🎥🔴تله موش ۳ اسفند و مشکل نظام!
zaterdag 20 februari 2021
🎥🔴تله موش ۳ اسفند و مشکل نظام!
جاسوسی جمهوری اسلامی از طریق خدماتدهنده اینترنتی در هلند
جاسوسی جمهوری اسلامی از طریق خدماتدهنده اینترنتی در هلند
حکومت ایران در تلاش بوده است تا به رایانهها و گوشی موبایل افرادی در هلند، آلمان، سوئد و هند دسترسی پیدا کند
♦️رسانههای هلندی از ردیابی خدماتدهندهای اینترنتی (سِروِر) در یک مرکز دادههای هلند خبر دادند که جمهوری اسلامی ایران از آن برای جاسوسی از مخالفان سیاسی خود استفاده میکند.
ریک دلهاس (Rik Delhaas)، روزنامهنگار و از پژوهشگران برنامه رادیویی هلندی آرخوس (Argos) که با رویکرد روزنامهنگاری تحقیقی بهصورت هفتگی به موضوعهای بحثبرانگیز در آن کشور میپردازد، به شبکه دولتی خبری هلند، ان او اس (NOS)، گفته است که براساس بررسیهای انجامشده با همکاری شرکت امنیت کامپیوتری بیتدیفندر (Bitdefender)، یک خدماتدهنده (سِروِر) در مرکز دادهها (دیتاسنتر) نزدیک شهر هارلم هلند را شناسایی کردهاند که جمهوری اسلامی ایران ازطریق آن به جاسوسی از مخالفان سیاسی خود میپردازد.
به گزارش انالتایمز، وبسایتی که خبرهای کشور هلند را به زبان انگلیسی پوشش میدهد، روزنامهنگاران تحقیقی آرخوس، پس از آنکه یک مرد ایرانی ساکن هلند نکتهای را به اطلاعشان رسانده است، با استفاده از فایلی که یکی از ایرانیهای مخالف جمهوری اسلامی در پیامرسان تلگرام دریافت کرده بود، توانستند آن خدماتدهنده اینترنتی را ردیابی کنند. دلهاس گفت: «خوشبختانه فرد دریافتکننده فایل، آن را بازنکرده و درنتیجه کامپیوترش آلوده نشده بود.»
آب در خوابگه مورچگان
آب در خوابگه مورچگان
محکومیت دیپلمات تروریست رژیم و سه مزدور همدستش در دادگاه آنتورپ، چنان رعشه ای به سراپای نظام سفاک آخوندی و مزدورانش افکند که عده ای چون سگ سوزن خورده زوزه می کشند. برخی هم چون مار زخم خورده به خود می پیچند و گروهی نیز به خاطر آینده تیره و تاری که در انتظارشان است بر سر و روی خود می کوبند.
ماجرا از این قرار است: یک دیپلمات تروریست در حال خدمت، بمب تست شده در ایران را با هواپیمای مسافربری به اروپا منتقل و سپس به مزدوران نفوذی رژیم تحویل می دهد، تا در گردهمایی صد هزار نفرۀ مقاومت منفجر و هزاران نفر را کشته و مجروح نماید. اما از بد حادثه این بار نه تنها موش ولایت در تله گیر می افتد، بلکه به رغم چهل و دو سال گذشته، تمام تلاشهای مذبوحانه رژیم برای معامله و یا باج خواهی بین المللی ناکام مانده و با سد مستحکم اقدامات مقاومت مواجه شده و در نتیجه بزرگترین پیروزی مقاومت در سالهای اخیر، رقم می خورد.
حال رژیم فغان و فریاد برآورده که "این توطئه مجاهدین برای سیاه نمایی علیه نظام است" و با اینکه به دستور خامنه ای بالاترین سطوح نظام برای آزادی اسدی تلاش کردند اما با ورود گسترده مجاهدین به این پرونده هیچ کدام از این اقدامات به سرانجام
نرسید.
سپس اعتراف می کند که با وجود مجاهدین آب خوش از گلوی رژیم پائین نمی رود:"تا زمانیکه مجاهدین در میز معاملات ایران بازیگر باشند، نباید انتظار هیچ گونه گشایش سیاسی و دیپلماتیک را داشت".
و سرانجام آینده تیره و تاری که در انتظار پاسدار تروریستهای رژیم و مزدوران "محسوس و غیر محسوس" آن می باشد را به قلم می آورد: "این رویه مجاهدین است که وقتی دستاوردی دارند آنرا تبدیل به سکویی برای ضربات بعدی به نظام می کنند و در این مسیر از هیچ چیز فروگذار نمی کنند. هم اکنون گزارشهایی هست در باره اقدامات خطرناک بعدی آنها علیه سایر دیپلمات های نظام و مرتبطین جمهوری اسلامی که در خارج کشور محسوس و نامحسوس در حال خدمت به نظام هستند" (تمام موارد بالا از خبرگزاری بسیج دانشجویی وابسته به سپاه 21 بهمن 99).
آری مجاهدین برای بستن لانه های ترور و جاسوسی و جارو کردن مستخدمین نظام آخوندی چه رسمی و محسوس و چه غیر محسوس (بریده مزدور) با تمام قوا به پیش می تازند.
اما از آنجا که اسناد برملا شده در جریان دادگاه (از جمله دفترچه سبز حاوی 289 یادداشت، آدرس و تماس در یازده کشور و رسید پولهای داده شده به مزدوران) مبین وجود یک شبکه گسترده از مواجب بگیران و همدستان وزارت بدنام در خارج کشور می باشد. رژیم با بسیج همۀ آنها سعی نمود ضمن کوچک جلوه دادن ضربه دریافتی از مقاومت، مزدوران خود را سفید سازی نموده و متقابلا یقه مجاهدین را گرفته که چرا اسامی را افشاء نمی کنند.
مزدور نفوذی (مصداقی) می گوید: "آقا رژیم چه پولی داده، بابت چی داده"؟
غافل از اینکه سایت حوزوی موسسه رهیافتگان در 9 خرداد 99 جواب او را پیشاپیش داده و ضمن طلبکاری از وزارت اطلاعات و همراه با نام بردن از او و برخی دیگر از مزدورانِ رژیم نوشته بود:
"اینکه وزیر اطلاعات با کارهای شبانه روزی خود برخی از توابین منافقین مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی را استخدام کرده و با انرژی گذاری کلان و البته تامین مالی توابین را به رویارویی روانی با مجاهدین می کشاند، بسیار عالیست اما آیا کافیست؟ کافی نیست".
ضمنا حاج آقا علوی! استخدام کننده این مزدور هم اخیرا اعتراف کرده که سرنخ شیطان سازیها و لجن پراکنی های علیه مجاهدین و فیلمسازی ها را در دست دارد. بنابراین مشخص است که پولهای دریافتی ایشان برای چه بوده است.
مزدور پیشانی سیاه دیگری (عاطفه اقبال) که همواره با کمپین رسوای خود دنبال به دست آوردن اسامی منتقل شدگان مجاهدین به آلبانی و یا مجروحان موشکبارانهای رژیم برای گرا دادن به آن بود این بار نیز خواهانِ انتشار اسامی می باشد، زیرا می خواهد بداند که خود و همپالگی ها و "همشیره نامحترمه" نیز لو رفته می باشند؟
مزدور لو رفته دیگر که از فرط سرگیجه در کیهانِ سلطنت طلب استفراغ کرده و گفته است: چند تا از این نفوذیها در میان شما هستند و چگونه توانستند در سالهای طولانی با سازمان همکاری کنند بدون آنکه شناخته شوند. (نقل به مضمون).
