تبعیدگاه شریعت – به قلم عزیز فولادوند
شب ۲۴ فوریه ۱۹۵۶ میلادی آبستن تحولی نادر بود. در بیست امین جلسه کنگره حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، خروشچف وجود گولاگ ها را آشکارا مایه شرم و نهایت بی رحمی خواند؛ تنشی عظیم در تاریخ حزب کمونیست شوروی. ۳۳ بعد دیوار برلن فروپاشید. قورخانه های بمب اتم، مقهور کرامت انسانی له شده در گولاگ ها گردید. شیوخ متوهم هنوز در بلاهت خود غرقند.
آقای منتظری به «هیئت مرگ» نهیب میزد که « شما را در تاریخ جزو جنایتکاران در تاریخ مینویسند… […] مجاهدین خلق اشخاص نیستند، یک سنخ فکر و برداشتند.» ۳۳ سال بعد تمامییت نظم کاهنان دینی در مقابل این «منطق» زانو میزند.
آلبانی امروز صحنه رویایی این دو منطق است. این سطور یادنامه است. یادنامه هزاران انسانی است که رنج بردند، طعمه مرگ شدند، تا آدمیان را پرواز بیاموزند، «سنگ چین های مرزها را همه زیر و زبر» نمایند، و «چون شعلهای خُرد بر فراز بلندیها سوسو کنند» (نیچه، این چنین گفت زرتشت)،
این گزارشی است از گرداب خشم، طعنه، سرکوب و ارعاب. سندی است از شُکوه در برابر دون مایگی. شُکوه چیزی است که پُردلان در پیاش هستند، اما دیگران آن را ناامیدانه جستجو میکنند، آنها انتظار هم ندارند آن را بیابند. این رفتاری نجیب است، که همگان ندارند.
این کیفرخواست نسلی است از زمانهای پرآشوب. شهادتها ما را در آستانه جهنم رها میکند. آنها گاها ما را به اعماق جهنم میکشانند. امروز این «دل به دریا افکنانند» که «پیشاپیش مرگ» ما را «شرمسار و سرافکنده» در تجربه خویش سهیم میکنند، تجربه بازگشت از «جهنم» شریعت ملایان. مقاله چیستی قساوت را پی میافکند و ایمان را به عنوان تنها گزینه در برابرش میافرازد.
***
جنبش دادخواهی برگی است از تاریخ معاصر ما، بخش های درخشانی از این برگ، امروز در آلبانی تحریر میشود. آقای منتظری گفته بود،«خونی که به ناحق ریخته بشود، دیگر همه چیز را تمام میکند،» آری ما صدای گامهای «آینده» را میشنویم، ما «همه چیز را تمام» میکنیم، ما کار را به پایان میرسانیم.
متن کامل مقاله تبعیدگاه شریعت به قلم عزیز فولادوند را در این لینک مطالعه نمایید
تبعیدگاه شریعت – به قلم عزیز فولادوند برگرفته از سایت همبستگی ملی
Geen opmerkingen:
Een reactie posten