بازهم دستوپا زدنهای بیهوده – محمد و مقصود کلانتری
این روزها رژیم غرق در بحران آخوندی که بندهای حاکمیتش در حال پاره شدن است، هر سوراخی را هم بخواهد ببندد، شکافی عمیقتر از جای دیگر باز میشود. گیج و سرخورده به هر خس و خاشاکی چنگ میزند تا شاید درد بیدرمانش را دوا کند. قبلاً که ما در عراق بودیم، ولیفقیه ارتجاع هرجا کم میآورد، دق دلش را با موشکپرانی و کشتار مجاهدین خالی میکرد. ولی حالا که مرغ از قفس پریده و دستش به ما نمیرسد، بازهم به حربة زنگزدة سوءاستفاده از خانواده روی آورده است.
دریکی از سایتهای وزارت اطلاعات رژیم آخوندی دیدیم که از قول برادرمان نامه داده شده که «… اینجانب ابوالفضل کلانتری فرزند غلامعلی متقاضی عیادت برادرانم محمد و مقصود کلانتری هستم…»
اولاً – که ما (محمد و مقصود) سالم و سرحال هستیم و نیاز به عیادت نداریم و تا این رژیم پوسیده را کفن نکنیم دست از مبارزه برنمیداریم.
ثانیاً – اینکه نامبرده این اراجیف را خودش نوشته یا تحتفشار از او گرفته باشند، چندان تفاوتی ندارد. ننگ همکاری و همنوایی با وزارت منفور اطلاعات چه با رضایت و چه تحت اجبار باشد، با هیچ رنگی پاک نمیشود. اهالی شریف خرمدره بهخوبی میدانند که ما (محمد و مقصود)، برای رهایی خلق محبوبمان از همان ابتدای سقوط نظام سلطنتی به سازمان پرافتخار مجاهدین پیوستیم و از همهچیز خود گذشتیم و تا سرنگونی رژیم آخوندی دست از مبارزه برنمیداریم و نیازی هم به پند و اندرز! عملة ارتجاع آخوندی نداریم.
خمینی لعنتی در حاکمیت ننگینش باآنهمه عربدهکشی چه غلطی کرد که پسماندههایش خامنهای و رئیسی که در دجالیت و فریبکاری به گردپای امام پلیدشان نمیرسند، بتوانند درد بیدرمان رژیم را دوا کنند؟ قهر و کینهای که طی ۴۳ سال گذشته در دلهای ما و مردم محروممان انباشته شده، این روزها سرباز کرده و در شعارهای مردم ایران منعکس است. با اینهمه جرم و جنایت و فساد که مرتکب شدهاند چطوری میخواهند جواب بدهند؟ سرمایههای کشور را چاپیدند و هستی مردم ایران را به باد فنا دادند، مردم ستمکشیده را یا کشتند یا معتاد کردند یا در زندان اسیر و یا آواره کشورهای دیگر کردند، منابع طبیعی مملکت ما را چپاول کردند…. دیگر چه بلایی مانده که بر سر این ملت نیاورده باشند؟
به همین دلایل است که ما از روز اول قسم خوردهایم و با رهبری خود عهد و پیمان بستهایم تا رهایی خلقمان یکدم راحت ننشینیم. به همین خاطراست که همهچیز خود را فدا کردیم و بازهم بیشتر فدا خواهیم کرد و برای سرنگونی این رژیم ضدبشری زندهایم. ولیفقیه ارتجاع و گماشتهاش رئیسی جلاد بهخوبی میدانند خلق قهرمان و کانونهای شورشی که دیوار امنیتی و حفاظتی صدا و سیمایش را شکستند، مسیر سرنگونی را ادامه داده و تا رسیدن به هدف از پای نخواهند نشست.
جرم و جنایتهای این رژیم بهاندازه کافی برای ما و ملت ما روشن است. این نظام یک روز بدون شکنجه و اعدام و بدون سرکوب و دروغ دوام نخواهد آورد و این را سردمداران همین رژیم هم میگویند.
من چطور میتوانم اتاقهای شکنجه که ۴-۵ تا جلاد به جانم میافتادند را فراموش کنم؟ چطور بدن و زخمهای بهروز حاجی آقایی را نادیده بگیریم؟ چطور اعدام علی مرسلی- یحیی مرسلی- احد عطایی- محمد رحیمی و کریم طاهری و صدها نفر دیگر را فراموش کنیم؟ راستی جرم آقای علی صارمی چه بود و چرا اعدام شد جز یک ملاقات با پسرش در اشرف؟

