آب در خوابگه مورچگان
محکومیت دیپلمات تروریست رژیم و سه مزدور همدستش در دادگاه آنتورپ، چنان رعشه ای به سراپای نظام سفاک آخوندی و مزدورانش افکند که عده ای چون سگ سوزن خورده زوزه می کشند. برخی هم چون مار زخم خورده به خود می پیچند و گروهی نیز به خاطر آینده تیره و تاری که در انتظارشان است بر سر و روی خود می کوبند.
ماجرا از این قرار است: یک دیپلمات تروریست در حال خدمت، بمب تست شده در ایران را با هواپیمای مسافربری به اروپا منتقل و سپس به مزدوران نفوذی رژیم تحویل می دهد، تا در گردهمایی صد هزار نفرۀ مقاومت منفجر و هزاران نفر را کشته و مجروح نماید. اما از بد حادثه این بار نه تنها موش ولایت در تله گیر می افتد، بلکه به رغم چهل و دو سال گذشته، تمام تلاشهای مذبوحانه رژیم برای معامله و یا باج خواهی بین المللی ناکام مانده و با سد مستحکم اقدامات مقاومت مواجه شده و در نتیجه بزرگترین پیروزی مقاومت در سالهای اخیر، رقم می خورد.
حال رژیم فغان و فریاد برآورده که "این توطئه مجاهدین برای سیاه نمایی علیه نظام است" و با اینکه به دستور خامنه ای بالاترین سطوح نظام برای آزادی اسدی تلاش کردند اما با ورود گسترده مجاهدین به این پرونده هیچ کدام از این اقدامات به سرانجام
نرسید.
سپس اعتراف می کند که با وجود مجاهدین آب خوش از گلوی رژیم پائین نمی رود:"تا زمانیکه مجاهدین در میز معاملات ایران بازیگر باشند، نباید انتظار هیچ گونه گشایش سیاسی و دیپلماتیک را داشت".
و سرانجام آینده تیره و تاری که در انتظار پاسدار تروریستهای رژیم و مزدوران "محسوس و غیر محسوس" آن می باشد را به قلم می آورد: "این رویه مجاهدین است که وقتی دستاوردی دارند آنرا تبدیل به سکویی برای ضربات بعدی به نظام می کنند و در این مسیر از هیچ چیز فروگذار نمی کنند. هم اکنون گزارشهایی هست در باره اقدامات خطرناک بعدی آنها علیه سایر دیپلمات های نظام و مرتبطین جمهوری اسلامی که در خارج کشور محسوس و نامحسوس در حال خدمت به نظام هستند" (تمام موارد بالا از خبرگزاری بسیج دانشجویی وابسته به سپاه 21 بهمن 99).
آری مجاهدین برای بستن لانه های ترور و جاسوسی و جارو کردن مستخدمین نظام آخوندی چه رسمی و محسوس و چه غیر محسوس (بریده مزدور) با تمام قوا به پیش می تازند.
اما از آنجا که اسناد برملا شده در جریان دادگاه (از جمله دفترچه سبز حاوی 289 یادداشت، آدرس و تماس در یازده کشور و رسید پولهای داده شده به مزدوران) مبین وجود یک شبکه گسترده از مواجب بگیران و همدستان وزارت بدنام در خارج کشور می باشد. رژیم با بسیج همۀ آنها سعی نمود ضمن کوچک جلوه دادن ضربه دریافتی از مقاومت، مزدوران خود را سفید سازی نموده و متقابلا یقه مجاهدین را گرفته که چرا اسامی را افشاء نمی کنند.
مزدور نفوذی (مصداقی) می گوید: "آقا رژیم چه پولی داده، بابت چی داده"؟
غافل از اینکه سایت حوزوی موسسه رهیافتگان در 9 خرداد 99 جواب او را پیشاپیش داده و ضمن طلبکاری از وزارت اطلاعات و همراه با نام بردن از او و برخی دیگر از مزدورانِ رژیم نوشته بود:
"اینکه وزیر اطلاعات با کارهای شبانه روزی خود برخی از توابین منافقین مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی را استخدام کرده و با انرژی گذاری کلان و البته تامین مالی توابین را به رویارویی روانی با مجاهدین می کشاند، بسیار عالیست اما آیا کافیست؟ کافی نیست".
ضمنا حاج آقا علوی! استخدام کننده این مزدور هم اخیرا اعتراف کرده که سرنخ شیطان سازیها و لجن پراکنی های علیه مجاهدین و فیلمسازی ها را در دست دارد. بنابراین مشخص است که پولهای دریافتی ایشان برای چه بوده است.