و یا به نیابت از آخوندها می نویسد: کشورهای دموکراتیک وظیفه دارند تا نگذارند کشور آنها محل تصفیه حسابهای ایدئولوژیک سازمان مجاهدین و حکومت اسلامی شود.
این مزدور ضمن یکسان دانستن مجاهدین با رژیم می خواهد فرش را از زیر پای سازمان کشیده و در اوهام خود آنها را در این کشورها تحت فشار قرار دهد.
…
[13:23, 15-02-2021] madi: ضربه دریافتی از مقاومت، مزدوران خود را سفید سازی نموده و متقابلا یقه مجاهدین را گرفته که چرا اسامی را افشاء نمی کنند.
مزدور نفوذی (مصداقی) می گوید: "آقا رژیم چه پولی داده، بابت چی داده"؟
غافل از اینکه سایت حوزوی موسسه رهیافتگان در 9 خرداد 99 جواب او را پیشاپیش داده و ضمن طلبکاری از وزارت اطلاعات و همراه با نام بردن از او و برخی دیگر از مزدورانِ رژیم نوشته بود:
"اینکه وزیر اطلاعات با کارهای شبانه روزی خود برخی از توابین منافقین مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی را استخدام کرده و با انرژی گذاری کلان و البته تامین مالی توابین را به رویارویی روانی با مجاهدین می کشاند، بسیار عالیست اما آیا کافیست؟ کافی نیست".
ضمنا حاج آقا علوی! استخدام کننده این مزدور هم اخیرا اعتراف کرده که سرنخ شیطان سازیها و لجن پراکنی های علیه مجاهدین و فیلمسازی ها را در دست دارد. بنابراین مشخص است که پولهای دریافتی ایشان برای چه بوده است.
مزدور پیشانی سیاه دیگری (عاطفه اقبال) که همواره با کمپین رسوای خود دنبال به دست آوردن اسامی منتقل شدگان مجاهدین به آلبانی و یا مجروحان موشکبارانهای رژیم برای گرا دادن به آن بود این بار نیز خواهانِ انتشار اسامی می باشد، زیرا می خواهد بداند که خود و همپالگی ها و "همشیره نامحترمه" نیز لو رفته می باشند؟
مزدور لو رفته دیگر که از فرط سرگیجه در کیهانِ سلطنت طلب استفراغ کرده و گفته است: چند تا از این نفوذیها در میان شما هستند و چگونه توانستند در سالهای طولانی با سازمان همکاری کنند بدون آنکه شناخته شوند. (نقل به مضمون).
و یا به نیابت از آخوندها می نویسد: کشورهای دموکراتیک وظیفه دارند تا نگذارند کشور آنها محل تصفیه حسابهای ایدئولوژیک سازمان مجاهدین و حکومت اسلامی شود.
این مزدور ضمن یکسان دانستن مجاهدین با رژیم می خواهد فرش را از زیر پای سازمان کشیده و در اوهام خود آنها را در این کشورها تحت فشار قرار دهد.
در این میان پدرخوانده آخوندها (آیت الله بی بی سی) و بلندگوی آنها بر سر همه بزنگاه ها نیز ضمن یقه درانی برای مزدور عارفانی می گوید: پرسشهای زیادی بی پاسخ مانده، از جمله اینکه چه شد هوادار سابق مجاهدین، به دشمنی آنها برخاست و مهمتر چه چیزی شاعر را بمب گذار کرد؟
راستی چه شد که یک حکومت باصطلاح دموکراتیک به یاری دیکتاتوری سلطنتی برخاست وحکومت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرد؟
این عناصر از پاسخ دادن به دو سوال طفره می روند:
یک: چه کسی طراح و اجرا کنندۀ توطئه بمب گذاری بوده؟ (رژیم). و چه کسی یا کسانی هدف این بمب گذاری بوده اند؟ (مجاهدین و به طور خاص خانم رجوی).
دو: باید اذاعان کنند (همچنانکه سایت رهیافته به آن اقرار نموده) که کی، کجا، چگونه و چه مقدار از وزارت بدنام دریافت کرده اند؟.
پاسخ به این دو سوال روشن کننده تمامی ابهامات در صحنه می باشد. در خاتمه همانطور که در اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت آمده، این مزدوران و سایر همپالگی ها از جمله "وکیلی که حرف مفت زیاد می زند ولی مفت حرنمی زند" بهتر است از سرنوشت عارفانی و سعدونی و نعامی، عبرت بگیرند.ان
vrijdag 19 februari 2021
🔴 آرین طباطبایی یکی دیگر از «ماله کشان» جمهوری اسلامی در امریکا
آرین طباطبایی، از وابستگان رژیم جمهوری اسلامی در آمریکا که به طور مدام از سازش با جمهوری اسلامی حمایت و از اقدامات دولت پیشین آمریکا مانند به هلاکت رساندن قاسم سلیمانی به شدت انتقاد میکند، به عنوان مشاور ارشد در وزارت امور خارجه دولت جو بایدن استخدام شد!
وی دختر سیدجواد طباطبایی، رئیس گروه فلسفه دائرهالمعارف بزرگ اسلامی و از نزدیکان نایاک نیز می باشد و نظرات پدرش هم در سالهای اخیر به آخوندهای حاکم بر ایران نزدیک بوده است!
در تصویر پدر آرین طباطبایی را در حال دریافت لوح تقدیر از حسن روحانی می بینید!
📌یکی از سیاست های کثیف دستگاه مماشات میدان دادن به عوامل رژیم ضد ایرانی آخوندها و تروریسم این رژیم است.
افشای جزییات بسیج شیطان سازی و توطئه های جاسوسی و تروریستی وزارت اطلاعات و سفارت رژیم در آلبانی علیه مجاهدین
افشای جزییات بسیج شیطان سازی و توطئه های جاسوسی و تروریستی وزارت اطلاعات و سفارت رژیم در آلبانی علیه مجاهدین
کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت نامه روشنگر یکی از همکاران سابق اطلاعات آخوندها در آلبانی به دبیر کل ملل متحد را به اطلاع هموطنان میرساند. در این نامه که رونوشت آن برای کمیسر عالی حقوق بشر، کمیسر عالی پناهندگان ملل متحد، دبیر کل عفو بینالملل، فدراسیون بینالمللی جوامع حقوق بشر، گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا، وزیر کشور و مدیرکل پلیس آلبانی و همچنین کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران ارسالشده است، جزییات جدید و تکاندهندهای از بسیج شیطانسازی و توطئههای جاسوسی و تروریستی رژیم علیه مجاهدین با جزئیات و بهطور مستند برملا میشود. نویسنده تصریح کرده است که برای گواهی دادن و اثبات مطالب خود همراه با اسناد و جزئیات آماده شرکت در هر دادگاه یا مرجع بیطرف است.
