیسی مطابقت دارند بود، شاید تلنگری هم به رئیسی برای شرکت در انتخابات بود، این اولین بار نیست که خامنهای از یک نامزد خاص در انتخابات حمایت میکند.
از نظر وی ، شاید عجله بیش از حد به سمت سازش هسته ای علاوه بر بازی در یک تله بالقوه آمریکایی ، عواقب دیگری نیز داشته باشد بنابراین، یک استراتژی بازی سخت و حفظ حالت بنبست، حداقل تا قبل از انتخابات ژوئن برای رژیم منطق و معنای خارجی و داخلی دارد.
جامعه المصطفى العالمیه چیست و چرا تحریم شد؟
جامعه المصطفى العالمیه چیست و چرا تحریم شد؟
وزارت خزانهداری آمریکا، در ۱۸ آذرماه ۹۹ یک ارگان تروریستی رژیم ایران موسوم به «جامعه المصطفى العالمیه» را در لیست تحریمهای ثانویه؛ تروریستهای جهانی ویژه SDGT و مقررات تحریمهای مالی مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران خامنهای قرار داد. جامعه المصطفی العالمیه چیست و چرا تحریم شد؟
ساختار و گردانندگان جامعه المصطفى
مؤسس ارگان تروریستی «جامعه المصطفى العالمیه» علی خامنهای ولیفقیه فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است.
در ماده ۱۱ اساسنامه جامعه المصطفى آمده است: «ریاست عالیه جامعه با فقیه عهدهدار رهبری جمهوری اسلامی ایران است و تصویب اساسنامه، انتخاب اعضای هیئتامنا، نصب و عزل رئیس جامعه، ارائه رهنمودهای اساسی و انحلال جامعه توسط معظم له صورت میپذیرد.»
هیئتامنای آن توسط خامنهای و برای مدت ۷ سال منصوب میشوند. ولیفقیه رئیس آن را برای مدت ۵ سال و شورای مدیریت مرکب از ۵ نفر را به مدت ۴ سال منصوب میکند و کلیه فعالیتهای این مرکز جنایت توسط رئیس آن اداره میگردد.
اولین رئیس این مرکز، آخوند جنایتکار علیرضا اعرافی بود و رئیس آن در سال ۱۳۹۹ آخوند علی عباسی است

منابع مالی جامعه المصطفی العالمیه
بودجههای میلیاردی این ارگان صدور بنیادگرایی و پرورش تروریسم از منابع متعدد بیت خامنهای تا بودجه جاری دولت تأمین میشود. بودجه اختصاصیافته به جامعه المصطفی در لایحه بودجه سال ۹۷، حدود ۷ برابر بودجه دانشگاه تهران، بزرگترین مرکز آموزشی ایران، بوده است.
به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا، ۱۲ آذر ۹۹، برآورد بودجه جامعه المصطفی العالمیه ۴۶۵ میلیارد تومان … پیشنهاد شده است.

اهداف جامعه المصطفی العالمیه
جامعه المصطفی العالمیه یک ارگان عریض و طویل رژیم آخوندی بهمنظور جاسوسی و انجام فعالیتهای تروریستی و بنیادگرایانه تحت پوشش مذهب است. حتی نام این دانشگاه، عربی و با سوءاستفاده از نام پیامبر اسلام، المصطفی انتخاب شده تا مخاطبان خارجی و مسلمان را بتواند آسانتر فریب دهد. این ارگان بخشی از دستگاه دیپلماسی تروریستی رژیم ولایتفقیه است و وظیفهاش عضوگیری عناصر مستعد فعالیتهای تروریستی و تربیت آخوند و مبلغ در کشورهای خارجی بهمنظور تبلیغ ولایتفقیه و توسعه پهنه عمل طرحهای تروریستی و جنگافروزی منطقهای است.
مأموریت جامعه المصطفی
این مرکز، ارگان اصلی جذب و آموزش بنیادگرایانه نیروهای خارجی در تشکیلات حوزوی و اعزام آخوند به کشورهای مختلف است.
افراد جذبشده توسط این مرکز، به قم اعزامشده و تحت آموزشهای متحجرانه حوزوی قرار میگیرند و سپس در مناسبتهای مختلف مذهبی توسط این مرکز برای فعالیتهای بهظاهر تبلیغی و مذهبی و درواقع ترویج و گسترش بنیادگرایی و تروریسم، به کشورهای مختلف اعزام میشوند.