مزدور پیشانی سیاه دیگری (عاطفه اقبال) که همواره با کمپین رسوای خود دنبال به دست آوردن اسامی منتقل شدگان مجاهدین به آلبانی و یا مجروحان موشکبارانهای رژیم برای گرا دادن به آن بود این بار نیز خواهانِ انتشار اسامی می باشد، زیرا می خواهد بداند که خود و همپالگی ها و "همشیره نامحترمه" نیز لو رفته می باشند؟
مزدور لو رفته دیگر که از فرط سرگیجه در کیهانِ سلطنت طلب استفراغ کرده و گفته است: چند تا از این نفوذیها در میان شما هستند و چگونه توانستند در سالهای طولانی با سازمان همکاری کنند بدون آنکه شناخته شوند. (نقل به مضمون).
و یا به نیابت از آخوندها می نویسد: کشورهای دموکراتیک وظیفه دارند تا نگذارند کشور آنها محل تصفیه حسابهای ایدئولوژیک سازمان مجاهدین و حکومت اسلامی شود.
این مزدور ضمن یکسان دانستن مجاهدین با رژیم می خواهد فرش را از زیر پای سازمان کشیده و در اوهام خود آنها را در این کشورها تحت فشار قرار دهد.
…
[13:23, 15-02-2021] madi: ضربه دریافتی از مقاومت، مزدوران خود را سفید سازی نموده و متقابلا یقه مجاهدین را گرفته که چرا اسامی را افشاء نمی کنند.
مزدور نفوذی (مصداقی) می گوید: "آقا رژیم چه پولی داده، بابت چی داده"؟
غافل از اینکه سایت حوزوی موسسه رهیافتگان در 9 خرداد 99 جواب او را پیشاپیش داده و ضمن طلبکاری از وزارت اطلاعات و همراه با نام بردن از او و برخی دیگر از مزدورانِ رژیم نوشته بود:
"اینکه وزیر اطلاعات با کارهای شبانه روزی خود برخی از توابین منافقین مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی را استخدام کرده و با انرژی گذاری کلان و البته تامین مالی توابین را به رویارویی روانی با مجاهدین می کشاند، بسیار عالیست اما آیا کافیست؟ کافی نیست".
ضمنا حاج آقا علوی! استخدام کننده این مزدور هم اخیرا اعتراف کرده که سرنخ شیطان سازیها و لجن پراکنی های علیه مجاهدین و فیلمسازی ها را در دست دارد. بنابراین مشخص است که پولهای دریافتی ایشان برای چه بوده است.
مزدور پیشانی سیاه دیگری (عاطفه اقبال) که همواره با کمپین رسوای خود دنبال به دست آوردن اسامی منتقل شدگان مجاهدین به آلبانی و یا مجروحان موشکبارانهای رژیم برای گرا دادن به آن بود این بار نیز خواهانِ انتشار اسامی می باشد، زیرا می خواهد بداند که خود و همپالگی ها و "همشیره نامحترمه" نیز لو رفته می باشند؟
مزدور لو رفته دیگر که از فرط سرگیجه در کیهانِ سلطنت طلب استفراغ کرده و گفته است: چند تا از این نفوذیها در میان شما هستند و چگونه توانستند در سالهای طولانی با سازمان همکاری کنند بدون آنکه شناخته شوند. (نقل به مضمون).
و یا به نیابت از آخوندها می نویسد: کشورهای دموکراتیک وظیفه دارند تا نگذارند کشور آنها محل تصفیه حسابهای ایدئولوژیک سازمان مجاهدین و حکومت اسلامی شود.
این مزدور ضمن یکسان دانستن مجاهدین با رژیم می خواهد فرش را از زیر پای سازمان کشیده و در اوهام خود آنها را در این کشورها تحت فشار قرار دهد.
در این میان پدرخوانده آخوندها (آیت الله بی بی سی) و بلندگوی آنها بر سر همه بزنگاه ها نیز ضمن یقه درانی برای مزدور عارفانی می گوید: پرسشهای زیادی بی پاسخ مانده، از جمله اینکه چه شد هوادار سابق مجاهدین، به دشمنی آنها برخاست و مهمتر چه چیزی شاعر را بمب گذار کرد؟
راستی چه شد که یک حکومت باصطلاح دموکراتیک به یاری دیکتاتوری سلطنتی برخاست وحکومت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرد؟
این عناصر از پاسخ دادن به دو سوال طفره می روند:
یک: چه کسی طراح و اجرا کنندۀ توطئه بمب گذاری بوده؟ (رژیم). و چه کسی یا کسانی هدف این بمب گذاری بوده اند؟ (مجاهدین و به طور خاص خانم رجوی).
دو: باید اذاعان کنند (همچنانکه سایت رهیافته به آن اقرار نموده) که کی، کجا، چگونه و چه مقدار از وزارت بدنام دریافت کرده اند؟.
پاسخ به این دو سوال روشن کننده تمامی ابهامات در صحنه می باشد. در خاتمه همانطور که در اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت آمده، این مزدوران و سایر همپالگی ها از جمله "وکیلی که حرف مفت زیاد می زند ولی مفت حرنمی زند" بهتر است از سرنوشت عارفانی و سعدونی و نعامی، عبرت بگیرند.ان
Geen opmerkingen:
Een reactie posten