در ابتدای نامه نوشته است: «اینجانب هادی ثانی خانی ۴۱ ساله، در سال ۲۰۰۳ از ایران به ترکیه و از آنجا به عراق رفته و به سازمان مجاهدین پیوستم و به کمپ اشرف در عراق و سپس کمپ لیبرتی رفتم. در سپتامبر ۲۰۱۶ سازمان مجاهدین ترتیبات انتقال مرا به آلبانی فراهم کرد. دو ماه بعد در نوامبر ۲۰۱۶ چون نمیتوانستم به مبارزه ادامه دهم، مجاهدین را ترک و نزد کمیساریا رفتم. دو هفته بعد به سفارت رژیم ایران در تیرانا رفته و ازآنپس به مدت چهار سال در دامی که وزارت اطلاعات و سفارت رژیم ایران در آلبانی برایم گسترده بودند افتاده و به همکاری با مأموران رسمی اطلاعات در سفارت مانند فریدون زندی علیآبادی و مزدوران شناختهشده اطلاعات مانند ابراهیم و مسعود خدابنده، غلامرضا شکری و احسان بیدی و در سالهای بعد حسن حیرانی کشیده شدم. آنها مرا در توطئههای شیطانسازی- جاسوسی- جمعآوری اطلاعات و شناسایی برای اقدامات تروریستی علیه سازمان مجاهدین به خدمت گرفتند».
در نامه همچنین آمده است: «زندی مرا مأمور کرد که اطلاعات اماکن مختلف مجاهدین را جمعآوری کرده و از انها عکس و فیلم تهیه کنم. من بیش از ۳۰۰ عکس و چندین قطعه فیلم از مراکز مجاهدین تهیه کردم. زندی تأکید میکرد باید مکان خانم رجوی و مسئولین مجاهدین را دربیاوری و اینکه چند تا محافظ دارند. دو مزدور دیگر منوچهر عبدی و سعدالله سیفی در این مأموریت با من همراه بودند. در اسفند ۱۳۹۵ مرا سرشبکه گروهی از مزدوران کردند. وظیفه این مزدوران مقالهنویسی علیه مجاهدین بود. موضوعات و محورهای مقالات را زندی و یا برادران خدابنده مشخص میکردند…مزدوران موظفند حداقل یک حساب کاربری در فیسبوک و اینستاگرام ایجاد کنند و هرماه ۱۲ مطلب علیه مجاهدین تولید و منتشر کنند و موضوعاتی را که سفارت یا وزارت مشخص میکند، بصورت زنجیرهای بازنشر کنند.»
در این نامه، مبلغ و شیوه پرداختهای وزارت اطلاعات به مزدوران و نحوه به کار گرفتن آنها در تلویزیونهای اینترنتی از قبیل «مردم تی وی» و به کار گرفتن خبرنگاران علیه مجاهدین (ازجمله خبرنگار اشپیگل در سال ۲۰۱۸) و همچنین خط کار مزدوران محلی از قبیل اولسی یازچی (در پوشش روزنامهنگار و درس خوانده در مالزی) و جرجی تاناسی (با سفرهای مستمر به ایران) برملا شده است و صحت اطلاعیههای مقاومت ایران در این خصوص را نشان میدهد.
نظر به اهمیت اطلاعات مندرج در این نامه بهویژه پس از افشای کارکردهای اطلاعات آخوندها در دادگاه آنتورپ، کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورا خواندن این نامه و دقت در مندرجات آن را به هموطنان توصیه میکند.
بستن سفارت رژیم آخوندی در آلبانی و دیگر کشورهای اروپایی و محاکمه و مجازات و اخراج مأموران و مزدوران وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نیروی تروریستی قدس، لازمه مقابله با تروریسم و جاسوسی و سوءاستفاده گشتاپوی ملایان از اماکن و امکانات دیپلماتیک است.
شورای ملی مقاومت ایران
کمسیون امنیت و ضد تروریسم
۲۹ بهمن ۱۳۹۹ (۱۷ فوریه ۲۰۲۱)
۱۴ فوریه ۲۰۲۱
عالیجناب آنتونیو گوترز، دبیر کل سازمان ملل متحد
اینجانب «هادی ثانی خانی» ۴۱ ساله، در سال ۲۰۰۳ از ایران به ترکیه و از آنجا به عراق رفته و به سازمان مجاهدین پیوستم و به کمپ اشرف در عراق و سپس کمپ لیبرتی رفتم. در سپتامبر ۲۰۱۶ سازمان مجاهدین ترتیبات انتقال مرا به آلبانی فراهم کرد. دو ماه بعد در نوامبر ۲۰۱۶ چون نمیتوانستم به مبارزه ادامه دهم، مجاهدین را ترک و نزد کمیساریا رفتم. دو هفته بعد به سفارت رژیم ایران در تیرانا رفته و ازآنپس به مدت چهار سال در دامی که وزارت اطلاعات و سفارت رژیم ایران در آلبانی برایم گسترده بودند افتاده و به همکاری با مأموران رسمی اطلاعات در سفارت مانند «فریدون زندی علیآبادی» و مزدوران شناختهشده اطلاعات مانند ابراهیم و مسعود خدابنده، غلامرضا شکری و احسان بیدی و در سالهای بعد حسن حیرانی کشیده شدم. آنها مرا در توطئههای شیطانسازی- جاسوسی- جمعآوری اطلاعات و شناسایی برای اقدامات تروریستی علیه سازمان مجاهدین به خدمت گرفتند.
از همان اوایل با مشاهده اعمال جنایتکارانه عوامل سفارت و وزارت اطلاعات و مزدوران آنها دچار عذاب وجدان شدم، اما در وضعیتی قرارگرفته بودم که خروج از آن برایم بسیار مشکل بود و میترسیدم با تهدیدی که از قبل کرده بودند، بهسادگی سرم را زیر آب بکنند. اما قیام آبان ماه ۹۸ و کشتار ۱۵۰۰ تن از جوانان قیام آفرین ضربه آخری بود که مرا بر آن داشت تا هر قیمتی که داشته باشد از این باند مافیایی و جنایتکار جدا شوم و تمامی ارتباطاتم را با این شبکه جهنمی قطع کنم و با پوزش از سازمان مجاهدین و پناهندگان ایرانی در آلبانی، با افشای آنچه در این سالها دیدهام بخشی از اعمال گذشته خودم را جبران کنم.
ذیلاً بخشی از اقدامات شیطانسازی و جاسوسی و جمعآوری اطلاعات علیه سازمان مجاهدین که خودم در آنها مشارکت داشته و یا از نزدیک شاهد آنها بودم را بهاختصار به اطلاع شما میرسانم و خواهشمندم دستور فرمایید کمیساریای عالی حقوق بشر اقدامات مقتضی را برای دفاع از حرمت و حقوق پناهندگان واقعی که عوامل رژیم ایران هرگز سزاوار آن نیستند، انجام دهند. من مسئولیت کامل آنچه را در زیر آمده میپذیرم و آمادهام تا در هر دادگاه یا مرجع بیطرفی آنها را با جزئیات و اسناد و شواهد کافی اثبات کنم:
۱ – من در ۱۹ آبان ۱۳۹۵ (۹ نوامبر ۲۰۱۶) مجاهدین را ترک کرده و خودم را به کمیساریای عالی پناهندگان در تیرانا معرفی کردم تا بدنبال زندگی شخصیام بروم. از همان ماه نوامبر از سازمان مجاهدین درخواست کمک مالی کردم که آنها پذیرفتند و کمک کردند. اما در ۱۰ آوریل ۲۰۱۷ وقتی از ارتباط من با سفارت رژیم مطلع شدند، کمک مالی را قطع کردند.