بر اساس آنچه در سایت حکومتی ویکی شیعه آمده، جامعه المصطفی العالمیه بر اساس مصوبه جلسه سال ۲۰۰۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی از ادغام «مرکز جهانی علوم اسلامی» و «سازمان حوزهها و مدارس علمیه خارج از کشور» تشکیل شده است. اساساً هدف سازمان مرکزی این دانشگاه تربیت آخوندهای خارجی در قم است.
این دانشگاه دارای ۱۷۰ واحد آموزشی، تربیتی و پژوهشی وابسته به آن در داخل و خارج از کشور میباشد. واحدهای داخل کشور جامعه المصطفی العالمیه در شهرهای مشهد، تهران، اصفهان، گرگان و قشم قرار دارند و واحدهای خارج از کشور این دانشگاه در بیش از ۶۰ کشور جهان هستند.
به گفته آخوند علیرضا بینیاز معاون پژوهش نهاد المصطفی، بیش از ۱۰۰ هزار طلبه از ۱۳۶ کشور در این مرکز مشغول به تحصیل میباشند. با انتشار خبر ورود کرونا به ایران؛ که از قم شروع شد، همه نگاهها بهسوی حضور طلبههای خارجی و بخصوص ۷۰۰ طلبه چینی در این شهر جلب شد. این موضوع باعث گردید رئیس قبلی این نهاد، فوراً به تکذیب این مسئله بپردازد.
علت نیاز به مؤسسات آموزش بنیادگرایی و تروریزم در نظام آخوندی
رژیم آخوندی از سال ۵۸، اقدام به ایجاد نهادها و مؤسسات و مراکز خاص بنیادگرایی زیر نظر دفاتر مختلف ولیفقیه کرد. در ابتدا مراکزی مانند «مجمع جهانی اهلبیت» و «مجمع تقریب بین المذاهب اسلامی» را شکل و طی سالیان، راهاندازی اینگونه نهادها را افزایش داد. آنها به این نتیجه رسیده بودند که بدون گسترش بنیادگرایی، نمیتوانند اهداف توسعه طلبانه سیاسی خود، ازجمله ایجاد یک هلال شیعی تحت حاکمیتشان را به سرانجام رسانند. به این منظور تصمیم گرفتند یک مرکز بزرگ برای اشاعه بنیادگرایی مشابه دانشگاه جهانی ایجاد کنند که با سوءاستفاده عنوان فرهنگی آن، با امکانات وزارت آموزش عالی، آن را به لحاظ بینالمللی ثبت نموده و ازآنپس بتوانند بهصورت رسمی و ظاهراً قانونی، تحت این پوشش، اقدامات مخرب خود را بدون ایجاد حساسیتهای امنیتی کشورهای دیگر پیش ببرند. این ارگان پوششی، مدارکی تحصیلی خاص خود را تا سطح بهاصطلاح «دکترا»! صادر نموده و ظرفیت پذیرش نفرات زیادی را ایجاد کرده است.
این ارگان با پیام خامنهای در ۱۷ فروردین سال ۸۷، تأسیس و شروع به جذب نیرو از کشورهای مختلف کرد. قابلتوجه اینکه فارغالتحصیلان برگزیده این نهاد، سالانه به تحت حاکمیت آخوندها فراخوانده میشوند تا آخرین تجربیات دجالیت و جنایت در جهت پیشبرد اهداف جامعه المصطفی به آنها منتقل شود.
فعالیتهای تروریستی و مداخله گرایانه جامعه المصطفی در کشورهای منطقه
آخوند علیرضا اعرافی اولین رئیس منصوبشده توسط خامنهای برای جامعه المصطفی، در گفتگویی با سایت حکومتی «قم نامه»، بهطور خلاصه فعالیتهای این نهاد را اینگونه توضیح میدهد:
«فارغالتحصیلان جامعه المصطفی در حزبالله لبنان، لشکر فاطمیون و زینبیون که در تحولات منطقه بهخصوص در سوریه واقعاً خوش درخشیدهاند، نقش پررنگی دارند. تعداد زیادی از رزمندگان لشکر فاطمیون و زینبیون از فارغالتحصیلان ما هستند که بهصورت خودجوش و بدون اینکه ما دخالتی بکنیم به این لشکرها پیوستهاند تعداد کثیری از آنها شهید و جانباز شده و تعداد زیادی هماکنون در صحنه نبرد هستند.»