مجاهدان شهید احد عطایی و محمد رحیمی

مجاهد شهید احدعطایی از شهدای قتل عام سال۶۷

مجاهد شهید کریم طاهری – اعدام شده در سال۶۰

مجاهد شهید علی مرسلی بسیار مقاوم و بشدت شکنجه شده بود, دژخیمان زبان او را بریدند
او در ۲۲ مرداد ۶۰ زجرکش و در زیر شکنجه به شهادت رسید
جرم ۱۲۰ هزار از بهترین جوانان این مرز و بوم چه بود، غیر از فروش یک نشریه یا کمک به مجاهدین و یا امکانات در اختیار مجاهدین گذاشتن؟ جرم مریم همدانی، زهره یوسفی و پروین کریمخانی چه بود که تیرباران شدند؟ جرم پدر، مادر یا هزاران خانواده شهدای مجاهدین چه بود؟ گریههای مادران و خواهران را چگونه فراموش کنیم؟

مجاهدان شهید زهره یوسفی و پروین کریمخانی
روز حسابرسی و محاکمه جنایتکاران حاکم و مزدوران خودفروخته و خائنینی مثل امیررضا رحیمی بهزودی در دادگاههای عادلانه فرامیرسد. مزدوران و خائنینی امثال حسن حیرانی، رحمان محمدیان و… که روی خون و رنج شکنج همین مقاومت، به خارجه رسیده و پادوی پاسداران نظام ولایت در خارجه هستند، یا عوامل دونپایه وزارتی در داخل کشور همچون صمد و فتحالله اسکندری، دست در دست وزارت اطلاعات دارند، در باتلاق نجاست این رژیم دستوپا میزنند تا به خیال خام خود سرنگونی نظام ولایت فریب و دجالیت را چند صباحی به تأخیر بیاندارند. اما زهی خیال باطل چرا که کوس رسوایی آنها عالمگیر شده است.
اما این منطق تاریخ است، عمر هر دیکتاتوری هم تاریخ پایان دارد. عمر دیکتاتوری مذهبی هم در ایرانزمین به سرآمده است و وای بهروزی که خشم خلق قهرمان ایران طغیان کند که همه این مزدوران را نابود خواهد کرد. البته که آن روز بسیار نزدیک است.
خطاب به مزدوران و خودفروختگان و مدعیان این نظام که دست در دست این رژیم جنایتکار دارند، باید گفت به خود آیید، وقتی خشم خدا از آستین خلق سرازیر شود، همه را چون سیل ویرانگر جارو خواهد کرد. این منطق تکامل و راه تجربه شده تاریخ است.
بین ما و این رژیم ضدبشری دریای خون جاری است. ما قسم خوردهایم تاآخریننفس تا آخرین قطره خون برای آزادی خلق و میهن خود قیام کنیم. این وظیفه و مسؤلیت ماست که ایرانزمین را از شر وجود آخوندها پاک کنیم و میهن اسیرمان را آزاد کنیم.
ما با تمام وجود برای رسیدن به اهداف انقلابی که همان سرنگونی نظام کثیف آخوندی است، با پایداری و شرافت انسانی که از ارزشهای مجاهدین خلق ایران است، به وزارت بدنام اطلاعات و مأموران کثیفش هشدار میدهیم که دوران شیادی و دجالیت تمام شده است. این دستوپا زدنهای مذبوحانه بیانگر اوج ذلت و ضعف و زبونی است که ناشی از موج تنفر مردم از این رژیم تبهکار است و بیتردید در آینده بسیار نزدیک به یک سیل خروشان تبدیل میشود و همه زوائد و زبالههای مسیر تکامل را جارو میکند.
بقول سردار شهید موسی خیابانی آینده مال انقلابیون است نیروهای میرا از صحنه حذف خواهند شد.
محمد و مقصود کلانتری
اسفندماه ۱۴۰۰

Geen opmerkingen:
Een reactie posten