۲ – چهار روز بعد از ترک مجاهدین، ابراهیم خدابنده مسئول انجمن نجات، وابسته به وزارت اطلاعات از تهران با من تماس گرفت و خارج شدن من از مجاهدین را تبریک گفت و بلافاصله برادرش مسعود خدابنده (مأمور وزارت اطلاعات، مقیم انگلستان) با من ارتباط برقرار کرد. این هر دو نفر از من خواستند که به سفارت رژیم در تیرانا مراجعه کنم. حدود دو هفته بعد به سفارت رفتم و اعلام کردم میخواهم به ایران برگردم. سفارت بازگشت من به ایران را مشروط به همکاری با مأموران و مزدوران اطلاعات کرد. پس از اولین مراجعه من به سفارت، مجدداً ابراهیم خدابنده از تهران روی مسنجر فیسبوک من نوشت: «…در جریان قرار گرفتم که به سفارت ایران رفتهای، شما میتوانید کمک زیادی بکنید. با مقالهنویسی شروع بکنید. مطالب را برای من هم بفرستید تا در سایت نجات منتشر کنیم». من در پاسخ بهشرط سفارت، مدتی با اسامی مستعار «زینال شهیدی» و «سعید زمانی» علیه مجاهدین مقاله مینوشتم که از طریق برادران خدابنده در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر میشد. سفارت به من هرماه ۵۰۰ یورو میداد تا کارهایی که مشخص میکرد انجام بدهم.
۳ – اولین نفری که در سفارت با او صحبت کردم خودش را حاجی معرفی میکرد که بعدها فهمیدم او فریدون زندی علیآبادی، رئیس ایستگاه اطلاعاتی رژیم بود که عنوان دبیر اول داشت. من از مزدوران شنیدم که فریدون زندی از اوایل ۱۳۹۳ (۲۰۱۴ میلادی) شبکه مزدوران را علیه مجاهدین تشکیل داده بود. او با تلفن ۰۰۳۵۵۶۹۸۶۲۴۵۱ تماس میگرفت و معمولاً از واتساب استفاده میکرد. البته وایبر هم داشت. او برای ساختن این شبکه با رئیس ایستگاه وزارت اطلاعات در عراق با نام مستعار «سجاد»، در ارتباط بود و اطلاعات بریده مزدوران در آلبانی را با او مبادله میکرد. سجاد خود بعضاً مستقیماً نیز با بریده مزدوران در آلبانی تماس میگرفت. وی زمانی که در عراق بود با شماره ۰۰۹۶۴۷۷۰۸۹۰۷۹۹۸ و زمانی که به ایران میرفت با شماره ۰۰۹۸۹۳۵۷۱۳۴۴۰۱ با مزدوران در آلبانی در تماس بود. در آذر ۱۳۹۶ (دسامبر ۲۰۱۷) مصطفی رودکی بهجای فریدون زندی به آلبانی آمد که چند ماه بعد از توطئه تروریستی علیه مجاهدین در مارس ۲۰۱۸، در دسامبر ۲۰۱۸ به همراه سفیر رژیم از آلبانی اخراج شد.
۴ – در اوایل ۱۳۹۶ (بهار ۲۰۱۷)، زندی مرا مأمور کرد که اطلاعات اماکن مختلف مجاهدین را جمعآوری کرده و از انها عکس و فیلم تهیه کنم. من بیش از ۳۰۰ عکس و چندین قطعه فیلم از مراکز مجاهدین تهیه کردم. زندی تأکید میکرد باید مکان خانم رجوی و مسئولین مجاهدین را دربیاوری و اینکه چند تا محافظ دارند. دو مزدور دیگر منوچهر عبدی و سعدالله سیفی در این مأموریت با من همراه بودند.
۵ – در اسفند ۱۳۹۵ مرا سرشبکه گروهی از مزدوران کردند. وظیفه این مزدوران مقالهنویسی علیه مجاهدین بود. موضوعات و محورهای مقالات را زندی و یا برادران خدابنده مشخص میکردند. مطالبی که مزدوران مینوشتند، را به سایتهای وزارت اطلاعات مانند انجمن نجات- سایت فراق- سایت راه نو، ایران اینترلینک (متعلق به مسعود خدابنده)- کانون آوا (متعلق به علیاکبر راستگو در آلمان)، سایت «فرقهها» در پاریس و مزدورانی مثل محمد کرمی و سایرین منتقل میکردم.
۶ – یکی از مأموریتهایی که زندی به ما داد این بود که نفراتی را که در سازمان سابقه بیشتری دارند جذب و اطلاعات بیشتری از مجاهدین کسب کنیم؛ در همین رابطه سفارت بریدهای بنام «هادی ناصری مقدم» را بکار گرفت تا با یکی از بریدههایی که سابقه بیشتری در مجاهدین داشت ارتباط برقرار کرده و ترتیب ملاقات او با زندی را بدهد. هادی ناصری با نام مستعار «اکبر حسنی» علیه مجاهدین مطلب مینوشت. او پس از چند سال مزدوری و اثبات سرسپردگی؛ شنیدم که در ۲۴ آبان ۱۳۹۹ (۱۴ اکتبر ۲۰۲۰) از بوسنی به ایران رفت و در آذر ۱۳۹۹ سایتهای وزارت اطلاعات مصاحبه و عکسهای او در ایران را منتشر کردند.
۷ – مزدوران رژیم در آلبانی به دو دسته تقسیم میشوند، افرادی که بصورت علنی با سفارت ارتباط دارند و بایستی سرسپردگی خود به وزارت اطلاعات را ثابت کنند تا با رفتن آنها به ایران موافقت شود. برخی از این نفرات عبارتند از عظیم میش مست، منوچهر عبدی، سعد الله سیفی، غلامعلی میرزایی، موسی دامرودی، پرویز حیدرزاده، رحمان محمدیان و علی هاجری. این نفرات هرماه ۵۰۰ یورو مواجب از سفارت میگرفتند. طبق دستورات سفارت این مزدوران موظفند حداقل یک حساب کاربری در فیسبوک و اینستا گرام ایجاد کنند و هرماه ۱۲ مطلب علیه مجاهدین تولید و منتشر کنند و موضوعاتی را که سفارت یا وزارت اطلاعات مشخص میکند، بصورت زنجیرهای بازنشر کنند.
دسته دومنفراتی که غیرعلنی برای سفارت و ایستگاه اطلاعات به جاسوسی و جمعآوری اطلاعات و شناسایی مراکز مجاهدین کار میکنند. این مزدوران ماهانه ۳۰۰ یورو میگیرند و اگر کارهای بیشتری انجام دهند به آنها پول بیشتری میدهند. افرادی مثل رئوف فرامرزی، محمد تورنگ، باقر محمدی، رضا مزگی، خلیل انصاریان، منصور براهویی و… در این شماربودند.
برخی از مزدوران مانند محمد تورنگ و رئوف فرامرزی و هادی ناصری تظاهر به ضدیت با رژیم میکردند. و پس از مدتی بدون اطلاع به نزدیکترین دوستان خود به ایران رفتند. باقر محمدی و رضا مزگی و خلیل انصاریان و منصور براهویی در حالیکه هنوز از مجاهدین کمکهزینه میگرفتند مخفیانه برای سفارت کار میکردند. اما وقتی مجاهدین از روابط مخفی آنها با سفارت مطلع شدند، کمک خود را به آنها قطع کردند.