این آخوند جنایتکار اضافه میکند: «چند وقت قبل که به لبنان رفته بودم از نماز مغرب تا نماز صبح با سید حسن نصرالله پیرامون مسائل جامعه المصطفی جلسه داشتیم». (سایت حکومتی قمنامه ۷ مرداد ۹۶)
این تصویر کوچکی از فعالیتهای تروریستی این نهاد از زبان رئیس آن بود. ذیلاً نماینده خامنهای در افغانستان، آخوند سید مرتضوی اعتراف مشابهی میکند:
«الآن الحمدالله در همه حوزههای علمیه قم، مشهد جاهای دیگر بیش از ۱۵ هزار طلبه افغانی درس میخواند هیچکسی هم نمیگه کجا می ری؟ اگر کسی بیاد طرف افغانستان، میگه من میرم تبلیغ به افغانستان، یک پولی هم میده، میگه برو! هیچکسی نیست که افغانیها رو، دیگر که شما چرا به وطنتان نمیرید؟ برید! ۱۵ هزار از ما نون میخورید! اینجا نشستهایم چرا نمیرید؟ هرگز! حضرت آیتالله عظمای خامنهای براش پول میده که به زمین نمانید! اینو بگیر تا تو تربیت شی، علمای افغانی طلاب مراجعه کنند شهریه بگیرن! کی این کار میکنه؟!»
آخوندها هیچ ابایی ندارند که در تلویزیون خود نیز در رابطه با اینگونه فعالیتهای جامعه المصطفی صحبت کنند. یکی از تروریستهای خارج کشوری رژیم بنام «سرباز روحالله رضوی» که از عوامل صادراتی همین مرکز هست، «جامعه المصطفی» را بازوی دوم دستگاه تروریسم رژیم که او آن را «عرصه جنگ سخت و میلیتاریستی» عنوان میکند، «عرصه جنگ نرم نظام» مینامد و در همین رابطه از کارگزاران حکومتی شکایت دارد که چرا اعزام نیروی نظامی از جامعه المصطفی به عراق و سوریه را علنی کردهاند تا این موضوع باعث تحریم «جامعه المصطفی العالمیه» شود:
« ...بالاخره اقتصاد ما را تحریم میکنند! پرس.تی.وی را تحریم میکنند! اکانتهای سوشیال مدیای ما را تحریم میکنند! یوتیوب کانالهای ما را میبندند! اینستاگرام، اکانتهای ما را میبندند! المصطفی ما را هم تعطیل میکنند! اینکه خب بهانه هست، درست است و این بهانه را هم میدانیم بیمعناست، تا حالا بالاخره چند ده طلبه المصطفی به عشق و اراده و علاقه خودشان در جنگ علیه تروریسم، بلند شدند رفتند عراق و سوریه. ما نباید «عرصههای جنگ سختمان یا میلیتاریستیمان» را با «عرصههای جنگ نرم مان» با هم قاطی بکنیم! اگر اینها را قاطی بکنیم، داریم بهانه دست دشمن میدهیم. من باز نمیگویم تقصیر جای خاصی بوده، شاید بعضی وقتها بهواسطه موازی کارهایی که اتفاق میافتد، خب حالا مثلاً حالا اگر شرایط برای رفتن همین چند ده تا طلبه المصطفی هم به سوریه فراهم نمیشد، چه اتفاقی میافتاد؟ اقلاً ما بهانه دادن به دست دشمن را میتوانستیم عقب بیندازیم. بین طلبهای که امروز دارد تحریم میشه تا یک سال بعد تحریم میشه، خیلی فرق هست! یک سال فرصت هست! ما «پتانسیل انسانیای» را که دارد برای ما «عمق راهبردی» ایجاد میکند را داریم دچار مشکل میکنیم و از دست میدهیم» (تلویزیون شبکه افق رژیم متعلق به نیروی تروریستی قدس ـ ۲۷ آذر ۹۹)

در نمونهای دیگر، سایت اطلاعات سپاه پاسداران مشرق نیوز در ۹اردیبهشت۹۵ ضمن بیان حضور آخوند جنایتکار اعرافی، رئیس جامعه المصطفی در منزل کشتهشدگان افغانی از گروه فاطمیون و دیدار با آنها، بجای گزارش از فعالیتهای بهاصطلاح علمی و دانشگاهی (که این مرکز با این پوش بهثبترسیده)، بعداز بیان اسامی تعدادی ازآنها، به تئوریزه کردن دیدگاههای توسعهطلبانه قرونوسطایی رژیم که هدف اصلی از تأسیس جامعه المصطفی است، میپردازد: «حضور فاطمیون در سوریه حامل این پیام است که برای فاطمیون مرزهای جغرافیایی معنایی ندارد.»
خبرگزاری نیروی قدس موسوم به تسنیم به تاریخ ۱ بهمن ۹۸ از همکاری و همیاری نزدیک این نیروی تروریستی با عواملی که تحت عنوان دانشجو در جامعه المصطفی حضور پیدا میکنند پرده برداشت و نوشت آخوند رحمتالله موسوی «دارای مدرک کارشناسی ارشد از حوزه علمیه جامعه المصطفی بود. این [کشته] مدافع حرم افغانستانی از یگان فاطمیون، مدیر مرکز آموزش بصیرت فاطمیون و مسئول هیئتهای رزمندگان فاطمیون در سوریه بود…»
خبرگزاری آناتولی ترکیه نیز در ۶ دسامبر ۲۰۲۰ گزارش داد: «دانشگاه جامعه المصطفی واقع در شهر قم در ایران، یکی از مهمترین مراکزی است که دانشجویان پاکستانی از آن برای تیپ زینبیون جذب میشوند» که منظور همان تیپ از مزدوران پاکستانی وابسته به نیروی تروریستی قدس سپاه پاسداران خامنهای است.
فضیحت ارسال تبعه کشورهای دیگری که ابتدا با عناوین دجالانه ای مثل جامعه المصطفی جذب میشوند اما نهایتاً سر از پهنههای عملیات تروریستی توسعهطلبانه و تجاوزگرانه نیروی تروریستی قدس و آموزش نظامی و تجهیز آنها با انواع سلاحهای کشتار گر درمیآورند، آنچنان عالمگیر و غیرقابل حاشا است که محمدجواد ظریف وزیر خارجه آخوندها در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون طلوع افغانستان توجیهی برای آن نمییافت:
«مجری: چرا افغانها را برای جنگ به سوریه میفرستید برای جنگ؟
ظریف: ما کسی را به سوریه نمیفرستیم. این را ما روشن کردیم، ببینید کسی برای یک کشور دیگر، نمیرود یک کشور ثالث بجنگد! برادران ما رفتهاند آنجا، خودشان بهصورت داوطلب! کما اینکه از عراق رفتهاند کما اینکه از جاهای دیگر رفتهاند!
مجری: شما تسهیل کردید! سلاح دادید!… ازیکطرف میگویید افغانها خودشان تصمیم گرفتند، سلاح دادید به آنها، در کجای دنیا برای مهاجر…؟
ظریف: اینها در پایگاههای خودشان در سنگرهای خودشان… اینها به خاطر اعتقادات خودشان رفتهاند…
مجری: در کجای دنیا، شما که پیشتر گفتید کارشناس روابط بینالملل هستید، دیدهاید که از مهاجر میلیشیا بسازند بفرستند به کشور دیگر؟
ظریف: ببینید! شما یک مفروضی میگیرید که این مفروضتان درست نیست که از مهاجر کسی میلیشیا بسازد! اولاً که خیلی از اینها اصلاً مهاجر نبودند از خود افغانستان آمدهاند رفتهاند آنجا، کما اینکه از جاهای دیگه هم ممکنه رفته باشند.
مجری: پس من اگر بخواهم سلاح بگیرم، [آیا] مرا میفرستید سوریه؟
ظریف: شما وقتی رفتید سوریه، ممکنه به شما سلاح بدهیم…
مجری: چقدر تلفات دادهاند، افغانها؟
ظریف: من تعدادش را نمیدانم، اما ما به خانوادههای آنها امتیاز میدهیم. خانوادههای افرادی که شهید میشوند در افغانستان، برای ایدهشان برای آرمانشان، ما خانوادههای آنها را تحت پوشش میگیریم.