۸ – برای یک دوران مواجب بخشی از مزدوران را در سفارت و یا در مغازههایی که شرایط امنیتی آن از قبل چک میشد، به من پرداخت میکردند و من آنها را بین نفرات توزیع میکردم. این مبلغ هرماه حداقل ۱۵ هزار یورو بود. در آوریل ۲۰۱۷ زندی به من اطلاع داد که برای گرفتن پول ماهانه افراد شبکه سر قرار او در «مجموعه تجارتی تگ» بروم و خواست از قبل محلی را در این مجموعه انتخاب کنم که دوربین نداشته و از نظر امنیتی مناسب باشد. با محمل خوردن قهوه در کافهای که در جلوی فروشگاه ZARA قرار داشت رفتیم و او مبلغ ۱۵۰۰۰ یورو را در پاکتی به من تحویل داد. او همچنین یک پاکت حاوی ۸۰ سی دی را هم با خودش آورده بود که به من تحویل دهد. با هم داخل فروشگاه ZARA شده و هر یک پیراهنی انتخاب کرده و به اتاق پرو رفتیم و آنجا زندی سیدیها را در کیف من گذاشت. این سیدیها شامل تبلیغات وزارت اطلاعات برعلیه رهبری مجاهدین بود. تا مدتها کار من ارسال پستی این سیدیها بود. با توجه به اینکه ارسال یکباره آنها شکبرانگیز بود، هر بار ۱۰ عدد سیدی را برای پارلمانترها، خبرنگاران و… پست میکردم. در جریان این کار متوجه شدم که علیاکبر راستگو (مزدور وزارت اطلاعات در آلمان) و سایر مزدوران نیز دستاندرکار توزیع همین سیدی یا سیدیهای مشابه علیه مجاهدین در کشورهای مختلف هستند. من باید هرروز به راستگو گزارش میدادم که چه تعداد سیدی به چه کسانی ارسال کردهام. در این ماجرا روشن شد که مسعود خدابنده در انگلستان، علی راستگو در آلمان و ابراهیم خدابنده در ایران مستقیماً با سفارت رژیم در آلبانی ارتباط دارند و کارهایشان علیه مجاهدین در آلبانی را هماهنگ میکنند.
۹ – اسامی و مأموریتهای و شماره تلفن برخی از مزدوران در ارتباط با وزارت اطلاعات از طریق سفارت رژیم ایران در آلبانی بهقرار زیر است:
- غلامرضا شکری– حدوداً از ۱۳۹۵ با سفارت در آلبانی مرتبط است. او با تلفن ۰۰۳۵۵۶۹۹۳۴۷۵۷۵ با داخل و سفارت رژیم ارتباط میگرفت. او همچنین از طریق خواهرش بنام «ماریا» به وزارت اطلاعات در داخل وصل است. ماریا ماهانه حدود دو میلیون تومان از وزارت اطلاعات دریافت میکرد. غلامرضا شکری به دلیل کارهای خلاف قانون در شهریورماه ۱۳۹۹ (سپتامبر ۲۰۲۰) در آلبانی دستگیر و زندانی شد.
- عبدالرحمان محمدیان– از سال ۱۳۹۶ از طریق سفارت با وزارت اطلاعات همکاری میکند و شماره تلفن او ۰۰۳۵۵۶۹۷۸۳۹۵۸۰ بود.
- علی هاجری– از ۱۳۹۷ با وزارت اطلاعات ارتباط دارد. خواهر او بنام «شهین هاجری» و برادرش بنام «محمود هاجری» از مأموران وزارت اطلاعات در ایران هستند. شماره تلفن او ۰۰۳۵۵۶۹۸۷۷۷۹۷۸ بود.
- مالک بیت مشعل- از اواسط ۱۳۹۶ در ارتباط با سفارت و وزارت اطلاعات و به نوشتن مقاله و انتشار اکاذیب علیه مجاهدین مشغول شد. شماره تلفن او ۰۰۳۵۵۶۹۳۳۳۰۱۴۳ بود.
- حسن شهباز– از ۱۳۹۷ در سفارت به خدمت وزارت اطلاعات در آمد و مأموریت او نوشتن مقاله و شیطانسازی در فیسبوک و سایتها است. شماره تلفن او ۰۰۳۵۵۶۹۹۷۴۴۵۷۶ بود.
- پرویز حیدرزاده- از اواسط ۱۳۹۶ در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت. مأموریت او، مصاحبه و نوشتن مقالات علیه مجاهدین و ارتباط با انجمن نجات در وزارت اطلاعات است. شماره تلفن او ۰۰۳۵۵۶۹۷۷۹۲۷۲۸ است.
- رضا اسلامی- از ۱۳۹۶ در ارتباط قرار گرفت و شماره تلفن او ۰۰۳۵۵۶۹۲۱۰۲۸۹۶ است.
- موسی دامرودی– از ۱۳۹۷ به خدمت مشغول شد. او در ارتباط فعال با مردم تی وی و یک مأمور اطلاعات به نام پارسا سربی است. شماره تلفن دامرودی ۰۰۳۵۵۶۹۵۶۲۲۴۹۹ بود.
- احسان بیدی از اولین مزدوران اطلاعات در آلبانی است. او در سال ۱۳۹۱ خود را در لیبرتی به نیروهای عراقی تسلیم کرد و به هتل مهاجر بغداد که زیر کنترل سجاد رئیس ایستگاه وزارت اطلاعات رژیم در عراق بود، منتقل شد. وی در مهر ۹۲ با یک پاسپورت ایرانی به آلبانی منتقل شد. او در ارتباط با زندی قرار گرفت و هرماه هزار یورو از سفارت دریافت میکرد. شماره تلفن احسان بیدی ۰۰۳۵۵۶۹۲۵۹۲۴۳۹ بود.
۱۰ – من در بهمن ۱۳۹۷ چون دیگر از همکاری با رژیم به ستوه آمده بودم تصمیم به خروج از آلبانی گرفتم. اما در کرواسی دستگیر و مجبور به بازگشت به آلبانی شدم. سفارت رژیم ایران مرا توبیخ کرد و خودم و خانوادهام را تهدید جانی کردند. آنها از من خواستند با اسم واقعی خودم علیه مجاهدین مصاحبه کنم که بصورت گسترده در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر شد. از آن تاریخ سفارت مرا از سرشبکه بودن کنار گذاشت و این نقش را به حسن حیرانی واگذار کرد.
۱۱ – حسن حیرانی در فروردین ۱۳۹۷ به دلیل شک اطلاعاتی- امنیتی از سازمان مجاهدین اخراج و در فاصله بسیار کوتاهی در شبکه جاسوسی رژیم در آلبانی جا گرفت. بعد از اخراج سفیر و رئیس ایستگاه اطلاعاتی رژیم در آلبانی در آذر ۱۳۹۷، حسن حیرانی در ارتباط مستقیم با وزارت اطلاعات در تهران قرار داشت. او از شماره تلفنهای متعددی برای ارتباط با مزدوران و وزارت اطلاعات و سفارت استفاده میکند. یکی از این تلفنها شماره ۶۹۹۵۱۶۴۳۵ ۰۰۳۵۵ بود. حیرانی ۱۵۰۰ یورو حقوق ثابت ماهانه از وزارت اطلاعات میگیرد. علاوه بر این او برای هزینههای کافهای هم که به دستور وزارت اطلاعات بهمثابه پاتوق مزدوران راه انداخته، هرماه ۱۵۰۰ یورو از وزارت اطلاعات دریافت میکند. و اگر هزینه دیگری هم داشته باشد به وزارت اطلاعات صورتحساب میدهد و پول دریافت میکند.