مجری: آیا پروژه فاطمیون متوقف است؟
ظریف: ببینید، من کاملاً صریح به شما گفتم ما کسانی را که با داعش و با افراط در سوریه مقابله کردهاند برای اینکه مجبور نباشند در کابل و قندهار با داعش مقابله کنند یا در تهران و همدان و کرمانشاه یا در بغداد و کربلا و نجف مقابله کنند، از آنها حمایت کردهایم و اگر لازم باشد بازهم حمایت میکنیم!…»
شورای ملی مقاومت ایران پیشازاین، بارها و بارها، مراکز آموزش تروریسم در ایران را افشا کرده و در این رابطه به جامعه جهانی هشدار داده بود.
در تاریخ ۱۴ فوریه ۲۰۱۷ نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در آمریکا، طی کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن، فاش ساخت: «سپاه پاسداران ۱۴ مرکز آموزشی برای «تروریستها» و گروههای شبهنظامی خارجی وابسته به تهران در نقاط مختلف ایران دایر کرده است». در ادامه این افشاگری آمده است: «سپاه پاسداران بهعنوان بخشی از استراتژی رژیم برای گسترش دخالتهای خود در خارج ایران بهویژه در کشورهای منطقه ازجمله سوریه، عراق، یمن، بحرین و افغانستان اقدام به ایجاد یک معاونت بزرگ در نیروی قدس، بازوی خارج کشوری خود، برای آموزش دادن به مزدوران خارجی خود کرده است».

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران نیز در فروردین ۹۴ فاش کرد، شمار زیادی از حوثیها از سالها پیش در «جامعه المصطفی» در قم آموزش میبینند. یک آخوند یمنی به نام عصام العماد مسئولیت حوثیها را در قم به عهده دارد. عصام العماد خطوط دیکته شده «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» و «مجمع جهانی اهلبیت» و دیگر ارگانهای صدور تروریسم و بنیادگرایی رژیم را در مصاحبه با شبکههای ماهوارهای عربی وابسته به رژیم تکرار میکند. کما اینکه تعدادی از رهبران گروه «حوثی» یمن، ازجمله «حسین بدرالدین حوثی» و «عبدالمالک حوثی» نیز همگی از آموزش دیدگان مکتب تروریسم جامعهالمصطفی هستند.
اهداف تروریستی رژیم از جامعه المصطفی را از فرستادن کسانی نظیر پاسدار جنایتکار احمدی مقدم سرکرده سابق نیروی سرکوبگر انتظامی خامنهای (که تنها تخصصش بیرحمی، جنایت و ترور است)، برای بازدید پیشرفت تعدادی از مزدوران تعلیمدیده این مرکز در اوگاندا، میتوان مشاهده کرد. در نشریه خبری سفیران نور، به نقل از «خبرگزاری حکومتی و رسمی حوزه» در تاریخ ۱۰ دیماه ۱۳۹۳ آمده است:
«… موضوعاتی چون بازدید خیرین جامعه المصطفی از مؤسسه آموزشی عالی بنتالهدی، دیدار سردار احمدی مقدم با انجمن دانشآموختگان المصطفی در اوگاندا و دهها مطالب متنوع و خواندنی از جایجای جهان اسلام برای اطلاع خانواده المصطفی به رشته تحریر درآمده است.»
ایران نیوز اپدیت نیز در تاریخ ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹ نوشت: «دانشگاه المصطفی بهطور گستردهای به این معروف است که وسیلهای برای تلقین افکار مذهبی افراطی به افراد خارجی و عضوگیری کاندید برای فعالیتهای تروریستی و نظامی رژیم در خارج از ایران ازجمله شرکت مستقیم در جنگهای ایران در خاورمیانه میباشد».
ارتباط جامعه المصطفی با سفارتخانههای رژیم در کشورهای مختلف
تمام مراکز جامعهالمصطفی در کشورهای مختلف، از ارتباطات و پشتیبانی منظمی با سفارتهای رژیم برخوردار هستند. بهعنوان نمونه سایت حکومتی حوزه در فروردین ۸۲، صحبتهای آخوند علیرضا اعرافی اولین رئیس جامعه المصطفی در رابطه با عناصر آموزشدیده توسط آن را نقل کرده است:
«برخی از آنها با سفارت ایران در ارتباط هستند و در کشورهای مختلف به اشتغالات حوزوی و سنّتی و یا فعالیتهای رسمی مشغول هستند… اینها سرمایههای کشور، نظام، انقلاب، حوزه و استان قم هستند.»
نماینده خامنهای در سوریه نیز دارای ارتباطات نزدیکی با سفارت رژیم در سوریه و با فرمانده عملیاتی سپاه پاسداران تروریست در سوریه، سید جواد غفاری و همچنین شبکه آخوندی رژیم در سوریه شامل نمایندگی جامعه المصطفی و سایر ارگانهای بنیادگرایی رژیم در سوریه میباشد. این فرد بعد از پیشروی نظامی نیروهای سپاه در سوریه در شهرهای مختلف، درصحنه حاضرشده و از آنها از طرف خامنهای تشکر کرد.
بر اساس گزارشی که در روزنامه الریاض، ۱۳ مهر ۹۷ درجشده، پس از تصرف شهرهای نبل و الزهرا در فوریه ۲۰۱۶، آخوند سید مهدی سیبویه به همراه آخوند سید محمدحسین رئیسزاده «نماینده جامعه المصطفی در سوریه» و چند نفر دیگر در آنجا حاضر شد… و از نیروهای سپاه شرکتکننده در این عملیات از طرف خامنهای تشکر کردند.
نگاهی به فعالیتهای جامعه المصطفی در آلبانی و منطقه بالکان
از حوزههای خاص فعالیتهای جامعه المصطفی، کشورهای بالکان و بهطور ویژه آلبانی، به دلیل حضور مجاهدین در آنجا است. رژیم در هر کشوری که دارای زمینههای مشترک مذهبی و اسلامی باشد، برای توسعهطلبی و اثرگذاری هژمونی بنیادگرایانه خود سوءاستفاده میکند تا آن را ابزاری برای مطامع تروریستی و جاسوسی خود کند، پس از مهاجرت مجاهدین به آلبانی در سال ۱۳۹۵، بدیهی است که نفوذ در این کشور به اولویت مقدم رژیم تبدیل گردد.
در سال ۹۵ تفاهمنامه همکاری بین یک ارگان پوششی آخوندها برای جاسوسی به اسم «بنیاد سعدی» و «جامعه المصطفی» به امضا رسیده و اجرایی میگردد. این نقطه شروع جدیدی در افزایش فعالیتهای این دو نهاد در آلبانی همزمان با حضور مجاهدین است. در مهر ۹۸ سایت بنیاد سعدی از دومین نشست مشترک روسا و معاونان بنیاد سعدی و جامعه المصطفی یعنی حداد عادل و آخوند عباسی در محل ساختمان جامعه المصطفی در شهر قم گزارش داد. دولت آلبانی در بهمنماه ۹۸، بنیاد سعدی را به دلیل مشارکت در اقدامات تروریستی و مداخلهجویانه در این کشور، تعطیل کرد.

رژیم ایران همچنین تروریسم خود را در منطقه بالکان از طریق جامعه المصطفی گسترش داده است. در سال ۲۰۱۶، هنگامیکه یک آخوند ایرانی در کوزوو درپوش یک سازمان غیردولتی فعالیت میکرد و در مظان اتهام دولت این کشور قرار گرفت، تلاشهای رژیم ایران در بالکان موردتوجه واقع شد. مقامات کوزوو در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۶ ادعا کردند که حسن آذری بجندی (متهم)، پنج سازمان شیعه را که با تهران ارتباط داشتند، اداره میکرد. برای اولین بار، نشریه معتبر آمریکایی «امریکن تینکر» خبر داد گروه چتری رژیم ایران در اروپا، ازجمله در کوزوو، وابسته به دانشگاه بینالمللی المصطفی است.

مدیر دارالقرآن آلبانی نیز در گفتوگو با سایت حکومتی شفقنا به تاریخ ۹ اردیبهشت ۹۸، اظهار داشت: «این موسسه در کشور آلبانی و زیر نظر جامعه المصطفی العالمیه شروع به فعالیت کرده است.»
وی همچنین از ترجمه کتابهایی در مورد انقلاب اسلامی به زبان آلبانی خبر داد و ادامه داد: «من تقریباً ۱۲ کتاب در مورد انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) از زبان عربی به آلبانی ترجمه کردم...»