۱۲ – در دسامبر ۲۰۱۸ بعد از اخراج مصطفی رودکی رئیس ایستگاه اطلاعات رژیم ایران از آلبانی، حسن حیرانی موظف شد یک مکان با پوش بزینس تهیه کند تا سرپل و مرکز ارتباطات مزدوران باشد. در مهر ۹۸ (اکتبر ۲۰۱۹) حیرانی به کمک سفارت یک «کافه» بنام «فرانک» در منطقه فرزکو تیرانا دایر کرد. تمامی هزینههای راهاندازی و اداره این کافه ازجمله اجاره ماهانه محل که ۵۰۰ یورو است توسط وزارت اطلاعات پرداخت میشود. بعد از اخراج دومین سری دیپلماتهای رژیم از آلبانی در دی ۱۳۹۸، مواجب مزدوران مستقیماً از ایران میآمد. هرماه وزارت اطلاعات از داخل ۲۰ الی ۲۵ هزار یورو از طریق «وسترن یونیون» برای حسن حیرانی ارسال میکرد تا به مزدوران پرداخت کند. برخی از پولها از طریق کشورهای ترکیه- عراق -کویت ارسال میشد.
۱۳ – در ۲۰۱۷ زندی از طریق چت به من گفت میخواهیم یک سایت قوی درست کنیم که به زبان آلبانیایی هم مطالب را منتشر کند. او از من خواست که هزینه تأسیس و اداره آنرا برآورد کنم. من با کمک یکی از بریدهها این برآورد را انجام دادم اما زندی آنرا منتفی کرد و بجای آن سایت «نجاتیافتگان در آلبانی» راه انداختند. این سایت توسط علیاکبر راستگو، مأمور وزارت در آلمان اداره میشود و در کارلسروهه در آلمان به ثبت رسیده است (اسناد آن موجود است). علاوه بر راستگو مزدورانی مانند محمد کرمی و محمدحسین سبحانی برای این سایت کار میکنند.
۱۴ – سایت «نجاتیافتگان در آلبانی» و سایتهای دیگری که علیه مجاهدین کار میکنند، تحت نظارت مستقیم وزارت اطلاعات، توسط مزدورانی مانند محمد کرمی، محمدحسین سبحانی، علیاکبر راستگو، مسعود خدابنده و… اداره میشوند. آنها موضوع و محورهای مقالات را مشخص میکنند و مزدوران در آلبانی مینویسند. ادارهکنندگان سایتها نسبت به سایر مزدوران حقوق بسیار بیشتری از اطلاعات دریافت میکنند.
۱۵ – زندی به من گفت پارسا سربی گرداننده تلویزیون اینترنتی «مردم تی وی» نفر ما و مجری کارهایی است که از طریق راستگو و محمد کرمی برای او مشخص میکنیم. وزارت اطلاعات مواجب سربی را از طریق راستگو میپردازد. سفارت رژیم در تیرانا ترتیب مصاحبه بریده مزدوران با این تلویزیون را میداد. کرمی و راستگو اسامی مزدورانی را که سفارت مشخص میکرد از یک هفته قبل همراه با سؤالات به سربی میدادند. سؤالات و پاسخها را هم به بریده مزدور موردنظر میدادند تا برای روز مصاحبه حفظ کند یا از رو بخواند. سربی از قبل آگهی میکرد. در این مصاحبهها، همهچیز حتی کلمات نیز توسط مأموران وزارت اطلاعات مشخص میشد و مزدوران همه آن حرفها را علیه مجاهدین میگفتند.
۱۶ – یکی از شرایط وزارت اطلاعات برای تائید برگشت بریده مزدور به ایران مصاحبه با سربی بود. سفارت رژیم توجیه و آماده کردن مزدور منوچهر عبدی را به من واگذار کرد و نتیجه کار برای وزارت خوشآیند بود و پسازآن با رفتن عبدی به ایران موافقت کردند. پسازاین مصاحبه، زندی مسئولیت انتخاب بریدهها برای مصاحبه با سربی را به عبدی واگذار کرد و او تا زمان رفتن به ایران، در ارتباط با محمد کرمی و علیاکبر راستگو این کار را انجام میداد. با توجه به اینکه تعداد نفراتی که بطور آشکار حاضر به مزدوری بودند زیاد نبود، لذا مجبور بودیم هر نفر را چندین بار برای مصاحبه بفرستیم. متأسفانه خود من در فوریه ۲۰۱۹ با این تلویزیون مصاحبه کردم. بعد از مصاحبه از وزارت با من تماس گرفته و از مصاحبه ابراز رضایت کردند. ارزیابی سفارت رژیم در آلبانی این بود که یک مصاحبه با سربی بهاندازه چند مقاله در ماه است و این را نیز در پرداخت پول به مزدوران محاسبه میکردند. مأموران اطلاعاتی مستقر در سفارت برای تشویق بریدهها به مصاحبه، پرداختی ماهانه به آنها را افزایش میدادند و حتی به من میگفتند کسی که در ماه یک یا دو بار با سربی مصاحبه میکند ارزشش بیشتر از کسی است که ۱۲ مقاله در سایت مینویسد.
۱۷ – در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۰ حیرانی با سربی مصاحبه داشت. موضوع مصاحبه در رابطه با نامهنگاری خانوادههای مجاهدین به دولت آلبانی برای ملاقات با نفرات اشرف در آلبانی بود. صبح همان روز مأمور اطلاعات از تهران به حیرانی که در کافه بود زنگ زد و او را توجیه کرد. حسن حیرانی نکات توجیهی را یادداشت میکرد تا همانها را در مصاحبه با سربی بگوید.
۱۸ – موضوعاتی که سفارت و وزارت بصورت سؤال و جواب برای مصاحبه با سربی یا بصورت محور برای نوشتن مقاله در سایتهای وزارت اطلاعات میفرستاد، شامل موارد زیر بود: شکنجه ناراضیان، نبودن آزادی در مناسبات مجاهدین، شستشوی مغزی، اعتراف به موضوعات و لحظات جنسی، قطع روابط با دنیای بیرون، طلاقهای اجباری، قتلهای مشکوک در درون مجاهدین، کشتن اکراد و شیعیان در عراق، گرفتن پول از آمریکا و اسرائیل و عربستان و اینکه اطلاعات اتمی خود را هم از اسراییل گرفته اندو هیچ پایگاه و پشتیبانی مردمی در ایران ندارند.
۱۹ – من که حدود ۱۴ سال در مناسبات مجاهدین بودم میدانستم که یک کلمه از این حرفها واقعیت نداشت و این دروغگویی مستمر یکی از موضوعات عذاب وجدان من بود. بخصوص که سرشبکه بودم و ارتباطات مزدوران را برقرار میکردم و احساس میکردم که گناه بزرگی مرتکب میشوم. من بهعنوان یک شاهد زنده میتوانم در هر دادگاهی شهادت بدهم که این مصاحبهها و مقالهها تماماً طرح و برنامه وزارت اطلاعات میباشد. من شاهد بودم که همه این دروغها توسط وزارت به بریده مزدورها دیکته میشد و آنها در سایتها و تلویزیونهای دستساز اطلاعات تکرار میکردند.