او بیان کرد: «فعالیتهای قرآنی و ترجمه کتابهای اسلامی این مرکز به زبان آلبانی به کمک و مساعدت جامعه المصطفی سبب شده است تا ما بتوانیم حقیقت و واقعیت شیعه را در کشور آلبانی نشان دهیم…»
بسیار واضح است منظور از واقعیت شیعه، همان توسعه هژمونی بنیادگرایانه و تروریسم تحت پوش تشیع و آموزش علوم بهاصطلاح اسلامی است. دولت آلبانی احدالله قلی زاده نماینده رسمی جامعه المصطفی که ادارهکننده موسسه دارالقرآن بود را نیز از خاک آلبانی اخراج نمود.
نمونهای از مزدوران استخدامی محلی نیروی قدس، از کانال «جامعه المصطفی العالمیه»
یکی از کسانی که در مرکز پرورش تروریست رژیم یعنی جامعه المصطفی در قم آموزشدیده، «اولسی یازچی»، مستخدم آلبانیایی رژیم است. وی اعتراف میکند که در سال ۲۰۱۱ دورههای آموزشی خود را در جامعه المصطفی قم گذرانیده و در کنفرانسهای اسلامی که رژیم برای «عناصر محلی تروریستش درکشورهای دیگر»، ترتیب میدهد، شرکت داشته است. لازم به توضیح است که این مزدور در ارتباط مستقیم با سفارت آخوندها در آلبانی، خط شیطانسازی وزارت اطلاعات جهت زمینهسازی تروریسم علیه مجاهدین را پیش میبرد.


زمانی که خزانهداری آمریکا در ۸ دسامبر ۲۰۲۰ «جامعه المصطفی العالمیه» را در فهرست سیاه تروریستی قرار داد، تنها کسی که بلافاصله در آلبانی در مورد این نامگذاری واکنش نشان داد، اولسی یازچی بود که به وزارت امور خارجه ایالاتمتحده از طریق حساب توییتر خود حمله نمود. وی از این موجودیت تروریستی بهعنوان واتیکان تشیع دفاع کرد که بهوضوح توهینی بزرگ به واتیکان و کلیسای کاتولیک بود.
«جامعه المصطفی العالمیه» همچنین ارتباط و همکاری تنگاتنگی با بنیاد هابیلیان از ارگانهای جنگ روانی خامنهای علیه مجاهدین، دارد که خود بهتنهایی گواه کارکرد دستگاهی است که با محمل آموزههای مذهبی و اسلامی به ثبت رسیده اما تنها به دنبال شیطانسازی و تروریسم علیه مجاهدین است.
سایت حکومتی همایشها و نشستهای علمی در همین رابطه مینویسد:

«قبل از برگزاری دومین کنگره بینالمللی هفده هزار شهید ترور با موضوع “ایران قربانی تروریسم”، چهارمین نشست علمی با موضوع جریان شناسی گروههای تکفیری و تروریسم منطقهای با همکاری موسسه امام خمینی (ره)، جامعه المصطفی العالمیه و بنیاد هابیلیان روز سهشنبه ۹/۳/۹۴ از ساعت ۹ صبح در سالن اندیشه موسسه امام خمینی (ره) برگزار شد.»
ازآنجاکه رژیم با صدها بار محکومیت بینالمللی درزمینهٔ حقوق بشر مواجه است، بنیاد شکنجه گران هابیلیان رژیم با همکاری جامعه المصطفی و سازمان بسیج بهاصطلاح حقوقدانان استان خراسان رضوی در مدرسه عالی علوم اقدام به تشکیل جلسهای به بهانه روز حقوق بشر اسلامی کردند. سر دژخیم محمدجواد هاشمی نژاد سرکرده هابیلیان در همین جلسه گفت:
«از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی هفده هزار نفر از شهروندان ایرانی به دست ۳۵ گروهک تروریستی شهید شدهاند که این ۳۵ گروهک بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت حمایت آمریکا قرار داشتهاند.» (سایت هابیلیان بنیاد سرکوبگر تحت امر خامنهای، ۱۶ مرداد ۹۹)
بهاینترتیب، اهداف جنایتکارانه فاشیسم مذهبی از تأسیس و گسترش چنین ارگانهای پوششی در خدمت اهداف تروریستی و جنایتکارانهاش در خدمت به تحکیم حاکمیت غاصبانه آخوندها بر مردم محروم ایران، بهخوبی برملا میشود.