۲۰ – مسعود خدابنده و زنش ان سینگلتون خدابنده نقش اصلی در توجیه و اعزام خبرنگار به آلبانی و مصاحبه مزدوران با این خبرنگاران را داشتند. او برای این کار مزدوران محلی مانند اولسی یازچی را بکار میگرفت. خدابنده مرا به اولسی یازچی وصل کرد.
۲۱ – در نوامبر ۲۰۱۷ زندی به من پیام داد که «اَن سینگلتون» به تیرانا آمده است و تو باید بریدهها را پیش او ببری تا از شکنجهها و نبودن آزادی در مناسبات مجاهدین و طلاق اجباری مفصل توضیح بدهند. من چند نفر ازجمله منوچهر عبدی، سعدالله سیفی، هادی ناصری مقدم، غلامرضا شکری و برخی دیگر را در رستوران فروشگاه تاپفونی به ملاقات سینگلتون بردم. او با برخی از آنها که روابطشان با سفارت علنی بود عکس گرفت و در سایتهای وزارت منتشر شد. سینگلتون آنها را تشویق به افشاگری بیشتر میکرد. وی بعداً جداگانه با احسان بیدی نیز ملاقات کرد و عکس گرفت. سینگلتون ۴ روز در هتل اینترنشنال ساکن بود و زن اولسی یازچی اورا همراهی میکرد.
۲۲ – در تیرماه ۹۷ (ژوئیه ۲۰۱۸) وزارت اطلاعات مزدور مصطفی محمدی را به مدت سه ماه به همراه همسرش به آلبانی فرستاد تا برعلیه مجاهدین اقدام کند. از طرف سفارت حیرانی موظف شد به او کمک کند. سفارت برای او وکیل هم گرفت. این مزدور که رابطه نزدیکی با وزارت اطلاعات در ایران و در کانادا دارد در مدتی که در آلبانی بود، با مسعود خدابنده ارتباط فعال داشت. سفارت همه هزینههای اقامت چندماهه او و دستمزد وکیل را که بگفته حیرانی حداقل ۳۰۰۰۰ یورو میشد، تماماً بصورت نقد میپرداخت.
۲۳ – در سپتامبر ۲۰۱۸ از سفارت به ما گفتند که خبرنگار اشپیگل به آلبانی خواهد آمد و برای مصاحبه نزد او بروید. خبرنگار مذکور یک خانم ۳۰ ساله بنام لویزا هومریش بود که بعداً فهمیدم در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ در دانشگاه تهران در زمینه معارف اسلامی درس خوانده و با بسیجیان رژیم نیز مراوداتی داشته است. با تعدادی از بریدههای مرتبط با سفارت در محیط رمسا واقع در میدان زاگوزی در کافهیی جمع شدیم و با خبرنگار اشپیگل ملاقات کردیم و هرکدام بر اساس توجیهات قبلی دروغهایی علیه سازمان گفتیم. ارتباط من با این خبرنگار تا سه ماه بعد نیز ادامه داشت و هرازگاهی سؤالاتی درباره سازمان مجاهدین میکرد و من هم از سفارت سؤال میکردم و به او پاسخ میدادم.
گزارش اشپیگل در تاریخ ۲۷ بهمن ۹۷ (۱۶ فوریه ۲۰۱۹ ) تحت عنوان «زندانیان شورش» منتشر شد، جالب اینکه قسمتی از این گزارش دو ماه و نیم قبل از آن در پنجم آذر ۹۷ بضورت مصاحبه با غلامرضا شکری در سایت «انجمن نجات استان کرمانشاه» با عنوان «سرگذشت غمانگیز یک بریده» منتشرشده بود.
۲۴ – در ۳ سپتامبر ۲۰۲۰ بمناسبت سالگرد جنگ رژیم با عراق، مسعود خدابنده خبر داد که با تلویزیون بیبیسی هماهنگ کرده تا در این رابطه با غلامعلی میرزایی (که اسیر جنگی بود) مصاحبه کند. میرزایی از اوایل ۱۳۹۷ در ارتباط با سفارت و وزارت اطلاعات بوده و علیه مجاهدین مقاله مینوشت و با خبرنگاران مصاحبه میکرد و مترجم بقیه هم بود. من که با وی در یک خانه زندگی میکردم شاهد بودم که روز ۴ سپتامبر قبل از انجام مصاحبه، مسعود خدابنده او را پیرامون موضوعاتی که باید بگوید، توجیه کرد و تأکید کرد که روی موضوعاتی حرف بزند از قبیل اینکه در اردوگاه اسرا در عراق مرا گول زدند و بدون اطلاع صلیب سرخ به اشرف بردند و ۳۰ سال اجازه ندادند خانوادهام را ببینم. او در این مصاحبه که لازمه موافقت وزارت برای رفتنش به ایران بود، هرچه میتوانست دروغگویی و یاوهبافی کرد تا رفتنش به ایران تسریع بشود. شماره تلفن غلامعلی میرزایی که با وزارت و بریدهها ارتباط میگرفت ۰۰۳۵۵۶۹۹۵۱۶۴۹۹ بود. پنج ماه پسازاین مصاحبه، سایتهای وزارت اطلاعات اعلام کردند که میرزایی به ایران برگشته است.
۲۵ – مزدوران محلی – در مدتی که من با سفارت و وزارت کار میکردم، با شماری از مزدوران محلی رژیم آشنا شدم. یکی از این مزدوران اولسی یازچیOlsi Jazexhi بود وی ۴۲ ساله است. او در کوالالامپور (مالزی) رشته ارتباطات جمعی درس خوانده است و تحت پوشش روزنامهنگار و مقالهنویس از قدیم برای رژیم ایران کار میکند. زمانی که من سرشبکه مزدوران بودم یازچی بیشترین ارتباط را با من داشت. او سایتی بنام ایمپکت داشت که اولین بار در مهرماه ۱۳۹۶ (سپتامبر ۲۰۱۷) با عبدی و بیدی مصاحبه کرد.
در بهمن ۱۳۹۶ مسعود خدابنده به من گفت نفرات مناسب را برای مصاحبه با تلویزیون تاپچنل آماده کن. بعداً فهمیدم همه هماهنگیها را اولسی یازچی از طریق یک خانم خبرنگار انجام داده است. خدابنده همه خبرنگاران خارجی را که به آلبانی میفرستاد به یازچی وصل میکرد و از طریق او خطوط وزارت اطلاعات را پیش میبرد.
پس از اخراج سفیر رژیم از آلبانی، ارتباطات خدابنده با یازچی زیادتر شد و او مرتب به کافه فرانک متعلق به حسن حیرانی تردد داشت و همانجا با مزدوران مصاحبه میکرد. زن یازچی نیز بعنوان وکیل مزدوران فعالیت میکرد.
جرجی تاناسی Gjergji Thanasi مزدور دیگر آلبانیایی رژیم است. تاناسی علاوه بر ارتباطات مستمر با سفارت و مزدور خدابنده، مرتباً به ایران سفر میکند و خط و خطوط کار علیه مجاهدین را مستقیماً میگیرد. تصاویر او در مقرات پاسداران و کنار نفربرهای زرهی سپاه پاسداران در تهران وجود دارد. تاناسی را چند بار در «کافه» حیرانی دیدم و با او صحبت کردم. او بغایت پولپرست است و بخاطر پول حاضر بود هر کاری انجام بدهد و اهداف رژیم آخوندی را پیش ببرد. اکثر مواقع به «کافه» میآمد و با بریدهها صحبت میکرد.
حسن حیرانی در گفتگوی خصوصی به من گفت جرجی تاناسی و اولسی یازچی هرماه بیش از ۱۰۰۰ یورو از رژیم پول میگیرند و بارها من خودم این پول را در پاکت گذاشته و در خانهشان به آنها تحویل دادهام. مطالب او کلیشهای از مطالب مسعود خدابنده و وزارت اطلاعات بود که در فیسبوک و فضای مجازی میگذاشت. ضمن اینکه آنها همه کارهای غیرقانونی حسن حیرانی و احسان بیدی و غلامرضا شکری را رفعورجوع میکردند.
من برای هرگونه توضیحات ضروری و افزوده در دسترس شما هستم.
با تقدیم احترام
هادی ثانی خانی
رونوشت:
-کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد
-کمیسر عالی پناهندگان ملل متحد
-دبیر کل سازمان عفو بینالملل
-فدراسیون بینالمللی جوامع حقوق بشر
-گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا
-وزیر کشور و مدیرکل پلیس آلبانی
-شورای ملی مقاومت ایران کمیسیون امنیت و ضد تروریسم

افشای جزییات بسیج شیطانسازی و توطئههای جاسوسی و تروریستی وزارت اطلاعات
فیگارو: بازداشت یک شهروند فرانسوی-ایرانی و یک آلمانی در ایران
- سیاست
- 1399/12/01

روزنامه فرانسوی فیگارو روز جمعه اول اسفند گزارش داد که رژیم ایران شخصی را با تابعیت دوگانه ایرانی و فرانسوی و یک نفر تبعهٔ آلمان را بیش از دو هفته پیش در ایران دستگیر کرده است. این دو نفر قبل از ۴فوریه بهعنوان اهرم فشار پیش از حکم محکومیت دیپلمات ایرانی اسدالله اسدی در بلژیک دستگیر شدهاند. وی برای توطئه بمبگذاری در پاریس ۲۰سال حبس گرفت.
فیگارو نوشته که شهروند فرانسوی-ایرانی هنگامی بازداشت شد که در بیابانی مشغول به پرواز در آوردن یک پهپاد کوچک بود.
زینت میرهاشمی: اهمیت راهبردی قطعنامه نمایندگان آمریکا و حکم تاریخی محکومیت اسدالله اسدی


محکومیت دیپلمات تروریست رژیم در بلژیک، بازداشت کارمند کنسولگری رژیم در ترکیه به علت نقش او در ترور یک مخالف ایرانی، شکست پیام رسان خامنه ای، پاسدار قالیباف در روسیه، موضع گیریهای پایوران دولت بایدن و کنشهای تروئیکای اروپایی بعد از گزارش آژانس جهانی انرژی اتمی نشان دهنده بی ثمر بودن کاربرد سیاست باجگیری و تهدید از جانب جمهوری اسلامی در ماههای گذشته است.
عبور رژیم ولایت فقیه از تعهدات برجامی و تهدید پلکانی حتا تا رسیدن به مرز ساخت «جنگ افزارهای هسته ای» (از منظر طرفهای اروپایی) دقیقا سیاستهای تهدیدآمیز رژیم برای پایین آوردن هزینه مذاکره احتمالی و برگرداندن شرایط به دوره پیشا برجام است.
به این معنا که رژیم خطر را برای طرفهای مقابل آنچنان آشکار و جدی می کند که طرفهای مقابل به موضوع پسا برجام و به روز کردن آن نپردازند. یعنی دوره ای از کشاکش برای خرید زمان به سود ساخت سلاح اتمی و تحمیل آن به طرفهای مقابل. البته تا لحظه کنونی، مجموعه رویدادهایی که بر شمردیم، نشان دهنده ناکامی رژیم است.
به نظر می رسد که ارزیابیهای رژیم از خروجی رویدادهایی که منجر به ایزوله تر شدنش شد، غلط بود. به عنوان مثال در زمینه دیپلمات تروریست خود، تلاش بسیار برای دور زدن دادگاه و معامله با کارت زندانیان دو تابعیتی گروگان گرفته شده کرد و سرانجام ناکام ماند.
بر این منظر نتیجه رویدادهای اخیر خوشبختانه به سود جنبش دادخواهی و مردم ایران رقم خورده است. به ویژه حکم تاریخی محکومیت دیپلمات تروریست، اسدالله اسدی و سه مامور نفوذی رژیم به حبسهای طولانی را می توان آغازی برای خنثی کردن و قطع تروریسم دولتی رژیم ملایان برشمرد.
البته دستاورد فوق محصول کارزاری عظیم از فعالیتهای نیروهای مقاومت و فعالان جنبش دادخواهی و به طور برجسته فعالیت سازمان مجاهدین خلق ایران است.
دستاورد رویدادهای اخیر دقیقا به نفع مردم و همه آزادیخواهان و جنبش ضد دیکتاتوری در ایران و جهان است. این دستاورد، راهبردی است برای فشار آوردن بیشتر به رژیم برای رعایت حقوق بشر، آزادی زندانیان سیاسی، قطع فعالیت جاسوسان رژیم در خارج از مرزها و جلوگیری از ترور مخالفان ایرانی در خارج از کشور و...
در ادامه حکم تاریخی دادگاه بلژیک، قطعنامه ۱۱۲ نفر از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا از حزب دموکرات و جمهوری خواه در تاریخ ۲۴ بهمن بسیار مهم است. در قطعنامه حمایت از مردم ایران با تکیه بر محکومیت اسدی در بلژیک، بیانیه های عفو بین الملل پیرامون نقض فاحش حقوق بشر، اعدام پهلوان نوید افکاری، کشتار و سرکوب روزنامه نگاران، خشونت حکومتی در سرکوب مردم، از مقاومت مردم ایران در برابر دیکتاتوری ولایت فقیه و برنامه ۱۰ ماده ای خانم رجوی حمایت شده است. نمایندگان مجلس از دو حزب خواستار به رسمیت شناخته شدن حق مردم ایران برای رسیدن به یک جمهوری سکولار، دموکراتیک و غیر اتمی شده اند.
در رویدادی دیگر، هشدار سه کشور فرانسه، بریتانیا و آلمان به رژیم در رابطه با زیرپا گذاشتن جدی تعهدات برجامی است. نکته مهم در بیانیه سه کشور اروپایی موضوعی است که سالها نیروهای اپوزیسیون و مقاومت ایران بر آن تاکید کرده اند. در بیانیه هشدار آمیز سه کشور به درستی تاکید شده؛ تولید اورانیوم فلزی «قدمی جدی در مسیر ساخت جنگ افزار هسته ای» و «فاقد هر گونه توجیه غیر نظامی معتبر» است.
با تاکید بر این امر که این مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنهاست که سرنوشت رژیم ولایت فقیه را رقم می زند باید از همه دستاوردهای حقوق بشری دفاع کرد و از آنها برای پیشبرد جنبش آزادیخواهی مردم ایران سود جست.
برگرفته از ایران نبرد

